برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1289 100 1

classic

/ˈklæsɪk/ /ˈklæsɪk/

معنی: باستانی، کلاسیک، مطابق بهترین نمونه، پیرو سبکهای باستانی، ردهای، وابسته به ادبیات باستانی
معانی دیگر: عالی، (در رده ی خود) بهترین، (بهترین) نمونه، موثق ترین، (معمولا با the و به صورت جمع) آثار هنرمندان و نویسندگان برجسته ی یونان و روم باستان، رویداد معروف و سنتی، اصیل، شناخته شده، وابسته به هنر و ادبیات یونان و روم باستان، وابسته به اصول و سنت های هنری روم و یونان باستان (رجوع شود به: classical)، (هنر و ادبیات - دارای سبکی متوازن و ساده و مهار شده و منظم و عاری از نظر و غرض خصوصی) کلاسیک (در مقایسه با: romantic)، (در مورد لباس) ساده و از مد نیافتادنی، همیشه مقبول، (هنرمند یا نویسنده یا اثر هنری و ادبی) معروف و خوب و موثق، ادبیات باستانی یونان و روم، مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان

بررسی کلمه classic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: representative or typical of a class or category; serving as a standard.
مترادف: exemplary, model, typical
متضاد: atypical, unrepresentative
مشابه: ideal, representative, standard

- Here is a classic Chippendale chair, unlike that one with its straighter lines.
[ترجمه ترگمان] این یک صندلی Chippendale کلاسیک است، بر خلاف آن یکی با خطوط straighter
[ترجمه گوگل] در اینجا یک صندلی Chippendale کلاسیک است، بر خلاف آن که با خطوط راست آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: serving as the best of its type.
مترادف: definitive, exemplary, standard
مشابه: authoritative, model

- His book represents the classic study of gang behavior, and it is required reading for anyone interested in the subject.
[ترجمه ترگمان] کتاب او مطالعه کلاسیک رفتار باند را نشان می‌دهد و برای هر کس که به موضوع علاقه‌مند باشد نیاز به مطالعه دارد
[ترجمه گوگل] کتاب او نشان دهنده مطالعه کلاسیک رفتار باند است و برای هر کسی که علاقه مند به موضوع است خواندن آن لازم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: ...

واژه classic در جمله های نمونه

1. an undeniable literary classic
یک کلاسیک ادبی بی‌نظیر

2. the poem is a classic example of the khorassani style
این شعر نمونه‌ی برجسته‌ای از سبک خراسانی است.

3. the kentucky derby is a racing classic
مسابقه‌ی اسبدوانی کنتاکی دربی در نوع خود معروف است.

4. I have a blind spot where classic music is concerned.
[ترجمه ترگمان]من یک نقطه کور دارم که در آن موسیقی کلاسیک به آن مربوط می‌شود
[ترجمه گوگل]من یک نقطه کور در جایی که موسیقی کلاسیک دارد، وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She displayed the classic symptoms of depression.
[ترجمه ترگمان]او علائم کلاسیک افسردگی را به نمایش گذاشت
[ترجمه گوگل]او علایم کلاسیک افسردگی را نمایش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Too many job hunters make the classic mistake of thinking only about what's in it for them.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شکارچیان کار اشتباه کلاسیک را فقط در مورد آنچه که برای آن‌ها وجود دارد انجام می‌دهند
[ترجمه گوگل]شکارچیان شغل خیلی اشتباه کلاسیک از تفکر فقط در مورد آنچه که در آن برای آنها است ...

مترادف classic

باستانی (صفت)
prime , gray , old , ancient , age-old , classical , antique , antiquarian , classic , traditionary , relict , primeval
کلاسیک (صفت)
classical , classic
مطابق بهترین نمونه (صفت)
classical , classic
پیرو سبکهای باستانی (صفت)
classical , classic
ردهای (صفت)
classical , serial , classic
وابسته به ادبیات باستانی (صفت)
classical , classic

معنی classic در دیکشنری تخصصی

[سینما] باستانی
[ریاضیات] کلاسیک
[آب و خاک] طرح صریح کلاسیک

معنی کلمه classic به انگلیسی

classic
• creation that serves as an example to be followed (outstanding piece of art, excellent book, etc.); something worth remembering; something traditional
• excellent; timeless; traditional; serving as a model (in art and literature); of or pertaining to greek and roman antiquities
• a classic example of something has all the features which you expect that kind of thing to have.
• a classic film or piece of writing is of high quality and has become a standard against which similar things are judged.
• a classic is a book which is well-known and of a high literary standard.
• classics is the study of ancient greek and roman civilizations, especially their languages, literature, and philosophy.
classic example
• typical example, commonly-used example
hall of fame classic
• classic works of art or people that are honored at the hall of fame (for outstanding work in a particular profession, sport, etc.), hofc

classic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش وجود
این واژه زمانی بکار می رود که بخواهیم درباره چیزی صبحت کنیم که ارزش آن بخاطر سبک سنتی و کهن یا به عبارتی جا افتاده آن است که همان کلاسیک معنی می شود.
آراز فرشباف
قدیمی، برای زمان قدیم
حاجي
باستاني،سنتي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی classic
کلمه : classic
املای فارسی : کلاسیک
اشتباه تایپی : زمشسسهز
عکس classic : در گوگل

آیا معنی classic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )