برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

clear the air


(سو تفاهم یا دلواپسی و غیره را) رفع کردن

واژه clear the air در جمله های نمونه

1. The rain has helped clear the air.
[ترجمه ترگمان]باران به روشن‌شدن هوا کمک کرده‌است
[ترجمه گوگل]باران به پاک کردن هوا کمک کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A frank discussion can help to clear the air.
[ترجمه ترگمان]یک بحث صریح می‌تواند به تمیز کردن هوا کمک کند
[ترجمه گوگل]یک گفت و شنود واقعی می تواند به پاک کردن هوا کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It would be good to clear the air, but she hoped it would hold off until after the party.
[ترجمه ترگمان]هوا برای صاف کردن هوا خوب بود، اما امیدوار بود که تا بعد از مهمانی برود
[ترجمه گوگل]خوب بود که هوا را پاک کنیم، اما امیدوار بود تا پس از آن حزب خاموش شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A good fight once in a while can clear the air.
[ترجمه ترگمان]یک جنگ خوب زمانی در یک زمان می‌تواند هوا را صاف کند
[ترجمه گوگل]مبارزه خوب یک بار در حالی که می تواند هوا را پاک کند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه clear the air به انگلیسی

clear the air
• purify the atmosphere, clarify things

clear the air را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی
گفتگو کردن برای کم کردن تنش ها و مشکلات
Soroushgh97
Let's clear the air
بیا سنگ هامونو وا بکنیم
Shirinbahari
کدورت ها را کنار گذاشتن. آشتی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی clear the air
کلمه : clear the air
املای فارسی : کلیر تاه ایر
اشتباه تایپی : زمثشق فاث شهق
عکس clear the air : در گوگل

آیا معنی clear the air مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )