برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1320 100 1

clearinghouse

/ˈklɪrɪŋˌhɑːws/ /ˈklɪrɪŋˌhɑːws/

(بانکداری) دفتر پایاپای، مرکز تهاتر، اتاق پایاپای، موسسه ی تهاتری، موسسه ی توزیع، اداره ی مرکزی (برای گردآوری و پخش اطلاعات)، انبار یا اداره ی مشترک، سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند، موسسه تهاتری لندن

بررسی کلمه clearinghouse

اسم ( noun )
(1) تعریف: a central place where materials or information are collected or maintained, esp. for distribution.

(2) تعریف: an office where debts and claims are settled between institutions such as banks.

واژه clearinghouse در جمله های نمونه

1. publishers' clearinghouse
انبار پایاپای ناشران (که کتاب‌های روی دست مانده را در آن گردآوری و به فروش می‌رسانند)

2. Without the advantage of mobile clearinghouse personnel, the majority of clearinghouses have no option but to adopt this method.
[ترجمه ترگمان]بدون استفاده از پرسنل موسسه تهاتری داده‌ها، اکثر of هیچ گزینه‌ای جز اتخاذ این روش ندارند
[ترجمه گوگل]بدون مزیت پرسنل پرسنل واحدهای تلفن همراه، اکثر واحدهای پاکسازی، هیچ گزینهای ندارند اما این روش را اتخاذ کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There are no formal ties between the national clearinghouses but they maintain regular contact, and exchange information, newsletters and materials.
[ترجمه ترگمان]هیچ ارتباط رسمی بین the ملی وجود ندارد اما آن‌ها ارتباط منظمی را حفظ می‌کنند و اطلاعات، خبرنامه ها و مطالب را مبادله می‌کنند
[ترجمه گوگل]هیچ روابط رسمی بین خانه های تأسیسات ملی وجود ندارد اما آنها تماس منظم و تبادل اطلاعات، خبرنامه ها و مواد را نگه می دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The national clearinghouses co-operate to some extent but largely through exchanges of information and teaching material.
[ترجمه ترگمان]The ملی تا حدودی به کار خود ادامه می‌دهند اما تا حد زیادی از طریق ت ...

معنی عبارات مرتبط با clearinghouse به فارسی

انبار پایاپای ناشران (که کتاب های روی دست مانده را در آن گردآوری و به فروش می رسانند)

معنی کلمه clearinghouse به انگلیسی

clearinghouse
• place where mutual claims and accounts are settled; agency for classifying and distributing

clearinghouse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گیرا ترجمه
اتاق پردازش
شهریار بهرامی اقدم
مرکز اطلاعات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی clearinghouse
کلمه : clearinghouse
املای فارسی : کلیرینقوس
اشتباه تایپی : زمثشقهدلاخعسث
عکس clearinghouse : در گوگل

آیا معنی clearinghouse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )