انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1081 100 1

clown

تلفظ clown
تلفظ clown به آمریکایی/ˈklaʊn/ تلفظ clown به انگلیسی/klaʊn/

معنی: مسخره، لوده، مقلد، دلقک شدن، مسخرگی کردن
معانی دیگر: دلقک بازی در آوردن، لودگی کردن، دست انداختن و شوخی کردن، ادا و اطوار در آوردن، (در اصل) دهاتی، روستایی، آدم پخمه، بی عرضه

بررسی کلمه clown

اسم ( noun )
(1) تعریف: a comic performer, as in a circus, who wears odd clothes and exaggerated makeup and entertains by jokes, tricks, juggling, and the like.
مشابه: fool, harlequin, humorist, jester, mime, pantomime

- My little boy likes the clowns more than the acrobats at the circus.
ترجمه کاربر [ترجمه امین] پسر کوچکم دلقک‌ها را بیشتر از بندبازها در سیرک دوست دارد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پسر کوچولوم از دلقک‌ها بیشتر بیشتر از دلقک‌ها توی سیرک خوشش میاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پسر کوچک من دوست دارد دلقک ها بیش از acrobats در سیرک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a person who acts in a comical, prankish manner.
مترادف: buffoon, comedian, cutup, farceur, jester, joker, wag, zany
مشابه: comic, harlequin, merry-andrew, prankster

- We loved him in school because he was always such a clown, making us laugh all the time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما او را در مدرسه دوست داشتیم، چون او همیشه یک دلقک بود و ما را به خنده می‌انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما او را در مدرسه دوست داشتیم زیرا او همیشه مانند یک دلقک بود، و ما را همواره بخنداند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a crude, impolite, or oafish person.
مترادف: boor, churl, lout
مشابه: brute, joker, oaf, yahoo

- Why did you insult her like that, you clown!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ! چرا اینطوری بهش توهین کردی، دلقک
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چرا او را مانند این توهین کردی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: clowns, clowning, clowned
مشتقات: clownish (adj.), clownishly (adv.), clownishness (n.)
• : تعریف: to perform as a clown or seek to amuse others through comical, prankish behavior (sometimes fol. by "around").
مترادف: jest, joke
مشابه: fool, kid, wisecrack

- He's clowning with a European circus now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون دلقکی هاست که داره با یه سیرک اروپایی بازی می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او اکنون با یک سیرک اروپایی چیره شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I never take him seriously because he's always clowning.
ترجمه کاربر [ترجمه kkk-1219] من هرگز او را جدی نمی گیرم زیرا او همیشه درحال شوخی است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من هرگز او را جدی نمی‌گیرم چون همیشه دلقک‌بازی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من هرگز او را جدی نمی گیرم چون او همیشه دلسوز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Stop clowning around and get back to work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] clowning را رها کنید و به سرکار برگردید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] توقف چوپان در اطراف و بازگشت به کار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه clown در جمله های نمونه

1. make a clown of oneself
ترجمه خود را مضحکه‌ی دیگران کردن

2. go, become a clown and learn to fiddle
ترجمه رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

3. it is preposterous for this clown to become president
ترجمه رئیس جمهور شدن این دلقک تمسخر انگیز است.

4. Frankie's a bit of a clown.
ترجمه کاربر [ترجمه مرتضی] فرانکی کمی دلقک است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرانکی یه مشت دلقک هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانکی کمی از دلقک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I can't understand what she sees in that clown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نمی‌فهمم اون توی اون دلقک چی می‌بینه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمیتوانم آنچه را که در آن دلقک میبینم را درک کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Our host was wearing a clown costume.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میزبان ما لباس دلقکی پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میزبان ما یک لباس دلقک داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was laughing, the clown of the twosome.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌خندید، دلقک گروه دو نفره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خندید، دلقک دوقلوی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She dressed up as a clown with a white face and red nose.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با صورتی سفید و بینی سرخ، لباس رسمی به تن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک دلقک با صورت سفید و بینی قرمز لباس پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The performance of the clown kept the public rolling about.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اجرای آن دلقک همچنان در حرکت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عملکرد دلقک مردم را نادیده گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The clown panicked the audience with a gag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دلقک با یک شوخی جمعیت را وحشت زده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دلقک تماشاگران را با صدای بلند تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Robert was always the class clown .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابرت همیشه دلقک کلاس بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابرت همیشه دلقک کلاس بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. When you open the box, a clown pops out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی جعبه رو باز می‌کنی دلقکی بیرون میاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که جعبه را باز میکنید، یک دلقک بلند میشود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The star clown was considered a master of witty banter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دلقک ستاره یک استاد شوخی بامزه‌ای محسوب می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دلقک ستاره به عنوان یک استاد خیال پردازی در نظر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He had to clown every day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون هر روز یه دلقک داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هر روز باید دلقک باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف clown

مسخره (اسم)
flout , antic , mockery , ridicule , scoff , zany , aunt sally , irony , patch , gibe , butt , jeer , bob , jest , taunt , buffoon , clown , droll , laughingstock , staring-quarter , cut-up , witticism , merry-andrew , mickey , own-glass , pickle herring , punchball
لوده (اسم)
fool , zany , buffoon , harlequin , clown , farceur , footler , tomfool , hobbyhorse , punchinello
مقلد (اسم)
zany , mimic , clown , mime , emulator , imitator , merry-andrew
دلقک شدن (فعل)
clown
مسخرگی کردن (فعل)
mimic , buffoon , clown

معنی عبارات مرتبط با clown به فارسی

تازه شکفته، نوظهور

معنی کلمه clown به انگلیسی

clown
• buffoon, jester
• behave like a buffoon, behave like a fool
• a clown is a performer who wears funny clothes and bright make-up, and does silly things to make people laugh.
• if you clown, you do silly things to make people laugh.
like a clown
• like a buffoon, like a jester
sad clown
• person who appears happy on the outside but is really sad inside

clown را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری ٢٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠١/٠٣
دلقک
|

محسن ١٧:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
انسان مسخره
|

یاسین ١٥:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٢٥
مسخره
بازی
|

Hasan ١٨:٤٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
دلقک،مسخره
|

Masoumeh ١٥:٢٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
دلقک
I played the role ofa clown in the play
من در نمایش نقش یک دلقک را بازی کردم
|

آراز فرشباف آقاجانی ١٧:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/١٦
دلقک
مسخره
اسباب خنده دیگران
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی clown
کلمه : clown
املای فارسی : کلاون
اشتباه تایپی : زمخصد
عکس clown : در گوگل


آیا معنی clown مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )