برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1316 100 1

coalescence

/ˌkoʊəˈlesəns/ /ˌkəʊəˈlesəns/

معنی: انعقاد، بهم امیختگی

واژه coalescence در جمله های نمونه

1. the coalescence of various ethnic groups
یکپارچگی (یا ادغام یا هم آمیخت) گروه‌های نژادی مختلف

2. The electricity, rheology and coalescence kinetics of oral harmine emulsion were determined by electrophoresis, viscometry and conductometry respectively.
[ترجمه ترگمان]جریان الکتریسیته، rheology و سینتیک of دهانی به ترتیب با با الکتروفورز، viscometry و conductometry تعیین شدند
[ترجمه گوگل]انرژی، رئوولژی و سنتز همجوشی امولسیون هارمونیک دهان به وسيله الکتروفورز، ويسكومتری و كنترل اندازهگيری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Bubble coalescence time is an important parameter in the study of coalescence behavior.
[ترجمه ترگمان]زمان coalescence حباب یک پارامتر مهم در مطالعه رفتار coalescence است
[ترجمه گوگل]زمان همبستگی حباب یک پارامتر مهم در مطالعه رفتار انعطاف پذیری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The microcosmic mechanism of emulsion coalescence affected by polymer al 8 o discussed.
[ترجمه ترگمان]مکانیسم microcosmic امولسیون تحت‌تاثیر پلیمر ۸ قرار گرفت
[ترجمه گوگل]مکانیسم میکروکوزومی همجوششی امولسیون که تحت تاثیر پلیمرهای آلومینیوم قرار گرفته است
[ترجمه شما] ...

مترادف coalescence

انعقاد (اسم)
conclusion , ratification , coagulation , coalescence , gelation , ligation
بهم امیختگی (اسم)
coalescence

معنی coalescence در دیکشنری تخصصی

coalescence
[شیمی] بهم پیوستگی ، بهم امیختگى ، انعقاد
[عمران و معماری] التصاق - پیوستن - ادغام
[نساجی] دو فازه شدن امولسیون
[پلیمر] بهم پیوستِ ذرات

معنی کلمه coalescence به انگلیسی

coalescence
• act or process of merging, uniting; growing together

coalescence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال نجاریزدی
در تحلیل مقابله ای به معنای "ادغام" است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی coalescence
کلمه : coalescence
املای فارسی : کلسکنک
اشتباه تایپی : زخشمثسزثدزث
عکس coalescence : در گوگل

آیا معنی coalescence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )