برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1358 100 1

coerce

/koʊˈɜːs/ /kəʊˈɜːs/

معنی: بزور وادار کردن، ناگزیر کردن
معانی دیگر: مجبور کردن، (به زور) وادار کردن، قلدری کردن، (با زور یا تهدید) جلوگیری کردن، بازداشتن، مهار کردن، سرکوب کردن

بررسی کلمه coerce

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: coerces, coercing, coerced
مشتقات: coercible (adj.), coercer (n.)
(1) تعریف: to persuade or pressure (a person) to do something by using threats, intimidation, or the like.
مترادف: force, pressure, strong-arm
مشابه: bulldoze, compel, con, constrain, drive, hustle, impel, intimidate, threaten

- It has been alleged that the police coerced her into confessing.
[ترجمه ترگمان] گفته می‌شود که پلیس او را وادار به اعتراف کرده‌است
[ترجمه گوگل] ادعا شده است که پلیس او را مجبور به اعتراف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Other members of the gang coerced him to steal the drugs.
[ترجمه ترگمان] اعضای دیگر گروه او را وادار به دزدیدن مواد مخدر کردند
[ترجمه گوگل] سایر اعضای این باند او را مجبور به سرقت مواد مخدر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to compel or bring about by intimidation or force.
مترادف: force, strong-arm
متضاد: coax
مشابه: compel, dragoon, enforce, extort

- The tyrant coerced obedience.
[ترجمه ...

واژه coerce در جمله های نمونه

1. They were coerced into signing the contract.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها مجبور به امضای قرارداد شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها قرارداد را امضا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I was coerced into joining the gang.
[ترجمه ترگمان]منو مجبور کردن که به گروه ملحق بشم
[ترجمه گوگل]من به پیوستن به باند مجبور شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rebels coerced the villagers into hiding them from the army.
[ترجمه ترگمان]شورشیان روستاییان را وادار به پنهان کردن آن‌ها از ارتش کردند
[ترجمه گوگل]شورشیان روستاییان را مجبور به مخفی کردن آنها از ارتش کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Potter had argued that the government coerced him into pleading guilty.
[ترجمه ترگمان]پاتر مدعی شده بود که دولت او را وادار به اقرار به گناه کرده‌است
[ترجمه گوگل]پاتر متذکر شد که دولت او را مجبور به مجازات کردن مجازات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف coerce

بزور وادار کردن (فعل)
hustle , coerce
ناگزیر کردن (فعل)
coerce

معنی coerce در دیکشنری تخصصی

coerce
[حقوق] وارد کردن، مجبور کردن، اعمال زور

معنی کلمه coerce به انگلیسی

coerce
• force, compel to do something
• if you coerce someone into doing something, you force them to do it; a formal word.

coerce را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

همتیان
متقاعد شدن
بابک.ق
با تهدید مجبور ساختن
حسین اسماعیلی زاد
به زور وادار به کاری کردن
میلاد علی پور
تحت فشار گذاشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی coerce
کلمه : coerce
املای فارسی : کرک
اشتباه تایپی : زخثقزث
عکس coerce : در گوگل

آیا معنی coerce مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )