انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

coin money

تلفظ coin money
تلفظ coin money به آمریکایی تلفظ coin money به انگلیسی

1- سکه زدن، ضرب کردن 2- (خودمانی) یکدفعه در آمد زیادی پیدا کردن، پول زیاد به چنگ آوردن

واژه coin money در جمله های نمونه

1. He is coin money In his new business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در کسب‌وکار جدید خود پول دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سکه پول در کسب و کار جدید خود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Sell false coin money with money get rich the dream became reality eventually.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پول سکه کاذب را به پول بفروشید و ثروتمند شوید این رویا در نهایت به واقعیت تبدیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروش سکه دروغین با پول، ثروتمند شدن، در نهایت رویای واقعی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Although states were allowed to coin money right after the American Revolution, they are not allowed to do so today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر چه ایالات مجاز بودند که پس از انقلاب آمریکا پول نقد کنند، اجازه ندارند که این کار را امروز انجام دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرچند دولتها پس از انقلاب آمریکا مجبور شدند پول نقد را بپردازند، آنها مجاز به انجام چنین کاری نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Issuing coin money is the source of seigniorage and seigniorage is the outcome of issuing money by the Central Bank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پول نقد منبع of و seigniorage نتیجه صدور پول توسط بانک مرکزی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدور سکه پول منبع ارزیابی و ارزیابی اوراق بهادار است که نتیجۀ صدور پول توسط بانک مرکزی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In 1534 they were granted the right to coin money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سال، حق پرداخت پول را به دست آوردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال 1534 آنها به حق سکه پول داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Of course, to coin money overnight lawful doesn't violate the law, but I think no one is too foolish to say that it is guilty to coin money overnight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته برای سکه‌ای که یک شبه قانونی است، قانون را نقض نمی‌کند، اما من فکر می‌کنم هیچ‌کس آن قدر احمق نیست که بگوید پول یک شبه پول دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطمئنا پول قانونی یک شبه پول سکه قانون را نقض نمی کند، اما من فکر می کنم هیچکس خیلی احمقانه نیست که بگوییم پول نقد یک شب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Constitution of the United States gave Congress the right to coin money and control its value.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون اساسی ایالات‌متحده به کنگره حق توزیع پول و کنترل ارزش آن را داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون اساسی ایالات متحده به کنگره حق سکه پول و کنترل ارزش آن را داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. For example, Article I, Section of the U. S. Constitution says that states cannot form alliances with foreign governments, declare war, coin money, or impose taxes on imports or exports.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، ماده ۱، بخش U اس قانون اساسی می‌گوید که دولت‌ها نمی‌توانند با دولت‌های خارجی متحد شوند، اعلان جنگ، پول سکه، یا اعمال مالیات بر واردات یا صادرات را اعلام کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان مثال، ماده 1، بخش قانون اساسی ایالات متحده می گوید که دولت ها نمی توانند اتحاد با دولت های خارجی ایجاد کنند، جنگ، پول سکه یا مالیات بر واردات و صادرات اعلام کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Sometimes, the player can accumulate a lot of points, and then press the button and then points to coin money game, but more players are down the drain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی بازیکن می‌تواند نکات زیادی را جمع کند و سپس دکمه را فشار دهد و سپس به بازی پول اشاره کند، اما بازیکنان بیشتری در حال تخلیه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات بازیکن میتواند نقاط زیادی را جمعآوری کند و سپس دکمه را فشار داده و سپس به بازی پول نقره ای اشاره می کند، اما بازیکنان بیشتری از بین می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه coin money به انگلیسی

coin money
• stamp coins, make coins, mint coins

coin money را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی coin money
کلمه : coin money
املای فارسی : کوین مانی
اشتباه تایپی : زخهد ئخدثغ
عکس coin money : در گوگل


آیا معنی coin money مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )