برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1328 100 1

coin money


1- سکه زدن، ضرب کردن 2- (خودمانی) یکدفعه در آمد زیادی پیدا کردن، پول زیاد به چنگ آوردن

واژه coin money در جمله های نمونه

1. He is coin money In his new business.
[ترجمه ترگمان]او در کسب‌وکار جدید خود پول دارد
[ترجمه گوگل]او سکه پول در کسب و کار جدید خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sell false coin money with money get rich the dream became reality eventually.
[ترجمه ترگمان]پول سکه کاذب را به پول بفروشید و ثروتمند شوید این رویا در نهایت به واقعیت تبدیل شد
[ترجمه گوگل]فروش سکه دروغین با پول، ثروتمند شدن، در نهایت رویای واقعی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Although states were allowed to coin money right after the American Revolution, they are not allowed to do so today.
[ترجمه ترگمان]اگر چه ایالات مجاز بودند که پس از انقلاب آمریکا پول نقد کنند، اجازه ندارند که این کار را امروز انجام دهند
[ترجمه گوگل]هرچند دولتها پس از انقلاب آمریکا مجبور شدند پول نقد را بپردازند، آنها مجاز به انجام چنین کاری نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Issuing coin money is the source of seigniorage and seigniorage is the outcome of issuing money by the Central Bank.
[ترجمه ترگمان ...

معنی کلمه coin money به انگلیسی

coin money
• stamp coins, make coins, mint coins

coin money را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی coin money
کلمه : coin money
املای فارسی : کوین مانی
اشتباه تایپی : زخهد ئخدثغ
عکس coin money : در گوگل

آیا معنی coin money مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )