برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1313 100 1

colloquially


بطورگفتگویاصحبت، درگفتگو

واژه colloquially در جمله های نمونه

1. Colloquially, a "fairy tale" or "fairy story" can also mean any far-fetched story or tall tale.
[ترجمه ترگمان]داستان \"قصه پریان\" یا \"داستان پریان\" نیز می‌تواند به معنای داستان بلند و یا داستان بلند باشد
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، 'داستان پری' یا 'داستان پری' می تواند به معنای هر داستان یا داستان بلند باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sich einem herunterreissen means "to pull off" and colloquially "to masturbate. "- TR.
[ترجمه ترگمان]Sich einem به معنای \"کشیدن\" و \"colloquially\" به \"masturbate\" است
[ترجمه گوگل]Sich einem heunterreissen به معنی 'بیرون کشیدن' و 'گفت و گو' است - TR
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Their place is partly filled by what are colloquially known aspubs, public houses.
[ترجمه ترگمان]محل آن‌ها تا حدودی از آنچه در اصطلاح aspubs معروف است پر شده‌است
[ترجمه گوگل]جایگاه آنها تا حدودی توسط آنچه که به زبانهای گوناگون شناخته می شود، پر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This building is colloquially referred to as the barn.
...

معنی کلمه colloquially به انگلیسی

colloquially
• in a colloquial manner (not used in formal speaking or writing); informally

colloquially را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا میرشاه علی
محاوره ای
یوسف صابری
در مقام محاوره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی colloquially
کلمه : colloquially
املای فارسی : کللقویللی
اشتباه تایپی : زخممخضعهشممغ
عکس colloquially : در گوگل

آیا معنی colloquially مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )