برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

come together


1- دور هم جمع شدن، گرد آمدن 2- به هم رسیدن

واژه come together در جمله های نمونه

1. Things of a kind come together; people of a kind fall into the same group.
[ترجمه ترگمان]همه چیز با هم جور در می‌اید؛ مردمی که به شکل یک گروه می‌افتند
[ترجمه گوگل]چیزهایی از نوعی با هم می آیند مردم نوعی به یک گروه می افتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And when we come together, combine the light that shines within. There is nothing we can't do, there is no battle we can't win.
[ترجمه ترگمان]و هنگامی که با هم می‌آییم، نوری را که در داخل می‌تابد با هم ترکیب می‌کنیم چیزی نیست که ما نمی‌توانیم انجام دهیم، هیچ نبردی وجود ندارد که ما بتوانیم برنده شویم
[ترجمه گوگل]و هنگامی که ما به هم می پیوندیم، نور را که درون آن می درخشند ترکیب می کنیم چیزی که ما نمی توانیم انجام دهیم هیچ نبردی نیست که بتوانیم برنده شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Conference called on all good men to come together to resist socialism.
[ترجمه ترگمان]کنفرانس از همه مردان خوب خواست تا با هم متحد شوند تا در برابر سوسیالیسم مقاومت کنند
[ترجمه گوگل]کنفرانس همه مردان خوب را فرا خواند تا در برابر سوسیالیسم مقاومت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه come together به انگلیسی

come together
• assemble, gather together

come together را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیمان
Integrate( یکپارچه شدن،حل شدن در یک مجموعه مانند جامعه،در آمیختن با)
عباس نعمتی فر
به هم رسیدن
the place where two rivers come together
دکتر سعیدی
برخورد کردن
محدثه فرومدی
هم‌آیند بودن
بابک
جور شدن
عامیانه جور شدن یک برنامه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی come together
کلمه : come together
املای فارسی : سوم تگتهر
اشتباه تایپی : زخئث فخلثفاثق
عکس come together : در گوگل

آیا معنی come together مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )