انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1097 100 1

comeback

تلفظ comeback
تلفظ comeback به آمریکایی/ˈkʌmˌbæk/ تلفظ comeback به انگلیسی/ˈkʌmbæk/

معنی: باز گشت، بازگشتن
معانی دیگر: باز گشت (به وضع یا مقام یا قدرت سابق)، رجعت، دستیابی مجدد، جواب (زیرکانه یا دندان شکن)، دلیل قانونی، بهانه

بررسی کلمه comeback

اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) a return to a former status, popularity, level of performance, or the like.

- The aging star made a comeback in his new film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این ستاره پیر دوباره به فیلم جدیدش بازگشته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ستاره سالخورده در فیلم جدید خود باز گشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a quick, clever retort.
مشابه: answer, repartee, retort

واژه comeback در جمله های نمونه

1. his comeback to power surprised everyone
ترجمه بازگشت او به قدرت همه را متعجب کرد.

2. mohammad ali made his comeback in the ring
ترجمه محمد علی دوباره به عرصه‌ی مشت‌بازی رجعت نمود.

3. to make (or stage) a comeback
ترجمه بازگشتن (به وضع یا مقام یا قدرت و غیره‌ی سابق)

4. Sixties singing star Petula Clark is making a comeback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"Petula کلارک\" (Petula کلارک)در حال آواز خواندن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاتولا کلارک، ستاره آواز شصت ها، باز گشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The miniskirt made a comeback in the late 1980s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The در اواخر دهه ۱۹۸۰ دوباره بازگشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مینیسک در اواخر دهه 1980 بازنگری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Cartoons seem to be making a comeback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که Cartoons بازگشتی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد کاریکاتورها باز گشته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The player is on the comeback trail after a serious knee injury.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بازیکن پس از جراحت جدی زانو در حال بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از یک آسیب شدید زانو، بازیکن پس از بازگشت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The former tennis star's comeback trail hit the buffers yesterday when she lost in straight sets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The گذشته ستاره تنیس، دیروز هنگامی که در یک مجموعه تنظیمات مستقیم گم شد، به buffers اصابت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دنباله گنجایش بازی ستاره سابق تنیس در روزهای گذشته با ضربه زدن به بافر ها در مجموعه های مستقیم از بین رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. After five years in retirement, he staged a comeback to international tennis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از پنج سال بازنشستگی، او بازگشت به تنیس بین‌المللی را به روی صحنه آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از پنج سال در بازنشستگی، بازنشستگی را به تنیس بین المللی برگزار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Their plans for a comeback now lie in ruins.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه‌های آن‌ها برای بازگشت دوباره در حال نابودی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه های خود را برای بازگشت در حال حاضر در خرابه های دروغین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This game marks his comeback to the international cricket scene.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بازی بازگشت او به صحنه بین‌المللی کریکت را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازی بازتاب خود را به صحنه بین المللی کریکت نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Tight fitting T-shirts are making a comeback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس‌های تنگ (تی‌شرت)در حال بازگشت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تی شرت تنگ مناسب باز گشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The band's trying to make/stage a comeback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه برای بازگشت به صحنه تلاش می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باند تلاش برای بازپس گرفتن / مرحله
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Ferdinand was jubilant after making an impressive comeback from a month on the injured list.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فردیناند بعد از این که از یک ماه که در لیست زخمی‌ها بود، یک بازگشت چشمگیر داشت، شادمان شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فردیناند پس از یک بازنگری قابل توجه از یک ماه در فهرست مجروحان، جنجال برانگیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Romance is making a comeback. Reality is out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وضعیت عشقی در حال بازگشت است حقیقت منتفی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عاشقانه باز گشت واقعیت خارج است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف comeback

باز گشت (اسم)
recess , reflection , reference , return , recurrence , comeback , reflexion , recidivism , recession , recursion
بازگشتن (اسم)
return , comeback

معنی کلمه comeback به انگلیسی

comeback
• returning, coming back; recovery; spirited reply, sharp answer
• if someone or something makes a comeback, they become popular or successful again.
pounding comeback
• overwhelming return to advantage, smashing come from behind victory

comeback را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧
ظهور دوباره
|

A ١٩:٢٨ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠
برگشتن
بازگشت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی comeback
کلمه : comeback
املای فارسی : کمبکک
اشتباه تایپی : زخئثذشزن
عکس comeback : در گوگل


آیا معنی comeback مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )