انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 891 100 1

بررسی کلمه communism

اسم ( noun )
(1) تعریف: the theory of a classless social system in which all property and means of production are owned in common; socialist theory deriving from the works of Karl Marx and Friedrich Engels.

(2) تعریف: (sometimes cap.) a social system, esp. that of the former Soviet Union, in which all means of production are owned by the state.

(3) تعریف: the international movement to establish state socialism as the dominant world social system.

واژه communism در جمله های نمونه

1. communism and capitalism are two entirely different ideologies
ترجمه کمونیسم و کاپیتالیسم دو مرام کاملا متفاوت هستند.

2. communism dogma
ترجمه اعتقادات کمونیسم

3. russian communism was on its last legs
ترجمه کمونیسم روسی روزهای آخر خود را می‌گذراند.

4. he thinks that communism is dead
ترجمه او معتقد است که کمونیسم مرده است.

5. her disillusionment with communism started during her trip to cuba
ترجمه سرخوردگی او نسبت به کمونیسیم طی سفرش به کوبا آغاز شد.

6. his espousal of communism cost him dearly
ترجمه هواداری او از کمونیسم برایش گران تمام شد.

7. his polemic against communism
ترجمه جر و بحث او بر علیه کمونیسم

8. thinkers like mazdak anteceded communism
ترجمه متفکرینی مانند مزدک از مدت‌ها پیش کمونیسم را ابداع کردند.

9. universities became hotbeds of communism
ترجمه دانشگاه‌ها محل نشو و نمو کمونیسم شدند.

10. he spent his life debunking communism
ترجمه او عمر خود را صرف پرده‌برداری عیوب کمونیسم کرد.

11. people did not gravitate toward communism
ترجمه مردم نسبت به کمونیسم گرایشی پیدا نکردند.

12. he claimed that the foundation of communism is based on wrong assumptions about the human nature
ترجمه او ادعا می‌کرد که اساس کمونیسم بر برداشت‌های غلطی درباره‌ی ماهیت انسان استوار است.

13. the denial of the principles of communism by the party leaders themselves
ترجمه رد اصول کمونیسم توسط خود سران حزب

14. we both shared a common antipathy to communism
ترجمه هر دوی ما نسبت به کمونیسم احساس بیزاری مشترک داشتیم.

15. they won over many simple young men to communism
ترجمه آنان جوانان ساده‌دل فراوانی را به آغوش کمونیسم کشاندند.

16. they were only interested in spreading the gospel of communism
ترجمه آنها فقط علاقمند بودند که مرام کمونیسم را رواج بدهند.

17. Communism has never really taken root in England.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمونیسم هرگز در انگلستان ریشه نگرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمونیسم هرگز در انگلستان ریشه ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Under communism, nothing was allowed to get in the way of the great march of progress .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زیر نظر کمونیسم هیچ چیز مجاز نبود که راه پیشرفت بزرگ پیشرفت را پیدا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحت کمونیسم، هیچ چیز اجازه راهپیمایی پیشرفت را نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. Thanks to the collapse of communism the political antithesis between Left and Right is less important.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لطف فروپاشی کمونیسم، تضاد سیاسی بین چپ و راست اهمیت کمتری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به لطف سقوط کمونیسم، مخالفت سیاسی بین چپ و راست کمتر اهمیت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. Marx's ideas gave birth to communism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عقاید مارکس به کمونیسم منجر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده های مارکس باعث کمونیسم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Truman had a strong dislike for communism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترومن یک نفرت قوی از کمونیسم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترومن دارای خصومت قوی برای کمونیسم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The collapse of Communism at the end of the 1980s encouraged hopes of a new world order.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فروپاشی کمونیسم در پایان دهه ۱۹۸۰ امیدهای جهان جدید را تشویق کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروپاشی کمونیسم در اواخر دهه 1980 موجب امید به نظم نوین جهانی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف communism

کمونیسم (اسم)
communalism , communism
اصول اشتراکی (اسم)
communism
مرام اشتراکی (اسم)
communism

معنی کلمه communism به انگلیسی

communism
• socialistic ideal that aspires to economic equality and equal distribution of property within the community
• communism is the political belief that the state should control the means of producing everything, and that there should be no private property.

communism را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی communism

ebitaheri@gmail.com ١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
توده‌سالاری
|

پیشنهاد شما درباره معنی communism



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی communism
کلمه : communism
املای فارسی : کمونیسم
اشتباه تایپی : زخئئعدهسئ
عکس communism : در گوگل


آیا معنی communism مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )