برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1279 100 1

compare

/kəmˈper/ /kəmˈpeə/

معنی: سنجیدن، برابر کردن، مقابله کردن، تطبیق کردن، مقایسه کردن، باهم سنجیدن
معانی دیگر: تشبیه کردن، همانند فرض کردن، همسنجی کردن، قیاس کردن، (با: with) در خور مقایسه بودن، (شعر قدیم) مقایسه، (دستور زبان - در مورد صفت و قید) صورت تفضیلی ساختن

بررسی کلمه compare

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: compares, comparing, compared
(1) تعریف: to note the likenesses and differences of.
مترادف: liken
مشابه: analogize, contrast, differentiate

- The professor compared the economic system in the U.S. with the economic system in China.
[ترجمه ترگمان] این استاد سیستم اقتصادی را در آمریکا با سیستم اقتصادی در چین مقایسه کرد
[ترجمه گوگل] استاد سیستم اقتصادی ایالات متحده را با سیستم اقتصادی چین مقایسه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She's always comparing him with his brother and making him feel like he doesn't measure up.
[ترجمه گلی افجه] ان دختر همیشه او را با برادرش مقایسه می کند و باعث می شود او احساس کم ارزشی کند
|
[ترجمه گلی افجه] ان دختر همیشه او را با برادرش مقایسه می کند و باعث میشود او احساس تناسب کند|
[ترجمه ترگمان] ...

واژه compare در جمله های نمونه

1. compare their weights
وزن آنها را با هم مقایسه کن.

2. compare notes
تبادل نظر کردن،مشاوره و مباحثه کردن،کنکاش کردن

3. compare notes with
تبادل افکار کردن با

4. to compare and contrast
وجوه تشابه و تمایز را نشان دادن

5. to compare the heart to a pump
قلب را به تلمبه‌ای تشبیه کردن

6. a beginner's work can not compare with that of an expert
کار شخص مبتدی با کار آدم خبره قابل مقایسه نیست.

7. how does your new car compare with your old one?
اتومبیل تازه‌ی شما در مقایسه با اتومبیل قدیمی‌تان چطور است‌؟

8. beyond (or past or without) compare
غیر قابل مقایسه،غیرقابل قیاس،بی‌همتا،منحصر بفرد

9. The only person you should compare yourself to, is the person you were yesterday.
[ترجمه ترگمان]تنها کسی که باید خودتان را با آن مقایسه کنید همان فردی است که دیروز هستید
[ترجمه گوگل]تنها فردی که باید خودتان را مقایسه کنید فردی است که دیروز داشتید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If you compare house prices in the two areas, it's ...

مترادف compare

سنجیدن (فعل)
measure , rate , estimate , value , consider , deliberate , evaluate , assay , figure out , weigh , compare , ponder , meter , reckon up
برابر کردن (فعل)
contrast , balance , compare , equate , level out , parallel , peer
مقابله کردن (فعل)
confront , contrast , verify , compare , check , collate
تطبیق کردن (فعل)
fit , match , reconcile , tally , compare , check , collate , jibe
مقایسه کردن (فعل)
contrast , compare
باهم سنجیدن (فعل)
compare

معنی عبارات مرتبط با compare به فارسی

تبادل نظر کردن، مشاوره و مباحثه کردن، کنکاش کردن
تبادل افکار کردن با
غیر قابل مقایسه، غیرقابل قیاس، بی همتا، منحصر بفرد

معنی compare در دیکشنری تخصصی

compare
[کامپیوتر] مقایسه کردن
[صنعت] مقایسه کردن ، هم سنجی کردن
[ریاضیات] مقایسه کردن، سنجیدن

معنی کلمه compare به انگلیسی

compare
• show how (people or things) are alike or different; consider to be similar
• comparison, contrast
• when you compare things, you consider them and discover their differences or similarities.
• if you compare one person or thing to another, you say that they are similar.
compare apples and oranges
• try to find similarities between two completely different items (or subjects, issues, etc.)
compare notes
• exchange notes, exchange written information
beyond compare
• there is none other like him, there is nothing similar to him, he is one of a kind
without compare
• there's no one like him, he is unique, one cannot compare him to any other person

compare را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

pouya saeidian
To show how something or someone similar or different
گای افجه
تشبیه کردن
گلی افجه
تشبیه
Aryan
مقایسه کردن
tinabailari
مقایسه کردن ، سنجیدن
I compared several bicycles before buying one
قبل از اینکه یک دوچرخه بخرم چند تا رو مقایسه کردم🛸
انسانی 94 ، هنر 94 ، ریاضی 93 ، زبان 86 و ...
Zahra
مقایسه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی compare
کلمه : compare
املای فارسی : کمپر
اشتباه تایپی : زخئحشقث
عکس compare : در گوگل

آیا معنی compare مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )