انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1093 100 1

compatible

تلفظ compatible
تلفظ compatible به آمریکایی/kəmˈpætəbl̩/ تلفظ compatible به انگلیسی/kəmˈpætəbl̩/

معنی: موافق، جور، سازگار، همساز، دمساز
معانی دیگر: سازوار، هماهنگ، هم مشرب، (کامپیوتر) همجور (اجزا و نرم افزار و غیره که به کامپیوتر بخصوصی بخورد و بالعکس)، مبادله پذیر، (در مورد دارو وحشره کش و غیره) آمیزش پذیر (بدون آن که اثر یکدیگر را خنثی کنند و یا مضر باشند و یا ماهیت خود را عوض کنند)، آمیز پذیر، (گیاه شناسی) پیوندپذیر (دو یا چند گیاه که با هم قابل پیوند زنی یا دگر گشنی باشند)

بررسی کلمه compatible

صفت ( adjective )
مشتقات: compatibly (adv.), compatibility (n.), compatibleness (n.)
(1) تعریف: able to exist or function harmoniously with another.
مترادف: concordant, conformable, congenial, harmonious
متضاد: discordant, incompatible, irreconcilable
مشابه: at one, companionate, concurrent, consonant, fitting, similar, suitable

- Your old printer may not be compatible with your new computer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چاپگر قدیمی شما ممکن است با کامپیوتر جدید شما سازگار نباشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چاپگر قدیمی شما ممکن است با رایانه جدید شما سازگار نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Fortunately, the three of us are very compatible roommates.
ترجمه کاربر [ترجمه کیوان] خوشبختانه، ما سه نفر هم اتاقی های بسیار سازگاری هستیم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خوشبختانه، این سه نفر با roommates بسیار سازگار هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خوشبختانه، سه نفر از ما هم اتاقی بسیار سازگار هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: consistent; congruous.
مترادف: agreeing, concordant, conformable, conforming, consistent, consonant
متضاد: discordant, exclusive, incompatible, inconsistent
مشابه: according, congruent, congruous, corresponding

- The detective's theory is compatible with the evidence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نظریه کارآگاه با مدارک سازگار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نظریه کارآفرین با شواهد سازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- These symptoms are compatible with a diagnosis of kidney disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این نشانه‌ها با تشخیص بیماری کلیه سازگار هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این علائم با تشخیص بیماری کلیوی سازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه compatible در جمله های نمونه

1. compatible colors
ترجمه رنگ‌های جور

2. i. b. m. compatible components
ترجمه قطعات سازگار با کامپیوترهای آی. بی. ام

3. be compatible with
ترجمه جور بودن با،خوردن به،سازگار بودن با

4. these two colors are not compatible
ترجمه این دو رنگ به هم نمی‌خورند.

5. a husband and wife should be compatible
ترجمه زن و شوهر باید با هم جور باشند.

6. Free enterprise, he argued, was compatible with Russian values and traditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مدعی بود که تجارت آزاد با ارزش‌ها و ارزش‌های روسی سازگاری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ادعا کرد، سازمانی آزاد با ارزش ها و سنت های روسیه سازگار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Accuracy is not always compatible with haste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Accuracy همیشه با عجله سازگار نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دقیقا همواره با شتاب سازگار نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The couple separated because they were not compatible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این زوج به این دلیل از هم جدا شدند که با یکدیگر سازگار نبودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زن و شوهر از هم جدا شدند چون سازگار نبودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The new software is IBM compatible .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نرم‌افزار جدید IBM سازگار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نرم افزار جدید IBM سازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The new system will be compatible with existing equipment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم جدید با تجهیزات موجود سازگار خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم جدید سازگار با تجهیزات موجود خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This software allows you to write files from compatible CD-RW drives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نرم‌افزار به شما این امکان را می‌دهد که فایل‌های سازگار با سی‌دی و drives سازگار را بنویسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نرم افزار به شما اجازه می دهد تا فایل ها را از درایو های CD-RW سازگار ذخیره کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She found a compatible partner through a computer dating agency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک شریک سازگار را از طریق یک موسسه همسریابی در کامپیوتر پیدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک شریک سازگار را از طریق آژانس دوستیابی کامپیوتر پیدا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This printer is compatible with most microcomputers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این چاپگر با اکثر microcomputers سازگار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چاپگر با اکثر میکرو رایانه سازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Are measures to protect the environment compatible with economic growth?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا برای حفاظت از محیط‌زیست سازگار با رشد اقتصادی اقداماتی انجام می‌دهید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا اقدامات حفاظت از محیط زیست سازگار با رشد اقتصادی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We've hit a technical snag: the printer isn't compatible with my PC.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به یک مشکل فنی برخورد کردیم: چاپگر با کامپیوتر من سازگار نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ضربه فنی را تجربه کرده ایم که چاپگر با رایانه من سازگار نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Mildred and I are very compatible. She's interested in the things that interest me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میل درد و من با هم سازگار هستیم به چیزهایی که برایم جالب است علاقه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میلدر و من بسیار سازگار هستند او به چیزهایی علاقه مند است که من را دوست دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Stephen's political views often weren't compatible with her own.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیدگاه‌های سیاسی استفن اغلب با او سازگار نبودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیدگاه های سیاسی استفان اغلب با خودشان سازگار نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف compatible

موافق (صفت)
accordant , according , agreeing , compliant , congruent , compatible , concordant , concurrent , consonant , consentaneous , consenting
جور (صفت)
accordant , compatible , identical , concordant , identic
سازگار (صفت)
fit , suitable , compatible , correspondent , becoming , matchable , wholesome , salubrious
همساز (صفت)
compatible , harmonic
دمساز (صفت)
compatible

معنی عبارات مرتبط با compatible به فارسی

(کامپیوتر) همساز (برای اتصال)، همساز برای اتصال

معنی compatible در دیکشنری تخصصی

compatible
[عمران و معماری] همساز
[کامپیوتر] سازگار همساز - سازگار - 1. توانایی کار با یکدیگر ، همسازی . مثلاً نوع خاصی از چاپگر با نوع خاصی از کامپیوتر به طوری سازگار باشد که بتواند به آن متصل شود. 2. قابلیت اجرای نرم افزاری یکسان . نگاه کنید به PC compatibility.
[نساجی] سازگار
[ریاضیات] سازگار، متوافق
[پلیمر] سازگار
[برق و الکترونیک] سیستم تلویزیونی رنگی همساز سیستمی که با استفاده از آن گیرنده های تلویزیونی سیاه و سفید می توانند تصویر سیاه و سفید را از سیگنال تصویر رنگی ارسال شده دریافت کنند . برای این منظور اطلاعات تصویر رنگی به یک سیگنال درخشایی و دو سیگنال رنگ نمایی تقسیم می شود . سیگنال درخشایی معادل با سیگنال تصویر تلویزیونی سیاه و سفید است و فقط توسط گیرنده ی سیاه و سفید استفاده می شود .
[سینما] ترکیب سازگار
[برق و الکترونیک] منطق جریان - خورهمساز ( سی سی اس ال ) خانواده ای از مدارهای مجتمع منطقی که می تواند به جای منطق ترانزیستور - دیود ( دی تی ال ) به کار رود .
[برق و الکترونیک] صدای چهار - باندی گسسته ی همساز نوعی سیستم صوتی که بین چهار مجموعه میکروفون در استودیوی ضبط و چهار مجموعه بلند گوی خروجی سیستم ، چهار کانال مستقل در نظر می گیرد. به این ترتیب برای ضبط صفحه ها و نوارهای مغناطیس با این سیستم ، چهار کانال روی آنها باید وجود داشته باشد .
[ریاضیات] دوری سازگار، فاصله ی سازگار
[نساجی] رنگینه های سازگار با هم - رنگینه های مخلوط شدنی
[برق و الکترونیک] مدار مجتمع هم ساز خانواده ای از مد ار های مجتمع که سطوح منطقی ورودی / خروجی و مشخصه کاری آنها با یک یا چند خانواده دیگر از مدارهای مجتمع سازگار است .
[پلیمر] آمیخته پلیمری سازگار
[برق و الکترونیک] سیستم تک - کنار باندی همساز نوعی سیستم تک - کنار باندی که بدون هر گونه اعوجاجی توسط گیرنده های رادیویی معمولی با مدوله کنده ی دامنه ( ای ام ) قابل دریافت است .
[برق و الکترونیک] سیستم استریوی همساز نوعی سیستم استریو که صدای تک - باندی مربوط به نوار کاست یا گیرنده ی رادیو را به صورت رضایت بخشی پخش می کند .
[کامپیوتر] سازگار رو به پایین ؛ همساز روبه پایین ؛ کامپیوتر سازگار با کامپیوتر نسل قبل
[کامپیوتر] تراشه هایی که عملکرد مشابهی دارند و می توانند بجای هم قرار گیرند
[کامپیوتر] سازگاری برای اتصال ؛ همساز برای اتصال؛ دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمی باشد
[کامپیوتر] همسازی نرم افزای ، سازگاری نرم افزاری ، نرم افزار سازگار - همسازی نرم افزاری ؛ سازگاری نرم افزاری ؛ نرم افزار سازگار
[کامپیوتر] همساز روبه بالا ؛ اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا دستگاه جانبی قادر است هر کاری را که مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر آن عملکرد های بیشتری هم داشته باشد سازگاری روبه پیشرفت
[پلیمر] آب سازگار

معنی کلمه compatible به انگلیسی

compatible
• piece of equipment which can be used with other machines without alteration; device which can be used on or with other computers without being changed (computers)
• capable of existing together in harmony; congruous; able to be used with other machines without alteration; able to be used on or with other computers without being changed (computers)
• if things or ideas are compatible, they work together well or are suited to each other.
• if people, especially a couple, are compatible, they can live or spend time together happily.
compatible computer
• computer which can work together with another computer
compatible software
• programs that can be used together
backward compatible
• ability of a new version to work in harmony with an older version
backwards compatible
• able to work with earlier technology, compatible with earlier versions of hardware or software in a way that requires very few changes to files or system configurations (computers)
hewlett packard compatible
• printer that is compatible with hewlett packard equipment
hp compatible
• printer which is compatible with hewlett packard equipment
ibm pc compatible
• computer which can work with the hardware and software developed for ibm personal computers
pc compatible
• personal computer that is compatible with ibm pcs
were compatible
• were appropriate for each other

compatible را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Abolfazl ٢٣:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦
سازگار
|

haniyeh ١٦:١٦ - ١٣٩٧/١١/١٣
همساز
|

کاربر آبادیس ٢١:١٩ - ١٣٩٨/٠١/٠١
سازگار
|

NAZANIN ٠٥:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
کسی که خودش رو با شرایط موجود وفق میده(سازش پیدا میکنه)
|

مریم ضیاییGo-Ziya ١٦:٤٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤
قابل تطبیق
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی compatible
کلمه : compatible
املای فارسی : کامپتیبل
اشتباه تایپی : زخئحشفهذمث
عکس compatible : در گوگل


آیا معنی compatible مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )