برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

compelling

/kəmˈpelɪŋ/ /kəmˈpelɪŋ/

وادار کننده، تحمیلگر، الزام آور، (بیشتر در مورد رمان و نمایش و غیره) گیرا، بسیار جالب، آنچه که سخت تحت تاثیر قرار دهد، (در مورد استدلال و غیره) مجاب کننده، قانع کننده، قانع کننده compelling reasons دلایل قانع کننده

بررسی کلمه compelling

صفت ( adjective )
(1) تعریف: exerting a strong hold on the attention.

- Her compelling performance made us forget our troubles.
[ترجمه ترگمان] عملکرد قانع‌کننده او باعث شد که ما مشکلات خود را فراموش کنیم
[ترجمه گوگل] عملکرد قانع کننده او باعث شد ما مشکلاتمان را فراموش کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: powerfully convincing.

- Her compelling argument brought many around to her side.
[ترجمه ترگمان] استدلال قانع‌کننده او بسیاری را به کنار خود کشاند
[ترجمه گوگل] استدلال قانع کننده او بسیاری را به سمت او آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه compelling در جمله های نمونه

1. compelling circumstances
شرایط الزام آور

2. compelling reasons
دلایل قانع کننده

3. a compelling story
داستانی گیرا

4. The evidence was so compelling that he felt constrained to accept it.
[ترجمه ترگمان]شواهد چنان قانع‌کننده بود که احساس می‌کرد مجبور است آن را بپذیرد
[ترجمه گوگل]شواهد بسیار محتمل بود که او احساس محدودیت برای پذیرش آن را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Lucy had no compelling reason to go into town.
[ترجمه ترگمان]لوسی دلیل قانع‌کننده‌ای برای رفتن به شهر نداشت
[ترجمه گوگل]لوسی هیچ دلیل محکمی برای رفتن به شهر نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She found his story so compelling that she had forgotten to drink wine.
[ترجمه ترگمان]داستان خود را چنان برانگیخته بود که فراموش کرده بود شراب بنوشد
[ترجمه گوگل]او داستانش را چنان قانع کرد که فراموش کرده بود که شراب بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه compelling به انگلیسی

compelling
• convincing, persuasive; binding, constraining; urgent, pressing
• a compelling argument or reason for something convinces you that it is true or right.
compelling argument
• persuasive argument, winning claim

compelling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیاح
قطعی
سحر اندری
بسیار قابل توجه و قابل تحسین
ندا
متقاعدکننده
a.r
موثر، متقاعد کننده، تاثیرگذرا
if a reason, argument, etc. is compelling, it makes you believe it or accept it because it is so strong
urgently requiring attention
having a powerful and irresistible effect
very interesting or exciting, so that you have to pay attention
convincing
demanding attention
forceful
سعید صفاری مقدم
مستدل، موجه، با پشتوانه، مجاب کننده، متقاعد کننده، قانع کننده، قوی
سیامک
ایجابی
امیررضا
جالب توجه،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی compelling
کلمه : compelling
املای فارسی : کمپللینگ
اشتباه تایپی : زخئحثممهدل
عکس compelling : در گوگل

آیا معنی compelling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )