انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1063 100 1

complimentary

تلفظ complimentary
تلفظ complimentary به آمریکایی/ˌkɑːmpləˈmentəri/ تلفظ complimentary به انگلیسی/ˌkɒmplɪˈmentri/

معنی: با تعریف، تعارفی، تعریف امیز
معانی دیگر: ستایش آمیز، تعریف آمیز، مداهنه آمیز، تمجید آمیز، رایگان، مجانی، تقدیمی، اهدایی، بلیط افتخاری

بررسی کلمه complimentary

صفت ( adjective )
مشتقات: complimentarily (adv.)
(1) تعریف: expressing or conveying a compliment.
مترادف: commendatory, laudatory
متضاد: abusive, carping, censorious, critical, derogatory, pejorative, scathing, uncomplimentary
مشابه: adulatory, celebratory

- complimentary remarks
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تعارف و تمجید می‌کرد،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اظهارات جالب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: free of charge.
مترادف: free, gratis, gratuitous, on the house

- complimentary samples of a new product
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نمونه‌هایی از محصول جدید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نمونه های خلاقانه از یک محصول جدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه complimentary در جمله های نمونه

1. complimentary remarks
ترجمه اظهارات ستایش آمیز

2. a complimentary ticket
ترجمه بلیط افتخاری (اهدایی)

3. His remarks were the reverse of complimentary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اظهار نظر او نوعی تعارف و تعارف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اظهارات او معکوس مکالمه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The staff have been very complimentary, and so have the customers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارکنان بسیار تعریف و تمجید می‌کنند و مشتریان هم همین طور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارکنان بسیار خوشحال بوده و مشتریان دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The supermarket operates a complimentary shuttle service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوپرمارکت یک سرویس شاتل تکمیلی را اداره می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوپرمارکت سرویس شاتل رایگان ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She made some highly complimentary remarks about their school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در مورد مدرسه آن‌ها چند تا سخنرانی بسیار عالی انجام داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برخی از سخنان عالی در مورد مدرسه خود را ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Jennie was very complimentary about Katharine's riding.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Jennie در مورد سوار شدن کاترین خیلی خوشحال بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنی بسیار خوشحال بود در مورد سوار Katharine
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She made some very complimentary remarks about my English. It can also mean 'free':There was a complimentary basket of fruit in our room. Complementary:The team members have different but complementary skills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درباره زبان انگلیسی من مطالبی بسیار تعریف می‌کرد همچنین می‌تواند به معنی آزادی باشد: یک سبد پر از میوه در اتاق ما وجود داشت مکمل: اعضای تیم دارای مهارت‌های متفاوت اما مکمل یکدیگر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برخی از سخنان بسیار باقیمانده در مورد انگلیسی من را بیان کرد این نیز می تواند به معنای 'رایگان' یک سبد تکی از میوه در اتاق ما وجود دارد تکمیلی اعضای تیم مهارت های متفاوت، اما مکمل دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Everyone had been most complimentary about the costumes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه از این لباس‌ها تعریف و تمجید می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کس بیشترین شایستگی را در مورد لباس ها داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Our guests said some very complimentary things about the meal I'd cooked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میهمانان ما درباره غذایی که من پخته بودم چیزهای جالبی می‌گفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهمانان ما برخی از چیزهای بسیار شگفت انگیز را در مورد غذا که من آن را پخته کردم گفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We often get complimentary remarks regarding the cleanliness of our patio.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما اغلب راجع به تمیز و تمیز کردن حیاط ما حرف می‌زنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما اغلب اظهارات جالب در مورد پاکیزگی پاسیو ما دریافت می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She was extremely complimentary about his work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به شدت از کارش خوشحال بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد کارش بسیار خلاق بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She prefixed a few complimentary remarks to her speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند تا اظهار ادب به زبان آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چند سخنرانی کاملی را به سخنانش اضافه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She was highly complimentary about my paintings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نقاشی‌های من خیلی تعریف و تمجید می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد نقاشی های من بسیار متقاعد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف complimentary

با تعریف (صفت)
complimentary
تعارفی (صفت)
complimentary
تعریف امیز (صفت)
complimentary

معنی عبارات مرتبط با complimentary به فارسی

جامه ماتم که کسی برای احترام بمرده ای که بااوخویشی ندارد بپوشد

معنی کلمه complimentary به انگلیسی

complimentary
• expressing praise or admiration
• if you are complimentary about something, you express admiration for it.
• a complimentary ticket, meal, or drink is free.
complimentary ticket
• ticket given as a gift expressing praise or admiration

complimentary را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یاسر ١٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٩/٠٨
A complimentary glass of wine
یک لیوان شراب رایگان
|

ایمان ملکی ١٩:٠٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٧
کامل کننده، مکمل
مثال: complementary colours/flavours/roles/skills/strengths
|

سجاد ١٠:٣٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠٢
رایگان،مجانی
|

Zahra ١٤:٣١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
ستايشگر
|

اسدی ١٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٩
رایگان ومجانی
|

محمد م ٠٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٧/٠٨
دو کلمه با املای نزدیک به هم وجود دارند که معانی مختلفی دارند : اولی complimentary با حرف i که به معنای تعریف و تمجیدآمیز ، رایگان و ... هست و دومی complementary با حرف e که به معنای مکمل هست . گرچه تلفظ هر دو به یک شکله اما املای متفاوت داره .
|

صادق محمدی راد ٢٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
تحسین آمیز
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی complimentary
کلمه : complimentary
املای فارسی : کمپلیمنتری
اشتباه تایپی : زخئحمهئثدفشقغ
عکس complimentary : در گوگل


آیا معنی complimentary مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )