انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 922 100 1

بررسی کلمه compressed air

اسم ( noun )
• : تعریف: air subjected to greater pressure than the surrounding atmosphere, esp. by mechanical means.

واژه compressed air در جمله های نمونه

1. With a supply of compressed air, the large balloon inflated in a matter of seconds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از هوای فشرده، بالون بزرگ در عرض چند ثانیه باد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تهیه هوای فشرده، بالون بزرگ ظرف چند ثانیه تزریق می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The miners used rock drills and compressed air to drive through hard rock.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معدنچیان از تمرین‌های راک و هوای فشرده برای عبور از سنگ سخت استفاده کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معدنچیان با استفاده از سنگ های حفاری و هوای فشرده برای رانندگی از طریق سنگ سخت استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Jets of compressed air gave the aircraft lateral and directional stability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جت هوای فشرده باعث ایجاد پایداری جانبی و هدایتی در هواپیما شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جت های هوای فشرده به ثبات جانبی و هدایت هواپیما کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Doctors examining miners working under compressed air conditions remark on their fitness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پزشکان در حال بررسی معدنچیان که تحت شرایط هوای فشرده کار می‌کنند، بر آمادگی خود اظهارنظر می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشکان معدنچیانی که تحت شرایط هوای فشرده کار می کنند، به تناسب اندام خود می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Boy larking with compressed air line. 3
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جست‌وخیز پسر با خط هوایی فشرده ۳
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسر با خط هوا فشرده 3
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Compressed air oscillates the ventricles, circulating blood around the body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هوای فشرده به بطن‌ها نوسان می‌کند و خون را در اطراف بدن پخش می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هوا فشرده بطن ها را متلاشی می کند و خون را در اطراف بدن گردش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There was a click and a hiss of compressed air as their pursuer reloaded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای کلیک و صدای هیس مانندی از هوای فشرده به گوش می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کلیک و شگفت انگیز از هوا فشرده به عنوان تعقیب خود را دوباره بارگذاری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Scuba divers used cylinders of compressed air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]غواصان غواصی از سیلندر هوای فشرده استفاده می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غواصان استفاده از سیلندر هوای فشرده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Whole craft was raised on a cushion of compressed air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه کشتی روی کو سن از هوای فشرده بالا آمده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]كشتی كامل بر روی كفش هوای فشرده قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The Air Saver Nozzles harness the power of compressed air to do BIG blow-off, cooling and parts ejection jobs, without spewing raw compressed air and noise all over your plant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محافظ صفحه هوا قدرت هوای فشرده را مهار می‌کند تا کار منفجر کننده، خنک‌کننده و قسمت‌هایی از کار را انجام دهد بدون این که هوای فشرده و شلوغ ایجاد شود و در سراسر نیروگاه برق بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نازل هوا صرفه جویی در قدرت هوا هوای فشرده برای انجام BIG خاموش کردن، خنک کننده و قطعات اجزای تخلیه، بدون spying هوا فشرده و فشرده و سر و صدا در سراسر کارخانه خود را
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Compressed air cool storage system is a new way for energy storage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم نگهداری هوای فشرده هوای فشرده راه جدیدی برای ذخیره‌سازی انرژی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم ذخیره سازی هوای فشرده، راهی جدید برای ذخیره انرژی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. For compressed air and vacuum, the Numatics poppet valves are ideal for single acting cylinders, air bellows, and vacuum material handling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای هوای فشرده و خلا، شیره‌ای poppet Numatics برای سیلندرهای فعال تکی، نعره هوایی و جابجایی مواد خلا ایده‌آل هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای هوای فشرده و خلاء، دریچه های Nmatics poppet ایده آل برای سیلندر تک کاره، سیلندر هوا و دست زدن به مواد خلاء است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Compressed air system is the most important equipment is perhaps after cooler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم هوای فشرده مهم‌ترین تجهیزات ممکن است بعد از کولر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم هوای فشرده مهمترین تجهیزات شاید پس از خنک کننده باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The requirements of plant complex compressed air users should be met.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیاز کاربران هوای فشرده به کارخانه باید برآورده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الزامات كاربردهاي هواي فشرده شده كارخانه پيكره سازي بايد رعايت شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی compressed air در دیکشنری تخصصی

compressed air
[عمران و معماری] هوای متراکم
[نساجی] هوای فشرده
[ریاضیات] هوای متراکم، هوای فشرده
[معدن] هوای فشرده (خدمات فنی)
[نفت] هوای فشرده
[عمران و معماری] صندوقه تحت فشار
[زمین شناسی] صندوقه تحت فشار
[نفت] مخرن هوای فشرده
[نفت] واحد تولید هوای فشرده
[زمین شناسی] سپرهوای فشرده درمواردی که تونل در زیرسطح ایستابی واقع است ،هجوم آب به داخل تونل مشکلات زیادی به دنبال دارد.لذا بااستفاده از هوای فشرده ،فشارهوا در داخل سپررا بالامیبرندتا از ورود آب به داخل آن جلوگیری شود.انتهای سپربه گونه ای مسدود می شود که ازخروج هوای فشرده جلوگیری به عمل آید.
[معدن] سپر هوای فشرده (حفر چاه و تونل)
[نفت] دریچه ی کشویی هوای فشرده
[عمران و معماری] تلمبه با هوای فشرده

معنی کلمه compressed air به انگلیسی

compressed air
• air which has been pressurized, high-pressure air

compressed air را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی compressed air

shirfahm.com ١٢:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٠١
خودرو: هوای فشرده
|

پیشنهاد شما درباره معنی compressed air



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نیما > functional
فامی > عقاب
مرضیه > کمیلا
مرضیه > کمیل
لادن فخر سعادت > soon after
مهشید > مهشید
ب. الف. بزرگمهر > حقانیت
نیما > Functional

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی compressed air
کلمه : compressed air
املای فارسی : کمپرسد ایر
اشتباه تایپی : زخئحقثسسثی شهق
عکس compressed air : در گوگل


آیا معنی compressed air مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )