انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 893 100 1

concern

تلفظ concern
تلفظ concern به آمریکایی/kənˈsɜːrn/ تلفظ concern به انگلیسی/kənˈsɜːn/

معنی: بابت، بستگی، پروا، ربط، علاقه، مربوط بودن به، دلواپس کردن، اهمیت داشتن
معانی دیگر: وابسته بودن به، وابستگی داشتن با (معمولا با: with)، راجع بودن به، دخل داشتن به، نگران کردن، توجه، نگرانی، دلواپسی، شرکت، موسسه ی بازرگانی، کارخانه، (مسئله یا هرچیز) مورد توجه یا علاقه، موضوع، قضیه، بصورت اسم مفعول دلواپس کردن، نگران بودن

بررسی کلمه concern

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: concerns, concerning, concerned
(1) تعریف: to relate to or be about; affect.
مترادف: affect, involve, touch
مشابه: influence, regard, relate to

- This is a private matter and does not concern you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این یک موضوع خصوصی است و به شما مربوط نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این موضوع خصوصی است و به شما مربوط نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This issue concerns both the teachers and the administrators.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این موضوع هم معلمان و هم مدیران را نگران می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این موضوع مربوط به معلمان و مدیران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- You should listen carefully because this change concerns you directly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] باید به دقت گوش دهید زیرا این تغییر به طور مستقیم به شما مربوط می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما باید به دقت گوش دهید زیرا این تغییر به طور مستقیم به شما مربوط می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to engage or interest (oneself) (usu. fol. by "with").
مترادف: busy, devote, engage, interest
مشابه: occupy

- She concerns herself almost solely with taking care of the family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به تنهایی با مراقبت از خانواده خودش را نگران می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تقریبا صرفا با مراقبت از خانواده به خودش مشغول است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I've never concerned myself with local politics until now.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] من تا حالا خودم را قاطی سیاستهای محلی نکرده ام
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تا الان هیچ وقت به سیاست محلی فکر نکرده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من تا به حال هیچ وقت خودم را با سیاست های محلی نگرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to make worried or troubled.
مترادف: trouble, worry
متضاد: ease
مشابه: bother, distress, disturb, perturb, vex

- She's a bright student, but her carelessness concerns me.
ترجمه کاربر [ترجمه انسی] او یک دانش آموز باهوش است اما بی دقتی او مرا نگران میکند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او دانش‌آموز درخشانی است، اما بی‌توجهی او به من مربوط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک دانشجوی روشن است، اما بی دقتی او به من مربوط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It concerns her that her father sometimes forgets to take his medicine.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] چیزی که نگرانش میکند پدرش گاهی خوردن دارویش را فراموش میکند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به او مربوط می‌شود که پدرش گاهی فراموش می‌کند که او دارو بخورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به این نکته توجه دارد که پدرش گاهی اوقات از مصرف دارو خود فرار می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It concerns me when I see her so upset.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی او را خیلی ناراحت می‌بینم به من مربوط است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وقتی من او را ناراحت میکنم به من مربوط می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It concerned him to discover that he'd forgotten to pay that bill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به او مربوط می‌شد که او را فراموش کرده باشد تا آن صورتحساب را بپردازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او نگران بود که کشف کند که فراموش کرده است که این لایحه را پرداخت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Please don't concern yourself about me; I'll be fine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا نگران من نباش، من خوبم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لطفا در مورد من نگران نباش خوب می شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
(1) تعریف: a matter or issue that engages attention.
مترادف: affair, business, care, interest, matter
متضاد: unconcern
مشابه: case, consideration, issue, lookout, worry

- The city's economy is the new mayor's first concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اقتصاد شهر اولین نگرانی شهردار جدید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اقتصاد شهری اولین نگرانی شهردار جدید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: worry, anxiety, or caring attitude.
مترادف: anxiety, care, worry
متضاد: indifference, unconcern
مشابه: business, disquiet, disquietude, doubt, matter, misgiving, solicitude

- Your concern for your father's health is understandable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نگرانی شما برای سلامت پدرتان قابل‌درک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نگرانی شما برای سلامت پدر شما قابل درک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Her strange behavior filled her husband with concern.
ترجمه کاربر [ترجمه احمد] رفتار عجیبش [ذهن] شوهرش را پر از دلشوره کرد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رفتار عجیب او شوهرش را نگران می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رفتار عجیب او شوهرش را با نگرانی پر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- His concern about my condition is unwarranted; I'm perfectly fine.
ترجمه کاربر [ترجمه احمد] نگرانی او درمورد وضعیت من بیجا است، من کاملاً خوبم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نگرانی او در مورد شرایط من بی‌دلیل است؛ من کاملا خوبم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نگرانی او در مورد وضعیت من غیرقانونی است؛ من کاملا خوب هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The doctor felt some concern over the patient's sudden weight loss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دکتر احساس کرد که نگرانی ناگهانی بیمار را از دست داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دکتر احساس نگرانی نسبت به کاهش ناگهانی وزن بیمار داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a business firm.
مترادف: business, company, enterprise, firm, house
مشابه: establishment, office, outfit

- In just one year, our company has become a thriving concern.
ترجمه کاربر [ترجمه احمد] تنها در یک سال ، شرکت ما تبدیل به یک شرکت �ررونق شده است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در یک سال، شرکت ما تبدیل به یک نگرانی پر رونق شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در سال تنها، شرکت ما تبدیل به یک نگرانی پر رونق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه concern در جمله های نمونه

1. concern oneself about someone
ترجمه (به سعادت یا خوشی کسی) علاقمند بودن،در فکر کسی بودن

2. concern oneself with
ترجمه (به موضوع یا کاری) پرداختن یا توجه داشتن،هم خود را صرف کاری کردن

3. her concern for other's welfare
ترجمه علاقه‌ی او نسبت به سعادت دیگران

4. our concern is not to pass on the merits of this project
ترجمه کار ما این نیست که در مورد فواید این طرح نظر بدهیم.

5. of concern
ترجمه نگران کننده،ناراحت کننده،درخور رسیدگی

6. his main concern was the magnification of his own achievements
ترجمه توجه او بیشتر معطوف به بزرگ نمایی موفقیت های خودش بود.

7. their main concern is unemployment
ترجمه نگرانی عمده‌ی آنها بیکاری است.

8. it does not concern you
ترجمه به شما مربوط نیست.

9. none of your concern
ترجمه به شما (تو) مربوط نیست،به شما مربوط نمی‌شود

10. his company is a going concern
ترجمه کار شرکت او گرفته است.

11. money is only a secondary concern
ترجمه پول فقط یک مطلب فرعی است.

12. the company's heavy indebtedness is a cause for concern
ترجمه بدهکاری سنگین شرکت موجب نگرانی است.

13. Concern for others seems to be at a discount today.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] به نظر میرسه توجه به دیگران این روزها کم ارزش شده است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که نگرانی برای دیگران امروز تخفیف دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروز به نظر می رسد که نگرانی برای دیگران دچار تخفیف شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Don't interfere in what doesn't concern you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به چیزی که مربوط به تو نیست دخالت نکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آنچه که به شما مربوط نیست دخالت نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. My prime concern is to protect my property.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگرانی اصلی من حفاظت از دارایی من است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگرانی اصلی من حفاظت از اموال من است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The noise would have provoked alarm and neighbourly concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سر و صدا باعث نگرانی و نگرانی من می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سر و صدا باعث ناراحتی و نگرانی همسایه خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The Red Cross's primary concern is to preserve and protect human life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگرانی اصلی صلیب‌سرخ حفظ و حفاظت از زندگی بشر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگرانی اصلی صلیب سرخ حفظ و حفظ زندگی بشر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Quite rightly, the environment is of great concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاملا درست است، محیط نگرانی زیادی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاملا درست است، محیط زیست از نگرانی های زیادی برخوردار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. It was a matter of some concern to most of those present .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موضوع مربوط به بسیاری از آن‌ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این موضوع به برخی از نگرانی های بسیاری که در حال حاضر بود، مربوط می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. Provision of shelter was their main concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تامین سرپناه، نگرانی اصلی آن‌ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تأمین پناهگاه نگرانی اصلی آنها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. He felt some concern for her safety.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس امنیت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس نگرانی برای ایمنی او کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. My concern for their well - being was misunderstood as interference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگرانی من برای رفاه آن‌ها به عنوان دخالت اشتباه تعبیر شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگرانی من برای رفاه آنها به عنوان مداخله ای اشتباه گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. He has a concern in the business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در این کار یک نگرانی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نگرانی در کسب و کار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. The recent food-poisoning scare has reignited debate/concern/controversy over farming methods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترس اخیر مسمومیت غذایی، مباحثات \/ نگرانی \/ بحث بر سر روش‌های کشاورزی را برانگیخته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اخیرا ترس از مسمومیت غذا به بحث و گفتگو / نگرانی / بحث در مورد روش های کشاورزی تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

25. There has been concern in/throughout the West about the effects of this measure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در غرب در مورد اثرات این اقدام نگرانی وجود داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد اثرات این اندازه گیری نگرانی در سراسر / غرب وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف concern

بابت (اسم)
regard , concern , behalf
بستگی (اسم)
vicinity , connection , dependence , dependency , bind , concern , congelation , gelation , kinship , liaison
پروا (اسم)
fear , care , concern
ربط (اسم)
connection , junction , juncture , conjunction , correlation , concern , tie , relevance , contiguity , relevancy , connexion , rapport
علاقه (اسم)
attachment , affection , interest , sympathy , concern , fondness , penchant , tie , estate , relation , tenure , communication
مربوط بودن به (فعل)
treat , concern , allude , pertain to
دلواپس کردن (فعل)
concern
اهمیت داشتن (فعل)
matter , concern , import

معنی عبارات مرتبط با concern به فارسی

(به سعادت یا خوشی کسی) علاقمند بودن، در فکر کسی بودن
(به موضوع یا کاری) پرداختن یا توجه داشتن، هم خود را صرف کاری کردن
به شما (تو) مربوط نیست، به شما مربوط نمی شود
نگران کننده، ناراحت کننده، درخور رسیدگی
علاقه بنفس، در فکر شخص خود

معنی concern در دیکشنری تخصصی

[صنعت] درگیر بودن ، سروکار داشتن ، سر و کله زدن
[حقوق] مربوط بودن، راجع بودن، ربط، مؤسسه، شرکت
[ریاضیات] سروکار داشتن، بحث کردن، مربوط شدن
[حسابداری] تداوم فعالیت
[حقوق] شرکت دایر، مؤسسه فعال
[حسابداری] واحد تولیدی

معنی کلمه concern به انگلیسی

concern
• worry; interest; business
• interest; affect, involve; worry
• concern is worry about a thing or situation.
• if something concerns you, it worries you.
• if you concern yourself with something, you give attention to it because you think that it is important.
• a concern is something that is important to you.
• your concern for someone is a feeling that you want them to be happy, safe, and well.
• if a situation, event, or activity concerns you, it affects or involves you.
• if a situation or problem is your concern, it is your duty or responsibility.
• if a book, discussion, or piece of information concerns a particular subject or is concerned with it, it is about that subject.
• a concern is also a company or business.
concern oneself with
• engage in -, involve oneself in -
deep concern
• great worry
express concern
• show that one is concerned via words or actions, express worry or anxiety, be solicitous
for lack of public concern
• closing of a legal case due to concerns related to efficiency
going concern
• successful business, company that is doing a good business
grave concern
• serious worry, consternation
lack of concern
• disinterest, indifference
of public concern
• that is important to the public, that affects the general public
out of concern
• due to caring, due to concern
pharmaceutical concern
• pharmaceutical company, company that produces medicinal drugs
public concern
• matter that is relevant to the public, matter that affects the public
shoe manufacturing concern
• factory that produces shoes
to whom it may concern
• to whomever this matter touches upon, to whomever is so interested
whom it may concern
• to the concerned party, to whomever is interested

concern را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی concern

سید ابراهیم ١٨:١٨ - ١٣٩٦/٠٥/١٨
نگران کردن
|

زهرا ١٤:٤٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
بابت,بستگی,علاقه,اهمیت داشتن,وابسته بودن
|

محمد عبدالعلی‌پور ١٥:٤٧ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
در چنبرهٔ چیزی گرفتار آمدن
|

فاضله ١٩:٤٣ - ١٣٩٦/١٠/٠٧
درگیر کردن ،ارتباط دادن
|

محمد امین ١٦:٠٣ - ١٣٩٦/١٠/١٦
مشغول کردن. جلب توجه کردن
|

شقایق سعادت فخیم ١٣:١٢ - ١٣٩٧/٠١/٢٨
دغدغه
|

عبدالحسین انتخابی ١٦:٠٤ - ١٣٩٧/٠١/٢٩
نگرش
|

فواد بهشتی ٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٧
نگران بودن، دلواپس بودن
|

عبدالحسین انتخابی ٠٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
معضل، نگرانی، درگیری ذهنی، مسئله، موضوع(قابل بحث و تامل)
|

پریناز ٠٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠
نگرانی
|

مصطفا ١٢:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
نگران شدن
I felt concern
|

فرهنگ ١٣:٣٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٠
مسئوولیت
|

...MM ١٤:٢٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٧
worry;anxiety. نگران.دلواپس.
|

زهرا ١٨:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢
نگران بودن
|

عاطفه موسوی ٢٠:١١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤
در بر گرفتن
|

سید علی شجاعی ٠٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
مهندسی بهداشت محیط ."سرطان"
|

سعید عباس نژاد اورموی ١٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٨
مد نظر قرار دادن
|

امین ٠٠:٠١ - ١٣٩٨/٠١/١١
concern:نگرانی
cancer:سرطان
|

ebitaheri@gmail.com ٢٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
دل مشغولی
|

پیشنهاد شما درباره معنی concern



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی concern
کلمه : concern
املای فارسی : کنکرن
اشتباه تایپی : زخدزثقد
عکس concern : در گوگل


آیا معنی concern مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )