برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1318 100 1

concern

/kənˈsɜːrn/ /kənˈsɜːn/

معنی: بابت، بستگی، پروا، ربط، علاقه، مربوط بودن به، دلواپس کردن، اهمیت داشتن
معانی دیگر: وابسته بودن به، وابستگی داشتن با (معمولا با: with)، راجع بودن به، دخل داشتن به، نگران کردن، توجه، نگرانی، دلواپسی، شرکت، موسسه ی بازرگانی، کارخانه، (مسئله یا هرچیز) مورد توجه یا علاقه، موضوع، قضیه، بصورت اسم مفعول دلواپس کردن، نگران بودن

بررسی کلمه concern

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: concerns, concerning, concerned
(1) تعریف: to relate to or be about; affect.
مترادف: affect, involve, touch
مشابه: influence, regard, relate to

- This is a private matter and does not concern you.
[ترجمه ترگمان] این یک موضوع خصوصی است و به شما مربوط نیست
[ترجمه گوگل] این موضوع خصوصی است و به شما مربوط نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This issue concerns both the teachers and the administrators.
[ترجمه ترگمان] این موضوع هم معلمان و هم مدیران را نگران می‌کند
[ترجمه گوگل] این موضوع مربوط به معلمان و مدیران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You should listen carefully because this change concerns you directly.
[ترجمه ترگمان] باید به دقت گوش دهید زیرا این تغییر به طور مستقیم به شما مربوط می‌شود
[ترجمه گوگل] شما باید به دقت گوش دهید زیرا این تغییر به طور مستقیم به شما مربوط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه concern در جمله های نمونه

1. concern oneself about someone
(به سعادت یا خوشی کسی) علاقمند بودن،در فکر کسی بودن

2. concern oneself with
(به موضوع یا کاری) پرداختن یا توجه داشتن،هم خود را صرف کاری کردن

3. her concern for other's welfare
علاقه‌ی او نسبت به سعادت دیگران

4. our concern is not to pass on the merits of this project
کار ما این نیست که در مورد فواید این طرح نظر بدهیم.

5. of concern
نگران کننده،ناراحت کننده،درخور رسیدگی

6. his main concern was the magnification of his own achievements
توجه او بیشتر معطوف به بزرگ نمایی موفقیت های خودش بود.

7. their main concern is unemployment
نگرانی عمده‌ی آنها بیکاری است.

8. it does not concern you
به شما مربوط نیست.

9. none of your concern
به شما (تو) مربوط نیست،به شما مربوط نمی‌شود

10. his company is a going concern
کار شرکت او گرفته است.

11. money is only a secondary concern
پول فقط یک مطلب فرعی است.

12. the company's heavy indebtedness is a cause for concern
بدهکاری سنگین شر ...

مترادف concern

بابت (اسم)
regard , concern , behalf
بستگی (اسم)
vicinity , connection , dependence , dependency , bind , concern , congelation , gelation , kinship , liaison
پروا (اسم)
fear , care , concern
ربط (اسم)
connection , junction , juncture , conjunction , correlation , concern , tie , relevance , contiguity , relevancy , connexion , rapport
علاقه (اسم)
attachment , affection , interest , sympathy , concern , fondness , penchant , tie , estate , relation , tenure , communication
مربوط بودن به (فعل)
treat , concern , allude , pertain to
دلواپس کردن (فعل)
concern
اهمیت داشتن (فعل)
matter , concern , import

معنی عبارات مرتبط با concern به فارسی

(به سعادت یا خوشی کسی) علاقمند بودن، در فکر کسی بودن
(به موضوع یا کاری) پرداختن یا توجه داشتن، هم خود را صرف کاری کردن
به شما (تو) مربوط نیست، به شما مربوط نمی شود
نگران کننده، ناراحت کننده، درخور رسیدگی
علاقه بنفس، در فکر شخص خود

معنی concern در دیکشنری تخصصی

[صنعت] درگیر بودن ، سروکار داشتن ، سر و کله زدن
[حقوق] مربوط بودن، راجع بودن، ربط، مؤسسه، شرکت
[ریاضیات] سروکار داشتن، بحث کردن، مربوط شدن
[حسابداری] تداوم فعالیت
[حقوق] شرکت دایر، مؤسسه فعال
[حسابداری] واحد تولیدی

معنی کلمه concern به انگلیسی

concern
• worry; interest; business
• interest; affect, involve; worry
• concern is worry about a thing or situation.
• if something concerns you, it worries you.
• if you concern yourself with something, you give attention to it because you think that it is important.
• a concern is something that is important to you.
• your concern for someone is a feeling that you want them to be happy, safe, and well.
• if a situation, event, or activity concerns you, it affects or involves you.
• if a situation or problem is your concern, it is your duty or responsibility.
• if a book, discussion, or piece of information concerns a particular subject or is concerned with it, it is about that subject.
• a concern is also a company or business.
concern oneself with
• engage in -, involve oneself in -
deep concern
• great worry
express concern
• show that one is concerned via words or actions, express worry or anxiety, be solicitous
for lack of public concern
• closing of a legal case due to concerns related to efficiency
going concern
• successful business, company that is doing a good business
grave concern
• serious worry, consternation
lack of concern
• disinterest, indifference
of public concern
• that is important to the public, that affects the general public
out of concern
• due to caring, due to concern
pharmaceutical concern
• pharmaceutical company, company that produces medicinal drugs
public concern ...

concern را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید ابراهیم
نگران کردن
زهرا
بابت,بستگی,علاقه,اهمیت داشتن,وابسته بودن
محمد عبدالعلی‌پور
در چنبرهٔ چیزی گرفتار آمدن
فاضله
درگیر کردن ،ارتباط دادن
محمد امین
مشغول کردن. جلب توجه کردن
عبدالحسین انتخابی
نگرش
فواد بهشتی
نگران بودن، دلواپس بودن
عبدالحسین انتخابی
معضل، نگرانی، درگیری ذهنی، مسئله، موضوع(قابل بحث و تامل)
پریناز
نگرانی
مصطفا
نگران شدن
I felt concern
فرهنگ
مسئوولیت
...MM
worry;anxiety. نگران.دلواپس.
زهرا
نگران بودن
عاطفه موسوی
در بر گرفتن
سید علی شجاعی
مهندسی بهداشت محیط ."سرطان"
سعید عباس نژاد اورموی
مد نظر قرار دادن
امین
concern:نگرانی
cancer:سرطان
ebi
دل مشغولی
لیلی موسوی
در رابطه با چیزی
محدثه فرومدی
1 پرداختن به، بررسی کردن
2 اهمیت
a matter of utmost concern : مسئله‌ای با حد اعلای اهمیت
tinabailari
there's now growing concern about the safety of cell phones ⤵️
الان نگرانی درباره امنیت تلفن همراه داره رشد میکنه
Matin
مربوط بودن به
have a relation to
متین خدایی
مربوط بودن به
فرهاد مولایی
توجه کردن
سعید ترابی
اسم:
1. نگرانی
2. نگرانی، مهم
3. نگرانی
4. somebody’s concern مسئولیت
5. not somebody’s concern/none of somebody’s concern مهم نبودن
6. بیزینس، شرکت

فعل
1. مربوط بودن به
2. نگران کردن
3. دربر گرفتن، تاثیر گذاشتن
4. concern yourself with/about something درگیر کردن خود با چیزی
گلی افجه
به فکر بودن ، توجه یا نگرانی
رضوان
ارج نهادن
احمد درفشدار
دلمشغولي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی concern
کلمه : concern
املای فارسی : کنکرن
اشتباه تایپی : زخدزثقد
عکس concern : در گوگل

آیا معنی concern مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )