برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

concierge

/ˌkɑːnsiˈerʒ/ /ˌkɒnsɪˈeəʒ/

معنی: دربان، مستخدم، نگهدار یا حافظ، زندانبان، قلعه بان

بررسی کلمه concierge

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who serves as doorkeeper and janitor for an apartment building, esp. in France.
مشابه: superintendent

واژه concierge در جمله های نمونه

1. There was just the concierge left in his apartment by the gate.
[ترجمه ترگمان]فقط دربان در خانه‌اش کنار در مانده بود
[ترجمه گوگل]در حیاط خانه اش فقط یک اتاق کنسول وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It also opened a concierge desk selling tickets to area events and hired a tour coordinator fluent in five languages.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک میز دربان را باز کرد که بلیط‌ها را به رویداده‌ای منطقه می‌فروخت و هماهنگ‌کننده سفره‌ای دوره‌ای پنج زبان بود
[ترجمه گوگل]همچنین میز میزبان را برای فروش بلیط به حوادث حومه باز کرد و یک هماهنگ کننده تور را در پنج زبان مسلط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The concierge looked ready to cry.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که دربان آماده گریستن است
[ترجمه گوگل]کنسرسیوم آماده گریه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He checked the telephone number with the concierge before placing a call.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه زنگ بزند، با دربان شماره تلفنی را چک کرد
[ترجمه گوگل]او قبل از ب ...

مترادف concierge

دربان (اسم)
porter , janitor , doorkeeper , concierge , doorman
مستخدم (اسم)
servant , retainer , concierge , employee , livery servant , serviceman , servitor
نگهدار یا حافظ (اسم)
concierge
زندانبان (اسم)
concierge , turnkey , warder
قلعه بان (اسم)
concierge

معنی کلمه concierge به انگلیسی

concierge
• doorkeeper; hotel employee in charge of performing special services for guests; janitor
• a concierge is a person, especially in france, who looks after a block of flats and checks people entering and leaving the building.

concierge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
مسئول راهنمایی مسافران در هتل
Ali
A person who give information about city to a hotel's guest.
mahtab
مسئول رزرو تور ها و مكانهاي هنري
آرمان م.
متصدی، مسئول لابی، منشی هتل،
Mahsa
information desk
نيلوفر بهراد
hotel employee that helps guests
كارمند هتل كه به مهمانها كمك ميكند
محمد رومزی
حراست ( معمولا در ساختمان های بزرگ که در ورودی ساختمان مستقر هستند)
مسئول یا منشی لابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی concierge
کلمه : concierge
املای فارسی : کنکیرگ
اشتباه تایپی : زخدزهثقلث
عکس concierge : در گوگل

آیا معنی concierge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )