برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

condensation

/ˌkɑːndənˈseɪʃn̩/ /ˌkɒndenˈseɪʃn̩/

معنی: خلاصه، تغلیظ، جمع شدگی، چگالش، تکاثف
معانی دیگر: (شیمی) چگالش، تراکم، تراکمی، (نگارش) تلخیص، کوته سازی، اثر تلخیص شده، (گاز و بخار و غیره) تغلیظ، میعان، تبدیل گاز به آبگونه، تقطیر، (هواشناسی) ژاله زایی

بررسی کلمه condensation

اسم ( noun )
مشتقات: condensational (adj.)
(1) تعریف: the act or process of condensing.
مشابه: abbreviation, abridgment

(2) تعریف: the state or result of being condensed.
مشابه: abbreviation, abridgment

(3) تعریف: something condensed.
مشابه: abridgment

واژه condensation در جمله های نمونه

1. condensation reaction
واکنش تراکمی

2. to read a condensation of a novel
تلخیصی از یک رمان را خواندن

3. The report is a brilliant condensation of several years'work.
[ترجمه ماهرخ] این گزارش، چکیدۀدرخشانی از کار و تلاشی چندین ساله است.
|
[ترجمه ترگمان]این گزارش یک چگالش هوشمندانه از چندین سال کار است
[ترجمه گوگل]این گزارش تراژدی درخشان چند ساله است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We get a lot of condensation on the walls in the winter.
[ترجمه ترگمان]ما یه عالمه عرق روی دیوارها تو زمستون گیر آوردیم
[ترجمه گوگل]ما در زمستان از روی دیوارها چسبیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His shaving mirror was covered with condensation.
[ترجمه ترگمان]آیینه shaving از condensation پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]آینه اصلاح او با تراک ...

مترادف condensation

خلاصه (اسم)
compendium , summary , short , abridgment , epitome , abstract , synopsis , substance , digest , compend , extract , adumbration , essence , review , condensation , upshot , sketch , gist , outline , resume , wrap-up
تغلیظ (اسم)
concentration , doping , condensation
جمع شدگی (اسم)
concentration , condensation , pucker
چگالش (اسم)
condensation
تکاثف (اسم)
condensation

معنی condensation در دیکشنری تخصصی

condensation
[شیمی] چگالش ، تراکم ، تراکمی ، مایع کردن
[عمران و معماری] تقطیر - چگالش - میعان - ژاله زایی - تراکم - تعرق
[مهندسی گاز] تغلیظ ، میعان
[زمین شناسی] میعان فرآیندی که در آن آب از حالت بخار به مایع یا جامد تبدیل می شود .(بطور عمومی تر، فرآیندی که طی آن هر بخاری به مایع یا جامد تبدیل می شود.) در نتیجه این عمل حدود 80 کالری در سانتیمتر مکعب انرژی آزاد می شود.
[نساجی] کنداسیون - کندانسه کردن - غلیظ کردن - تغلیظ مواد با آب گیری از آنها - تقطیر - تراکم - آب از دست دادن در واکنشهای شیمیایی
[ریاضیات] انباشتگی، چگالش، تکاثف، تراکم، هم چگالش، فشردگی، فشرده کردن، انقباض، تغلیظ، تراکم
[پلیمر] تراکم،میعان،چگالش
[آب و خاک] میعان، چگالش، جمع شدگی
[نساجی] رنگینه میعانی - رنگینه کندانسه شده - رنگینه کندانسیونی
[نساجی] منطقه حرارتی میعانی
[آب و خاک] هسته های تقطیر
[نساجی] نقطه میعان
[ریاضیات] نقطه ی تراکم، نقطه ی انباشتگی، نقطه ی چگالش
[شیمی] بسپار تراکمی
[نساجی] پلیمر تراکمی
[شیمی] بسپارش تراکمی
[پلیمر] پلیمر شدن تراکمی
[آب و خاک] فشار تراکم، فشار اشباع
[شیمی] واکنش ...

معنی کلمه condensation به انگلیسی

condensation
• changing of a gas into a liquid; compressing; something that has been shortened
• condensation is a coating of tiny drops of water which form on a cold surface.

condensation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
هم‌فشردگی ، هم‌فشرده سازی
morteza
پروسه میعان
میعانات (قطرات مایع)
محمدرحیم ریگی
فشردگی یاتراکم
حاجی
تغلیظ، چگالش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی condensation
کلمه : condensation
املای فارسی : کندنستین
اشتباه تایپی : زخدیثدسشفهخد
عکس condensation : در گوگل

آیا معنی condensation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )