برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1313 100 1

congestive heart failure

واژه congestive heart failure در جمله های نمونه

1. In congestive heart failure, it is diminished because of low cardiac output and reduced arterial distending pressure.
[ترجمه ترگمان]در نارسایی احتقانی قلب، به دلیل کاهش فشار قلب و کاهش فشار شریانی کاهش می‌یابد
[ترجمه گوگل]در نارسایی احتقانی قلب، به علت خروجی کم قلب و کاهش فشار شریان شریانی کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If the patient develops early overt congestive heart failure it is contraindicated, but do seriously consider it later.
[ترجمه ترگمان]اگر بیمار از نارسایی احتقانی قلب احتقانی قلب خود استفاده کند، contraindicated است، اما بعدا به طور جدی آن را در نظر بگیرید
[ترجمه گوگل]اگر بیمار مبتلا به نارسایی احتقانی قلبي ناگهان در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار بگیرد، ممنوع است، اما به طور جدی آن را در نظر می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She had been diagnosed the previous summer with congestive heart failure, but for a year a new medicine worked well.
[ترجمه ترگمان]او تابستان گذشته را با نارسایی احتقانی قلب انتخاب کرده بود، اما یک سال بود که پزشکی جدید به خوبی کار می‌کرد
[ترجمه گوگل]او تابستان گذشته با نارسایی احتقانی قلب تشخیص داده شده بود اما سالی یکبار دارو جدید به خوبی کار می کرد
[ترجمه شما] ...

معنی congestive heart failure در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه congestive heart failure به انگلیسی

congestive heart failure
• condition in which the heart does not pump properly and causes an accumulation of fluid in the lungs, chf (medicine)

congestive heart failure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد صالحی
نارسایی احتقانی قلب یا نارسایی قلبی CHF

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی congestive heart failure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )