انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 892 100 1

conglomerate

تلفظ conglomerate
تلفظ conglomerate به آمریکایی/kənˈɡlɑːmərət/ تلفظ conglomerate به انگلیسی/kənˈɡlɒməreɪt/

معنی: اختلاط، جوش سنگ، کلوخه شده، گرد شدن
معانی دیگر: به هم فشردن و به شکل گوی درآوردن، هم فشرده کردن یا شدن، همجوش کردن یا شدن، گندله شدن، گرد آمدن، (متشکل از مواد یا بخش های متفاوت که به صورت توده واحدی درآمده باشد) مرکب، آمیزه، گروه تولیدی، فرآورگان (مجموعه ی صنعتی یا تجارتی بزرگی که از چند شرکت و واحد تولیدی در زمینه های مختلف تشکیل شده است)، مجتمع، توده، کپه، (زمین شناسی) جوش سنگ (سنگ موزائیک مانند متشکل از سنگ ریزه های گوناگونی که با هم متحجر شده اند - conglomeratic و conglomreitic هم می گویند)

بررسی کلمه conglomerate

اسم ( noun )
(1) تعریف: a mass of various components, esp. stony material composed of various kinds of rock.

(2) تعریف: a company made up of several smaller companies engaged in diverse or unrelated areas of industry.
صفت ( adjective )
• : تعریف: consisting of various elements clustered together.
مشابه: concrete
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: conglomerates, conglomerating, conglomerated
• : تعریف: to gather (various components) into a single body or mass.
مشابه: consolidate, mass
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: conglomeratic (conglomeritic) (adj.)
• : تعریف: to collect and adhere in a body or mass.
مشابه: mass

واژه conglomerate در جمله های نمونه

1. people conglomerate around his statue
ترجمه مردم دور مجسمه‌ی او جمع شدند.

2. a pharmaceutical conglomerate
ترجمه یک مجتمع تولید دارو

3. english is a conglomerate language
ترجمه انگلیسی زبانی متنوع است.

4. An American conglomerate holds a major share in the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شرکت تولیدی آمریکایی سهم عمده‌ای در این شرکت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک شرکت آمریکایی دارای سهم عمده ای در این شرکت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The chemical companies had amalgamated into a vast conglomerate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت‌های شیمیایی amalgamated را تبدیل به یک مجتمع تولیدی عظیمی کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت های شیمیایی به یک کنگلومراس بزرگ متصل شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Fiat is Italy's largest industrial conglomerate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فیات بزرگ‌ترین شرکت بزرگ صنعتی ایتالیا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیات بزرگترین شرکت صنعتی ایتالیا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The conglomerate dismembered the business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجتمع تولیدی کار را مختل کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنگلومرا این کسب و کار را تقسیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The conglomerate really hit its stride in the third quarter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجتمع تولیدی در طبقه سوم به راه خود ادامه می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کنگلومرا واقعا در سه ماهه سوم به موفقیت خود ادامه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Yet Pomgol was little more than a conglomerate made up of other relevant state departments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، Pomgol کمی بیش از یک شرکت بزرگ بود که از سایر بخش‌های دولتی مربوطه تشکیل شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال Pomgol کمی بیشتر از یک کنگلومرا بود که از دیگر ادارات دولتی مربوطه تشکیل شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His bedside locker held the conglomerate of offerings, necessities and minor diversions considered indispensable to a brief spell in hospital.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمد کنار تختش یک مجتمع تولیدی لوازم را در نظر گرفته بود که برای یک افسون مختصر برای یک افسون مختصر در بیمارستان ضروری بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قفسه بستر او کنگلومرا ارائه، ضرورت و تنوع جزئی را در نظر گرفت که ضروری برای یک طلسم کوتاه در بیمارستان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The misuse of inside information within the new conglomerate structure is singled out for specific analysis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سو استفاده از اطلاعات درون ساختار مجتمع تولیدی جدید برای تحلیل خاص انتخاب شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوء استفاده از اطلاعات داخلی در ساختار جدید کنگلومرا برای تجزیه و تحلیل خاص مشخص شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He wanted to have an international entertainment conglomerate, which was MainMan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌خواست یک شرکت تولیدی بین‌المللی داشته باشد که از آن بدتر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می خواست یک کنگلومراسیون بین المللی سرگرمی داشته باشد که MainMan بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Since 197 the global conglomerate 3M has saved $ 500 million while reducing pollution 50 percent per unit of production.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجا که ۱۹۷ شرکت جهانی ۳ M در حین کاهش آلودگی ۵۰ درصد در هر واحد تولید، ۵۰۰ میلیون دلار ذخیره کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از سال 1973 کنگلومرا 3M جهانی 500 میلیون دلار صرفه جویی کرده است و در نتیجه کاهش آلودگی 50 درصد برای هر واحد تولیدی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A vast American conglomerate has announced plans to buy the site at a cost of well over a billion dollars.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شرکت بزرگ آمریکایی طرح‌هایی را برای خرید این سایت با هزینه بیش از یک میلیارد دلار اعلام کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کنفرانس بزرگ آمریکایی اعلام کرده است که قصد دارد سایت را با قیمت بیش از یک میلیارد دلار خریداری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Conglomerate Williams Holdings disappointed the City with the interim dividend unchanged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت هلدینگ conglomerate ویلیامز این شهر را با سود سهام موقت تغییر داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت سرمایه گذاری ویلیامز، شهر را با سود سهام موقت، بدون تغییر، ناامید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف conglomerate

اختلاط (اسم)
integration , synthesis , mix , brew , mixture , melange , intermixture , medley , conglomerate , welter , commixture , macedoine
جوش سنگ (اسم)
conglomerate
کلوخه شده (صفت)
conglomerate , glomerate
گرد شدن (فعل)
conglomerate

معنی conglomerate در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مجتمع
[عمران و معماری] جوش سنگ - کنگلومرا - سنگ جوش - سنگ جوش دانه درشت - سنگ دج
[خاک شناسی] سنگ جوش
[نفت] جوش سنگ
[آب و خاک] جوش سنگ
[زمین شناسی] کنگلومرا یک نوع سنگ رسوبی که از ذرات درشت در اندازه گراول ترکیب یافته است.
[ریاضیات] گسترش مماس
[زمین شناسی] کنگلومرای کرمان(کرتاسه_پالئوسن) جایگاه چینه شناسی و شرایط تشکیل آن، قابل قیاس با سازند کنگلومرایی فجن در البرز، سازند پسته لیق در کپه داغ و به احتمال بخش شیل ارغوانی سازند پابده در زاگرس است. دیگر سازند های پهنه زمین ساختاری ایران مرکزی
[زمین شناسی] کنگلومرای آرکوزی یک اورتو کنگلومرای به لحاظ سنگ شناسی همگن با جورشدگی ضعیف که ازگراول های نابالغ تشکیل شده است. این گراول های نابالغ ازگرانیت های واقع در یک منطقه تکتونیکی فعال، تحت شرایط حمل و نقل سیلابی و دفن سریع در حوضه در حال فرونشست ساخته شده اند؛ یک آرکوز با سنگ ریزه های شکسته و نامنظم گرانیت یا با عدسی های گراول گرانیتی. ماتریکس سیلت و رس دارای ترکیب آرکوز بوده و از ذرات فلدسپات و کوارتز به همراه مواد ریزدانه تر کائولینیتی تشکیل شده است. این سنگ رسوبات قطور و گوه شکل را می سازد و معمولا با ماسه سنگهای آرکوزی میان لایه شده است. مترادف: granite-pebble conglomerate .
[معدن] کنگلومرای قاعده (زمین شناسی ساختمانی)
[زمین شناسی] کنگلومرای کاتاکلاستیک ، کنگلومرای خرد شده.
[زمین شناسی] کنگلومرای پاره سنگی به یک سنگ تحکیم یافته یا یکپارچه شده که عمدتاً از پاره سنگ تشکیل شده است، گویند.
[زمین شناسی] کنگلومرای خردایشی سنگی که اساساً در محل خود بوسیله تغییرشکل (چین خوردگی یا گسلش) سنگهای شکننده با درزه های نزدیک بهم تشکیل می شود و حاوی ذرات یا قطعات لوزی شکل می باشد و بشدت شبیه یک کنگلومرای معمولی (رسوبی) است. سنگی مشابه یک برش خردایشی که دارای قطعاتی گرد شده تر می باشند. این نوع کنگلومرا توسط شباهت در ترکیب (معمولاً یک نوع سنگ)، قطعات و خمیره تشخیص داده می شود. این اصطلاح توسط lamplugh (ص 563 – 1895) معرفی شده است. مترادف: کنگلومرای تکتونیکی، کنگلومرای کاتاکلاسیتی.
[زمین شناسی] کنگلومرای خشک شدگی اصطلاحی که توسط شراک(صفحه 208 ،1948 )برای کنگلومرایی استفاده شد که از قطعات ساییده شده از لایه ترک گلی رسوبات وگرد شده توسط فرآیند حمل و نقل تشکیل شده است . مترادف : کنگلومرای گل سنگی.
[زمین شناسی] کنگلومرای دولومیتی الف ) کنگلومرایی که از سنگ ریزه های سنگ آهک و سیمان دولومیت ساخته شده است . ( نلسون و نلسون 1957 صفحه 112 ) ب) یک کنگلومرای برشی با سن keuper در سامرست انگلستان –( آرکل و تام کیف 1953 ) .
[زمین شناسی] کنگلومرای دانه تدریجی
[زمین شناسی] کنگلومرای حاشیه ای کنگلومرایی که در امتداد یک ساحل و بر روی حواشی رو به خشکی رسوباتی با جنس های متفاوت شکل می گیرد. در مقاطع زمین شناسی، می توان این نوع کنگلومرا را در سطوح یا اعماق چینه شناسی مختلف مشاهده کرد (گسترش جانبی این نمونه نیز قابل ملاحظه است) و از این رو بازه های زمانی مختلف را به صورت مورب قطع می کند. در صورت بالا آمدن سطح آب دریا، کنگلومرای مزبور به کنگلومرای قاعده ای تبدیل می شود.
[زمین شناسی] همکلاو کوارتزیتی، کنگلومرای کوارتزیتی ارتوکنگلومرایی جور شده، همگن و روشن رنگ که از بقایای کوارتزدار بالغ یا فوق العاده بالغی (خصوصاً کوارتز رگه ای، چرت و کوارتزیت ریز تا متوسط دانه) تشکیل شده که در حقیقت مواد نسبتاً پایدار مشتق شده از سنگهای گرانیتی یا دگرگونی فرسایش یافته ای هستند که مواد ریزدانه تر و ناپایدارتر آنها در اثر هوازدگی یا حمل و نقل های طولانی، حذف شده اند. چنین کنگلومرایی دارای میان لایه هایی از ماسه سنگ کوارتزی خالص است. مترادف: quartz-pebble conglomerate.

معنی کلمه conglomerate به انگلیسی

conglomerate
• group or mass formed from diverse elements; large corporation formed by the merge of separate companies; (geology) detrital sedimentary rock that is coarse grained and composed of round fragments cemented together
• accumulate, gather; form from diverse elements
• a conglomerate is a large business consisting of several different companies.
conglomerate merger
• merger in which two companies engaged in completely different industries join together into one company (economics)
chemical conglomerate
• chemical plant, factory which produces various chemical products

conglomerate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی conglomerate

ebitaheri@gmail.com ١٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٢/١٧
[زمین‌شناسی]

سنگ جوش‌خورده ، سنگ‌جوشه
|

احمد رضا ١٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
شرکت های معظم (البته این معادل کاملا دقیق نیست)
|

پیشنهاد شما درباره معنی conglomerate



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی conglomerate
کلمه : conglomerate
املای فارسی : کنگلمرت
اشتباه تایپی : زخدلمخئثقشفث
عکس conglomerate : در گوگل


آیا معنی conglomerate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )