برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1285 100 1

consensus

/kənˈsensəs/ /kənˈsensəs/

معنی: اجماع، وفاق، توافق عام، رضایت و موافقت عمومی
معانی دیگر: همرایی، (فقه) اجماع، توافق (آرای عمومی)، اتفاق نظر همگان، همزبانی، عقیده ی اکثریت قریب به اتفاق

بررسی کلمه consensus

اسم ( noun )
حالات: consensuses
(1) تعریف: general agreement in opinions, values, preferences, or the like.
متضاد: disagreement

- There is no consensus on the morality of abortion.
[ترجمه زارع] هیچ توافقی در مورد جنبه اخلاقی سقط جنین وجود ندارد
|
[ترجمه ترگمان] در مورد اخلاق سقط‌جنین هیچ اتفاق‌نظر وجود ندارد
[ترجمه گوگل] هیچ توافقی در مورد اخلاق سقط جنین وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an opinion shared by a great majority.

- The consensus of viewers was that the film was dull.
[ترجمه ترگمان] اتفاق‌نظر تماشاگران این بود که فیلم بسیار کسل‌کننده بوده‌است
[ترجمه گوگل] اجماع از بینندگان بود که فیلم کسل کننده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه consensus در جمله های نمونه

1. consensus politics
پیروی از سیاستی که مورد حمایت اکثریت قریب به اتفاق مردم باشد

2. the consensus was to abandon the project
عقیده‌ی همگان این بود که اجرای طرح متوقف شود.

3. there is broad consensus on this issue
توافق گسترده‌ای در این مورد وجود دارد.

4. He was the first to break the consensus and criticize the proposal.
[ترجمه ترگمان]او اولین کسی بود که به اجماع نظر داد و از پیشنهاد انتقاد کرد
[ترجمه گوگل]او اولین کسی بود که این توافق را شکست و انتقاد از پیشنهاد را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is a consensus among teachers that children should have a broad understanding of the world.
[ترجمه ترگمان]در میان معلمان اتفاق‌نظر وجود دارد که کودکان باید درک وسیعی از جهان داشته باشند
[ترجمه گوگل]در میان معلمان اتفاق نظر وجود دارد که اطفال باید درک جامع از جهان داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is difficult to reach a consensus about electoral reform.
[ترجمه ترگمان]رسیدن به اجماع در مورد اصلاحات انتخاباتی دشوار است
[ترجمه گوگل] ...

مترادف consensus

اجماع (اسم)
meeting , consensus
وفاق (اسم)
consensus
توافق عام (اسم)
consensus
رضایت و موافقت عمومی (اسم)
consensus

معنی عبارات مرتبط با consensus به فارسی

پیروی از سیاستی که مورد حمایت اکثریت قریب به اتفاق مردم باشد

معنی consensus در دیکشنری تخصصی

[صنعت] توافق عام، عامه پسند، وفاق، اجماع
[حقوق] اتفاق آراء
[ریاضیات] توافق، همراهی
[حقوق] توافق در مورد همان موضوع
[ریاضیات] الگوریتم روش توافق
[برق و الکترونیک] تئوری وفاق عمومی
[صنعت] مقادیر جمعی - بر پایه فعالیت های آزمایشگاهیِ گروهی ، تحت حمایت گروه های مهندسی و علمی تعیین می شوند ؛ توسط توافق کاربرانی همچون سازمانهای تجاری و حرفه ای تعیین می شوند.

معنی کلمه consensus به انگلیسی

consensus
• general agreement, majority
• a consensus is general agreement amongst a group of people.
consensus ad idem
• agreement, understanding of the terms of a contract (latin)
bi partisan consensus
• agreement between two political parties
bipartisan consensus
• agreement by two political parties
national consensus
• national agreement
out of consensus
• controversial, not of a majority opinion, sensitive

consensus را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ساکی نیسی
وفاق
اتفاق نظر
همرایی
Setayesh-Arya
agreement
PK
درزیس شناسی حفاظت شده
محدثه فرومدی
متفق‌القولی، متحد‌القولی، هم‌صدایی، هم‌آوازی، هم‌داستانی، هم‌آهنگی، هم‌نوایی، هم‌اندیشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی consensus
کلمه : consensus
املای فارسی : کنسنسوس
اشتباه تایپی : زخدسثدسعس
عکس consensus : در گوگل

آیا معنی consensus مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )