برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

consilience

واژه consilience در جمله های نمونه

1. Fifth and finally, consilience: The explanations of different phenomena most likely to survive are those that can be connected and proved consistent with one another.
[ترجمه ترگمان]پنجم و نهایتا، consilience: توضیحات پدیده‌های مختلف به احتمال زیاد، آن‌هایی هستند که می‌توانند به هم متصل شوند و با یکدیگر سازگار باشند
[ترجمه گوگل]پنجم و در نهایت، تساهل توضیحات پدیده های متفاوتی که احتمالا برای زنده ماندن هستند، آنهایی هستند که می توانند متصل شوند و سازگار با یکدیگر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In this new era of "Consilience", images and realities are becoming more and more like ghost-spirit which is floating in the middle of nowhere.
[ترجمه ترگمان]در این عصر جدید \"consilience\"، تصاویر و واقعیات بیشتر و بیشتر شبیه روح روحی می‌شوند که در وسط هیچ کجا شناور است
[ترجمه گوگل]در این دوران جدید �انطباق�، تصاویر و واقعیت ها در حال تبدیل شدن به بیشتر و بیشتر مانند ارواح روح است که در وسط هیچ جا شناور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Experimental results show a good consilience with the designed parameters.
[ترجمه ترگمان]نتایج تجربی نشان می‌دهد که سازگاری خوبی با پارامترهای طراحی شده‌است
[ترجمه گوگل]نتایج تجربی نشان می دهد سازگاری خوب با پارامترهای طراحی شده است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه consilience به انگلیسی

consilience
• coincidence; concurrence

consilience را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر محمدرضا ایوبی صانع
تلویحاً همان" تسامح و تساهل" خودمان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی consilience مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )