برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1290 100 1

consumer

/kənˈsuːmər/ /kənˈsjuːmə/

معنی: مصرف کننده
معانی دیگر: گسارگر، گسارشگر، گسارنده

بررسی کلمه consumer

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who purchases goods or services.
مترادف: buyer, customer, purchaser
مشابه: client, patron, regular, shopper, user, vendee

(2) تعریف: a person or thing that consumes.
مترادف: user
مشابه: drain

واژه consumer در جمله های نمونه

1. consumer goods
کالاهای مصرفی

2. a consumer society
جامعه‌ی مصرفی

3. from producer to consumer a product changes hands a few times
کالا از تولید کننده تا مصرف کننده چند دست می‌گردد.

4. Rising consumer sales have the effect of spurring the economy to faster growth.
[ترجمه ترگمان]افزایش فروش مصرف‌کننده تاثیر ترغیب اقتصاد به رشد سریع‌تر را دارد
[ترجمه گوگل]افزایش فروش مصرف کنندگان، باعث افزایش رشد اقتصادی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We need more feedback from the consumer in order to improve our goods.
[ترجمه نازيلا] ما به منظور بهبود محصولاتمان نياز بيشتري به بازخورد مصرف كنندگان داريم
|
[ترجمه Mohammad] ما برای بهبود محصولات، نیاز به بازخورد بیشتر مصرف کنندگان داریم.|
[تر ...

مترادف consumer

مصرف کننده (اسم)
consumer

معنی عبارات مرتبط با consumer به فارسی

وام مصرف کنندگان (وام یا نسیه یا اعتباری که به مصرف کننده فقط برای خرید کالا داده می شود)، وام مصرفی، اعتبار مصرفی
کالاهای مصرفی (consumers' goods هم می نویسند)، اشیاء مصرفی
اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین

معنی consumer در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مشتری
[عمران و معماری] مصرف کننده
[برق و الکترونیک] مصرف کننده
[زمین شناسی] مصرف کننده موجود زنده ای که قادر به تولید غذای خود از مواد غیرزنده نمی باشد و وابسته به انرژی ذخیره شده در سایر موجودات و مواد زنده است. مقایسه شود با: تولید کننده.
[صنعت] مصرف کننده ، مشتری
[ریاضیات] مصرف کننده
[کامپیوتر] نمایشگاهی در زمینه صنعت وسایل الکترونیکی در لاس وگاس آمریکا
[ریاضیات] کالای مصرفی
[حسابداری] شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی، شاخص قیمت مصرف کننده
[آمار] شاخص بهای مصرف کننده
[نساجی] محصول مصرفی
[برق و الکترونیک] مصرف کننده خانگی
[حسابداری] مصرف کننده نهائی
[برق و الکترونیک] مصرف کننده صنعتی
[برق و الکترونیک] مصرف کننده بزرگ
[برق و الکترونیک] مصرف کننده اصلی

معنی کلمه consumer به انگلیسی

consumer
• buyer; someone or something which consumes
• a consumer is a person who buys goods or uses services.
consumer cooperative
• group of consumers which have joined together to work on common causes
consumer durables
• stable or long-lasting goods which are bought by consumers
consumer good
• product intended to be purchased by consumers
consumer goods
• products intended to be purchased by consumers
• consumer goods are items other than basic food and clothes, which are not considered to be essential.
consumer of news
• one who watches reads or listens to news reports
consumer packaged goods
• quick-selling consumer goods (of all types)
consumer price index
• cost-of-living index, (economics) comparison of the price of basic goods and services during a specific period versus the price of those goods and services during a base period (used as a measure of the inflation rate)
consumer price index linkage
• attachment to the consumer price index (measure of prices of goods bought by the consumer)
consumer protection act
• law which protects the rights of customers
consumer protection law
• law which protects the rights of customers
consumer society
• materialistic society, society which places great emphasis on purchasing and material goods
consumer to consumer
• acronym used to describe transactions for the sale and purchase of an article or servic ...

consumer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صبا
مصرف کننده
mobina
مصرف کننده
آزاده آزادعشق lawyer
رشته حقوق:
Active consumer :مصرف کننده کنش گر
Passive consumer :مصرف کننده بی کنش یا منفعل
Semi-passive consumer: مصرف کننده نیمه منفعل
نجوا
مصرفی
Consumer durables
کالاهای باداوم مصرفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی consumer
کلمه : consumer
املای فارسی : کنسومر
اشتباه تایپی : زخدسعئثق
عکس consumer : در گوگل

آیا معنی consumer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )