برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1356 100 1

contrast

/ˈkɑːntræst/ /kənˈtrɑːst/

معنی: ضد، مخالفت، تضاد، هم سنجی، کنتراست، تقابل، تباین، مقابله، مقایسه کردن، برابر کردن، مقابله کردن
معانی دیگر: مقایسه کردن (برای نشان دادن تفاوت ها)، همسنجی کردن، برابر هم گذاشتن، برابر نهش کردن، پادیست کردن، (با: with) تضاد داشتن (با)، مغایر بودن با، تفاوت (به ویژه بین دو چیز مورد مقایسه)، (نقاشی و تصویر تلویزیونی و سینمایی و غیره) تضاد، کنتراست (میزان تضاد بین دو رنگ و غیره)، پادنمایی، همبرنهاد، (شخص یا چیز) متفاوت، برابر نهشته، مغایرت

بررسی کلمه contrast

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: contrasts, contrasting, contrasted
• : تعریف: to compare (two people or things) in order to make their differences clear.
مترادف: differentiate, discriminate, distinguish
متضاد: liken
مشابه: oppose

- The essay contrasted Japan's legal system with that of the United States.
[ترجمه علی] این مقاله سیستم قضایی ژاپن را با سیستم قضایی آمریکا هم سنجی و مقابله می کند
|
[ترجمه ترگمان] این مقاله سیستم قانونی ژاپن را با آمریکا مقایسه کرد
[ترجمه گوگل] این مقاله با سیستم حقوقی ژاپن با ایالات متحده مقایسه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to show a difference or differences on comparison.
مترادف: differ, vary
متضاد: accord, correlate
مشابه: diverge

- The standard of living of the rich contrasts sharply with that of the poor.
[ترجمه ترگمان] استاندارد زندگی ثروتمندان با فقرا تفاوت دارد
[ترجمه گوگل] استانداردهای زندگی غنی به شدت با فقرا متفاوت است ...

واژه contrast در جمله های نمونه

1. contrast lighting
نورپردازی دارای کنتراست

2. a sharp contrast
تمایز آشکار

3. the noticeable contrast between those two countries
تفاوت چشمگیر بین آن دو کشور

4. to compare and contrast
وجوه تشابه و تمایز را نشان دادن

5. by contrast, in contrast
در مقابل،در عوض،از سوی دیگر

6. Recall the misery of the past and contrast it with the happiness of today.
[ترجمه ترگمان]بدبختی گذشته را به خاطر بیاورید و آن را با سعادت امروز مقایسه کنید
[ترجمه گوگل]به یاد بیاورید که بدبختی گذشته است و با خوشحالی امروز مخالف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I like the contrast of the white trousers with the black jacket.
[ترجمه ترگمان]من تفاوت شلوار سفید را با کت سیاه دوست دارم
[ترجمه گوگل]من کنتراست شلوار سفید با ژاکت سیاه را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The poverty of her childhood stands in total contrast to her life in Hollywood.
...

مترادف contrast

ضد (اسم)
opponent , adversary , hostile , foe , antagonist , opposite , contrast
مخالفت (اسم)
resistance , gainsay , objection , contrast , antagonism , contrariness , defiance , opposition , disagreement , disaccord , repugnance , contradiction , contrariety , nonconformity , dissidence
تضاد (اسم)
conflict , contrast , opposition , antithesis , contradiction , polarization , polarity
هم سنجی (اسم)
comparison , contrast
کنتراست (اسم)
contrast
تقابل (اسم)
contrast , mutuality
تباین (اسم)
contrast , inconsistency , inconsistence , incommensurability , divergence , heterogeny
مقابله (اسم)
comparison , verification , contrast , collation , opposition , checking , confronting , meeting face to face
مقایسه کردن (فعل)
contrast , compare
برابر کردن (فعل)
contrast , balance , compare , equate , level out , parallel , peer
مقابله کردن (فعل)
confront , contrast , verify , compare , check , collate

معنی عبارات مرتبط با contrast به فارسی

(قدیمی) برخلاف انتظار، در مقابل، در عوض، از سوی دیگر
تغایر عالى علوم مهندسى : تغایر بالا

معنی contrast در دیکشنری تخصصی

contrast
[سینما] تضاد (سایه - روشن ) - شدت اختلاف سیاهی و سفیدی - سایه روشن - دوفامی - تباین - اختلاف سایه روشن - اختلاف - کنتراست - تضاد
[کامپیوتر] تباین - تباین رنگهای تیره و رشن ، کنتراست - طیفی از درجات روشنایی و تاریکی در یک تصویر . تصویر با کنتراست پایین تفاوت کمی بین تیره ترین تیره ها و روشن ترین روشن ها دارد. هنگام اسکن کردن تصویر ، کنتراست را باید به خوبی تنظیم نمود. اگر چنین حالتی امکان نداشته باشد ، کنتراست را می توان به وسیله ی یک برنامه ی photopaint انجام داد. نگاه کنید به histogram ; scanner .
[برق و الکترونیک] فرق نمایان - کنتراست - تضاد میزان اختلاف سایه روشن بین روشنترین و تاریکترین نقاط تصویر تلویزیون یا نمابر درجه کنتر است بر حسب گاما ( gamma ) بیان می شود . تصاویر با کنتر است زیاد دارای رنگهای سیاه خیلی تیره و سفید روشن هستند در حالی که تصاویر خاکستری کنتراست کمی دارند .
[نساجی] تباین رنگی - کنتراست
[ریاضیات] مقایسه ی قید، مقایسه، تفاوت رنگ، فرق داشتن، تضاد، تباین نوری، مقابله، مقایسه کردن
[پلیمر] تمایز جلوه
[آمار] مقایسه مقیّد
[آمار] تحلیل مقایسه های مقیّد
[برق و الکترونیک] کنتر کنتراست پنج کنترل دستی برای تنظیم شدت سایه روشنهای تصویر تلویزیونی معمولاً کنترل کنتراست با تغییر بهره ی تقویت کننده ویدئو انجام می گیرد . در گیرنده ی تلویزیون رنگی کنترل کنتراست از دو قسمت تشکیل می شود . یک قسمت سیگنال درخشاییو قسمت دیگر سیگنالهای رنگ نمایی را کنترل می کند و در نتیجه بدون تغییر رنگ درجه کنتراست تنظیم می شود .
[نساجی] اثرات متباین در رنگ
[کامپیوتر] توسعه تشخیص سایه روشن
C ...

معنی کلمه contrast به انگلیسی

contrast
• act of contrasting; state of unlikeness; opposition, variance; sharpness, difference between dark and light pixels (computers)
• compare; be different in comparison with something else
• a contrast is a great difference between two or more things, which is very clear when they are compared with each other.
• if one thing is a contrast to another, it is very different from it.
• you say by contrast or in contrast when you are mentioning something that is very different to what you have just said.
• if one thing contrasts with another, it is very different from it.
• if you contrast things, you compare them to show the differences between them.

contrast را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
در زیست شناسی، این واژه نشان دهنده ی ((میزان تفاوت بین بخش های مختلف یک نمونه)) است و یکی از سه ویژگی مهم یک میکروسکوپ به شمار می آید.
ebi
رویارویی ، رویارو گذاری
حامد نیازی
تضاد
کاربر آبادیس
مقایسه کردن
Fatima
تمایز نشان دادن
Hizan
اختلاف و دوگانه ای
Mahdis.Rahimi
on the other hand
...
تضاد،مقایسه کردن
محدثه فرومدی
در تقابل قرار دادن، مغایرت داشتن
Dorsa
Make or become smaller برابر کردن
گیسو
ماده حاجب،کنتراست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی contrast
کلمه : contrast
املای فارسی : کنتراست
اشتباه تایپی : زخدفقشسف
عکس contrast : در گوگل

آیا معنی contrast مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )