برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1315 100 1

controversy

/ˈkɑːntrəˌvərsi/ /ˈkɒntrəvɜːsi/

معنی: ستیزه، بحی، مباحثه، مشاجره، جدال، هم ستیزی
معانی دیگر: بحث، بگو مگو، جرو بحث، جدل، مناقشه، قیل و قال، بحک

بررسی کلمه controversy

اسم ( noun )
حالات: controversies
(1) تعریف: a dispute, esp. a public one, marked by the expression of opposing views; debate.
مترادف: debate, dispute
مشابه: contention, disputation, hot potato, polemics

- The proposal to tear down the old city hall building caused a major controversy in town.
[ترجمه ترگمان] پیشنهاد برکناری از ساختمان شهرداری قدیمی باعث ایجاد جنجال بزرگی در شهر شد
[ترجمه گوگل] پیشنهادی برای از بین بردن ساختمان سالن شهر قدیمی باعث اختلاف عمده در شهر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a quarrel or argument.
مترادف: altercation, argument, disagreement, dispute, quarrel
مشابه: bicker, brawl, broil, fight, row, ruckus, rumpus, run-in, set-to, spat, squabble, tiff, wrangle

- Let's not have any more controversies over money.
[ترجمه ترگمان] بیایید اختلاف بیشتری در مورد پول داشته باشیم
[ترجمه گوگل] بیایید اختلافات بیشتری نسبت به پول داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه controversy در جمله های نمونه

1. the controversy about his illicit affairs
سر و صدای مربوط به روابط نامشروع او

2. a point of controversy
یک مطلب هیاهو انگیز

3. the new leader tried to avoid controversy
رهبر جدید کوشید تا از بحث انگیزی اجتناب کند.

4. There was a controversy over the plans.
[ترجمه ترگمان]مجادله بر سر این برنامه‌ها وجود داشت
[ترجمه گوگل]در مورد برنامه ها اختلاف نظر وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His views have excited a lively controversy among fellow scientists.
[ترجمه ترگمان]دیدگاه‌های او باعث ایجاد بحث‌های پرشور در میان دانشمندان دیگر شده‌است
[ترجمه گوگل]دیدگاه های او موجب برانگیختن بحث های پر جنب و جوش در میان دانشمندان دیگر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His inclusion in the team has caused controversy.
[ترجمه ترگمان]حضور او در این تیم باعث ایجاد اختلاف شده‌است
[ترجمه گوگل]حضور او در تیم باعث اختلاف نظر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف controversy

ستیزه (اسم)
quarrel , conflict , melee , strife , dispute , contention , squabble , altercation , controversy , disputation
بحی (اسم)
quarrel , brabble , debate , altercation , discussion , argument , argumentation , controversy , jangle , contestation , polemics
مباحثه (اسم)
discourse , contention , debate , discussion , argument , controversy , disputation
مشاجره (اسم)
dispute , contention , contest , argument , controversy , scuffle , broil , wrangle , falling-out , garboil
جدال (اسم)
battle , controversy
هم ستیزی (اسم)
controversy

معنی controversy در دیکشنری تخصصی

controversy
[حقوق] اختلاف، مرافعه، دعوای مدنی
[روانپزشکی] مناقشه ی وراثت- محیط. این اصطلاح به بحث "سرنوشت- تربیت" یا مقالات فلسفی، مناقشه ی "فطری نگری- تجربی نگری" نیز مشهور است. بحث پر سابقه ای است در مورد سهم نسبی تجربه (تربیت، محیط، یادگیری) و وراثت (سرشت، استعداد ارثی) در ساختمان ارگانیسم، به خصوص ارگانیسم انسانی.

معنی کلمه controversy به انگلیسی

controversy
• disagreement, debate, argument
• controversy is a disagreement about something that many people do not approve of which leads to a lot of discussion and argument.
arouse controversy
• cause disagreement, stir up contention
beyond controversy
• cannot be debated, beyond a shadow of a doubt
raise controversy
• stir up debate
spark bitter controversy
• provoke a major dispute
stir controversy
• arouse dispute, incite argument
without controversy
• without a doubt

controversy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیکنام
مغایرت
بنده خدا
مناقشه
میلاد علی پور
بحث و جدل، سرو صدا، جدال
مهسا امینی
-اختلاف نظر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی controversy
کلمه : controversy
املای فارسی : کنترورسی
اشتباه تایپی : زخدفقخرثقسغ
عکس controversy : در گوگل

آیا معنی controversy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )