برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1278 100 1

convince

/kənˈvɪns/ /kənˈvɪns/

معنی: قانع کردن، متقاعد کردن
معانی دیگر: (با استدلال) معتقد کردن، (با دلیل و برهان) قبولاندن، پذیراندن، پذیرفتار کردن، مجاب کردن، عقیده مند کردن، هم اندیش کردن، هم رای کردن، راغب کردن، معتقد بودن، اعتقاد راسخ داشتن، باور داشتن، مطمئن کردن

بررسی کلمه convince

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: convinces, convincing, convinced
مشتقات: convincing (adj.), convincingly (adv.)
• : تعریف: to cause to accept or believe; persuade (often fol. by "of").
مترادف: persuade, satisfy
مشابه: argue, assure, bring around, induce, jawbone, lead, prevail on, reassure

- The evidence convinced the jury of his innocence.
[ترجمه A.A] مدارک درباره برائت او هیئت منصفه را قانع کرد
|
[ترجمه محمد م] شواهد، هیئت منصفه را در خصوص بی گناهی او قانع کرد.
|
[ترجمه ترگمان] مدارک هیات‌منصفه رو قانع کردن
[ترجمه گوگل] شواهد هیئت منصفه بی گناهی را قانع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His parents tried to convince him to go to college, but he said he wasn't ready.
[ترجمه ترگمان] پدر و مادرش سعی کردند او را متقاعد کنند که به دانشگاه برود، اما او گفت که آماده نیست
...

واژه convince در جمله های نمونه

1. i tried to convince her but i got nowhere
کوشیدم او را مجاب کنم ولی به جایی نرسیدم.

2. through advertising, they convince people to buy
با تبلیغ،مردم را راغب به خرید می‌کنند.

3. We were able to convince the students of the need for wider reading.
[ترجمه ترگمان]ما قادر بودیم دانش آموزان را از نیاز به خواندن وسیع‌تر متقاعد کنیم
[ترجمه گوگل]ما توانستیم دانش آموزان را برای نیاز بیشتر به خواندن متقاعد کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He has managed to convince even the sceptics.
[ترجمه ترگمان]او موفق شده‌است حتی افراد شکاک را قانع کند
[ترجمه گوگل]او موفق شده است حتی شکاکان را متقاعد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's hopeless trying to convince her.
[ترجمه نازنین رحیمیان] متقاعد کردن او تلاشی بیهوده است.|
[ترجمه ترگمان]سعی می‌کنم او را متقاعد کنم ...

مترادف convince

قانع کردن (فعل)
comply , content , satisfy , convince
متقاعد کردن (فعل)
ensure , convince

معنی convince در دیکشنری تخصصی

convince
[ریاضیات] ثابت کردن

معنی کلمه convince به انگلیسی

convince
• persuade, convict, influence
• if you convince someone of something, you make them believe that it is true or that it exists.

convince را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نظامعلي آقابالي
متقاعد كردن
mary
get other people to take some action
حسین
راضی کردن متقاعد کردن
Matin
قانع کردن، متقاعد کردن
آرین تیمورخانی
قبولاندن . متقاعد کردن. Ensure
متین خدایی
قانع کردن، متقاعد کردن
میلاد علی پور
پی بردن، فهمیدن، دریافتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی convince
کلمه : convince
املای فارسی : کنوینک
اشتباه تایپی : زخدرهدزث
عکس convince : در گوگل

آیا معنی convince مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )