انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1099 100 1

convolution

تلفظ convolution
تلفظ convolution به آمریکایی/ˈkɑːnvəˌluːʃn̩/ تلفظ convolution به انگلیسی/ˌkɒnvəˈluːʃn̩/

معنی: حلقه، پیچ، پیچیدگی
معانی دیگر: هم پیچش، همتابی، درهم پیچیدگی، چنبرش، پیچش

بررسی کلمه convolution

اسم ( noun )
مشتقات: convolutional (adj.), convolutionary (adj.)
(1) تعریف: a complexity of coils, twists, and folds.
مترادف: knot, labyrinth, maze
مشابه: complexity

(2) تعریف: a single turn or twist in such a form.
مترادف: coil, curl, kink, spiral, twist, winding
مشابه: roll, twirl, undulation, whore

(3) تعریف: complexity or intricacy, as of an argument or theory.
مترادف: complexity, intricacy, involution, knot, labyrinth, maze
مشابه: entanglement

(4) تعریف: one of the twisting folds or ridges of the brain's surface.
مشابه: crease, fold, undulation

واژه convolution در جمله های نمونه

1. The story's fascinating convolutions were inspired by real events.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The شگفت‌انگیز داستان از رویداده‌ای واقعی الهام‌گرفته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیچک های جذاب داستان از حوادث واقعی الهام گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A new algorithm of deconvolution via window convolution operation is proposed, and the algorithm can solve the ill-posed problem occurring in deconvolution via circular convolution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک الگوریتم جدید از deconvolution از طریق عملیات کانولوشن پنجره پیشنهاد شده‌است، و الگوریتم می‌تواند مساله ill رخ داده در deconvolution را از طریق کانولوشن حلقوی حل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم جدیدی از deconvolution از طریق عملیات convolutions پنجره ارائه شده است، و الگوریتم می تواند مشکل ناخوشایندی را که در انحراف از طریق پیچش دایره ای اتفاق می افتد حل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Though the conventional symmetric extension and circular convolution are applied, the experiments show that the border distortion still exists in the reconstructed signal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگرچه امتداد متقارن معمولی و کانولوشن حلقوی اعمال می‌شوند، آزمایش‌ها نشان می‌دهند که اعوجاج مرزی هنوز در سیگنال بازسازی‌شده وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه گسترش ضریب متداول و پیچش دایره ای اعمال می شود، آزمایشات نشان می دهند که اعوجاج مرز هنوز در سیگنال بازسازی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. However, the use of convolution model is to deduce recursion formula of the reflection for the converted wave.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، استفاده از مدل کانولوشن یک فرمول بازگشتی انعکاس برای موج انتقالی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، استفاده از مدل کانولوشه برای بدست آوردن فرمول بازگشتی بازتابی برای موج تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This article has discussed the convolution in the image smooth application.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله در مورد کانولوشن در برنامه نرم تصویر بحث کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله در مورد پیچیدگی در تصویر نرم افزار صاف مورد بحث قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. For discrete convolution equation set, generally, people use Fourier transform method to solve. But in some positions, zero frequency will lose.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای توابع معادله کانولوشن گسسته، به طور کلی، افراد از روش تبدیل فوریه برای حل مساله استفاده می‌کنند اما در برخی موقعیت‌ها، فرکانس صفر از دست خواهد رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای معادله کانولای گسسته، به طور کلی، مردم از روش تبدیل فوریه برای حل استفاده می کنند اما در بعضی موقعیت ها، فرکانس صفر از دست خواهد رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Convolution: a form or part that is folded or coiled.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Convolution: یک شکل و یا قسمتی که پیچیده یا پیچیده شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحلال یک شکل یا بخشی است که پیچیده شده یا پیچیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The least square problem of the convolution result and real seismic data can be considered as the solution of a huge rarefactional matrix equation, which can be solved by singular value decomposition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوچک‌ترین مشکل مربع در نتیجه کانولوشن و داده‌های لرزه‌ای واقعی را می توان به عنوان راه حلی برای یک معادله ماتریس rarefactional بزرگ در نظر گرفت که می‌تواند با تجزیه ارزش واحد حل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حداقل مشکل مربع از نتیجه کانولوش و داده های لرزه ای واقعی می تواند به عنوان راه حل یک معادله بزرگ ماتریس rarefactional، که می تواند با تجزیه ارزش منحصر به فرد حل شود، در نظر گرفته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Experimental purposes: Understand the convolution algorithm .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اهداف تجربی: الگوریتم کانولوشن را درک کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اهداف تجربی الگوریتم کانولوشن را درک کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A new algorithm for computing correlation and convolution is introduced.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک الگوریتم جدید برای ارتباط و کانولوشن معرفی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم جدید برای محاسبه همبستگی و کانولوشن معرفی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Signal and system is the basic theory of convolution theorem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیگنال و سیستم، نظریه پایه تیوری کانولوشن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیگنال و سیستم نظریه پایه قضیه کانولول است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There is a lens and the convolution kernel, with an arbitrary size.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک لنز و kernel کانولوشن با یک اندازه دل‌خواه وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک لنز و هسته کانولوشن با اندازه دلخواه وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. When encoding, the data of the convolution code can be achieved effectively using the shift of DSP and the capability of double-word processing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگام کدگذاری، داده کد کانولوشن را می توان به طور موثر با استفاده از شیفت DSP و قابلیت پردازش دو واژه به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگام رمزگذاری، داده های کد کانولو را می توان به طور موثر با استفاده از تغییر DSP و قابلیت پردازش دو کلمه به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Discrete convolution is applied to verify the properties of convolution of two continuous waveforms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کانولوشن گسسته برای تایید خصوصیات کانولوشن یک شکل موج پیوسته اعمال می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای بررسی خواص کانولوشه دو شکل موج پیوندی، کانولاسیون گسسته به کار می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It's a good film, but the plot has so many convolutions that you really have to concentrate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک فیلم خوب است، اما این داستان آنقدر convolutions است که شما واقعا باید بر روی آن تمرکز کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک فیلم خوب است، اما این طرح خیلی پیچیده است که شما واقعا باید تمرکز کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف convolution

حلقه (اسم)
loop , ring , segment , annulus , reel , chain , hoop , vortex , wicket , gird , girdle , hank , volute , wisp , curl , cincture , convolution , earring , gyre , eyelet , facia , fascia , ferrule , grummet , handfast , whorl
پیچ (اسم)
loop , turn , curve , ramp , vortex , knee , bolt , screw , twist , twine , buckle , convolution , furl , rick , wimple , crisping , embroglio , insinuation , involution , kink , meander , vis , whorl , winder
پیچیدگی (اسم)
crank , swathe , crankle , twist , labyrinth , warp , elaboration , clubfoot , complexity , complication , convolution , intricacy , complicacy , furl , contortion , crankiness , intorsion , plexus , knotting , refractile

معنی convolution در دیکشنری تخصصی

convolution
[کامپیوتر] همتایی ؛ پیچش - نوعی محاسبه ی پردازش تصویر که توسط یک ماتریس شرح داده می شود ، با این فرض که می خواهید جزئیات دقیقی را از یک تصویر بیرون بکشید. یک روش برای انجام این کار ، افزودن تفاوت میان هر سلول تصویری و همسایگانش است. اگر سلولهای تصویری را به عنوان اعدادی در نظر بگیرید که روشنایی آنها را بیان می کنند ، می توانید ماتریس همتابی زیر را به کار ببرید . معنای چنین ماتریسی این است که : در کل تصویر هر سلول ،در یک زمان کارکن. وقتی به یک سلول رسیدی آن را در 9 ضرب کن. هر یک از سلولهای اطراف آن را در 1- ضرب کن و آنها را با هم جمع ببند. سپس مقدار به دست آمده را جایگزین سلول اصلی کن . اگر تمام سلولهای روشنایی یکسانی داشته باشند ، چیزی تغییر نمی کند، اما اگر یک سلول روشنتر یا تیره تر از همسایگان خود بود تفاوت حاصل با فاکتور 9 بزرگ نمایی می شود . همتابی های دیگری مانند هموار سازی ، حذف کوچکتر یا بزرگتر از یک اندازه ی خاص را نیز می توان انجام داد.
[برق و الکترونیک] کانولوشن ، حلقوی
[زمین شناسی] پیچ تاب ، پیچان ، هم پیچی (ساخت رسوبی): الف) فرآیند تولید طبقه بندی نیلوفری. حالت پیچیده بودن. ب) ساختمانی که بوسیله هم پیچی تولید می شوند. مانند چین کوچک مقیاس کوچک ولی به هم پیچیده. ج) طبقه بندی نیلوفری.
[نساجی] تاب دار بودن (لیف پنبه) پیچ خوذدگی
[ریاضیات] کنولوسیون
[آمار] پیچش
[ریاضیات] دستور تلفیق، دستور پیچش
[برق و الکترونیک] انتگرال کانولوشن ( حلقوی )
[زمین شناسی] انتگرال پیچشی
[ریاضیات] انتگرال پرش
[آب و خاک] انتگرال پیچشی
[ریاضیات] پیچش توزیع ها
[ریاضیات] پیچش تابع ها
[ریاضیات] انتگرال حاصلضرب تلفیقی دو تابع
[ریاضیات] قضیه ی امتزاج
[برق و الکترونیک] کانولوشن دایره ای
[برق و الکترونیک] کانولوشن گسسته
[آمار] پیچش گامای تعمیم یافته
[برق و الکترونیک] کانولوشن خطی
[آمار] پیچش واندرموند

معنی کلمه convolution به انگلیسی

convolution
• coiled form, twisted form; whorl; ridge on the surface of the brain (anatomy)
• a convolution is one of the curves in an object or a design that has many curves; a formal word.

convolution را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی convolution
کلمه : convolution
املای فارسی : کنولوتین
اشتباه تایپی : زخدرخمعفهخد
عکس convolution : در گوگل


آیا معنی convolution مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )