انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 897 100 1

بررسی کلمه cookbook

اسم ( noun )
• : تعریف: a book containing recipes, directions for cooking, and other information about food.

واژه cookbook در جمله های نمونه

1. This excellent cookbook would make an ideal gift for anyone just going away to college.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کتاب آشپزی عالی هدیه‌ای ایده‌آل برای کسانی خواهد بود که می‌خواهند به کالج بروند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کتاب آشپزی عالی یک هدیه ایده آل برای هر کسی که فقط به کالج می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The cookbook contains many simple yet highly nutritious meals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کتاب آشپزی دارای بسیاری از غذاهای بسیار ساده و بسیار مقوی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کتاب آشپزی شامل بسیاری از وعده های غذایی ساده اما بسیار مغذی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Inspired, she reaches for a Williams Sonoma cookbook in search of ideas for more summery outdoor meals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با اله‌ام از این، او به دنبال کتاب آشپزی Sonoma ویلیامز در جستجوی ایده‌هایی برای خوردن غذاهای خانگی تابستانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با الهام، او برای یک کتاب آشپزی ویلیامز سونوما به دنبال ایده هایی برای غذاهای سالم تر در فضای باز می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I come up with my cookbook ideas from questions people ask frequently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من با ایده‌های کتاب آشپزی خود از سوالاتی که مردم به طور مرتب سوال می‌کنند، می‌رسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من ایده های آشپزی من را از سوالاتی که مردم اغلب می پرسند، مطرح می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The text was laid out playfully like a cookbook, with starters, sauces and main dishes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متن به طور شوخی مانند یک کتاب آشپزی با starters، سس و غذاهای اصلی طراحی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متن به طرز شگفت انگیزی مانند یک کتاب آشپزی، با شروع، سس و ظروف اصلی عرضه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. For plain cooking, look for a cookbook written before World War Il. 20. Use coupons selectively.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای پخت‌وپز ساده، به دنبال یک کتاب آشپزی نوشته شده قبل از جنگ جهانی دوم بگردید ۲۰ از کوپن‌های انتخابی به طور انتخابی استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای پخت و پز ساده، یک کتاب آشپزی که قبل از جنگ جهانی دوم نوشته شده است را دنبال کنید 20 استفاده از کوپن ها را انتخاب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Lothian Catering Services decided to launch its own cookbook to raise its profile both inside and outside the Region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرویس Catering کار تصمیم گرفت کتاب آشپزی خود را راه‌اندازی کند تا پروفایل خود را در داخل و خارج از منطقه بالا ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرویس غذاخوری Lothian تصمیم گرفت کتاب آشپزی خود را برای افزایش مشخصات خود در داخل و خارج از منطقه راه اندازی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I got this recipe from the Green's cookbook.
ترجمه کاربر [ترجمه آراین] من این طرز تهیه را از کتاب آشپزی سبز یاد گرفتم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من این دستورالعمل را از کتاب آشپزی گرین دریافت کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من این دستور غذا را از کتاب آشپزی سبز دریافت کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I get a headache just looking at a cookbook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرم درد میکنه فقط به یه کتاب آشپزی نگاه می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک سردرد دارم فقط به یک کتاب آشپزی نگاه می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Peters is the author of the popular cookbook 'Doing it in the Kitchen'.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیترز نویسنده کتاب آشپزی محبوب در آشپزخانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پترز نویسنده کتاب آشپزی محبوب �انجام آن در آشپزخانه� است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The cookbook invokes the spirit of Sicily and southern Italy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کتاب آشپزی روح سیسیلی و جنوب ایتالیا را فرا می‌خواند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کتاب آشپزی به روح سیسیل و جنوب ایتالیا اشاره دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She also keeps her own cookbook on her computer, to make it easier to copy requested recipes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همچنین کتاب آشپزی خود را بر روی کامپیوتر خود نگه می‌دارد تا کپی دستور العمل‌های درخواستی را آسان‌تر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همچنین کتاب آشپزی خود را در رایانه خود نگه می دارد تا دستورالعمل های درخواست شده را ساده تر کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. But this isn't a cookbook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این کتاب آشپزی نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این یک کتاب آشپزی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. And you might look for a cookbook that has low - fat recipes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و ممکن است به دنبال کتاب آشپزی باشید که دستور العمل‌های پایین چربی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و شما ممکن است یک کتاب آشپزی که دارای دستورالعمل های کم چربی است را جستجو کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Dr. Eli Landau, an Israeli, wrote a pork cookbook that includes his recipe for bacon frittata.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکتر الی ندو، یک اسرائیلی، یک کتاب آشپزی خوک نوشته که دستور پخت گوشت خوک را شامل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکتر الی لانداو، یک اسرائیلی، یک کتاب آشپزی خوشمزه نوشت که شامل دستور العمل او برای بیکن فریتاتا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cookbook

کتاب اشپزی (اسم)
cookbook
کتاب طباخی (اسم)
cookbook

معنی cookbook در دیکشنری تخصصی

cookbook
[کامپیوتر] راهنمای نحوه نصب و استفاده از برنامه

معنی کلمه cookbook به انگلیسی

cookbook
• book containing instructions for preparing different foods
• a cookbook is the same as a cookery book.

cookbook را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی cookbook

Parnian ١٥:١١ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
کتاب آشپزی
|

ساینا ١٥:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٠٩
a book that tells you how to prepare food
|

❤N❤ ١٩:٤٥ - ١٣٩٧/١١/١٥
کتاب اشپزی
|

Mehrnaz ١٤:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
A book that tells you how to prepare food معني:كتاب آشپزي
|

پیشنهاد شما درباره معنی cookbook



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cookbook
کلمه : cookbook
املای فارسی : کوکبوک
اشتباه تایپی : زخخنذخخن
عکس cookbook : در گوگل


آیا معنی cookbook مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )