برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

cooker

/ˈkʊkər/ /ˈkʊkə/

معنی: بخاری، چراغ خوراک پزی
معانی دیگر: (چراغ یا فر یا دیگ یا هر وسیله ی پختن) خوراکپز، چراه خوراک پزی

بررسی کلمه cooker

اسم ( noun )
(1) تعریف: a usu. small appliance, utensil, or device used for cooking.

- an electric rice cooker
[ترجمه ترگمان] یک اجاق‌گاز الکتریکی
[ترجمه گوگل] اجاق برقی برقی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (chiefly British) a large kitchen appliance that uses electricity or burns fuel to provide heat for cooking with pots and pans; stove.

واژه cooker در جمله های نمونه

1. We chose a new cooker from the gas showroom.
[ترجمه ترگمان]ما یک آشپز جدید را از نمایشگاه گاز انتخاب کردیم
[ترجمه گوگل]ما یک اجاق جدید از نمایشگاه گاز انتخاب کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She pre - set the cooker to come on at 30.
[ترجمه ترگمان]از قبل زودپز را بر روی ۳۰ قرار داد
[ترجمه گوگل]او پیش از آن قرار دادن اجاق گاز در 30 دقیقه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The floor's very sticky near the cooker.
[ترجمه ترگمان]زمین نزدیک اجاق چسبناک است
[ترجمه گوگل]طبقه بسیار چسبنده در نزدیکی اجاق گاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cooker is not yet wired in to the main supply.
[ترجمه ترگمان]زودپز هنوز به منبع اصلی متصل نشده است
[ترجمه گوگل]اجاق گاز هنوز به منبع اصلی وصل نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف cooker

بخاری (اسم)
chimney , heater , stove , fireplace , oven , cooker
چراغ خوراک پزی (اسم)
heater , cooker , primus

معنی عبارات مرتبط با cooker به فارسی

دیگ زودپز
دیگ خورشیدی (برای جوشاندن آب یا پختن برنج و غیره با گرمای خورشید)

معنی کلمه cooker به انگلیسی

cooker
• stove, oven (for cooking or baking); device in which food is cooked (pot, pressure cooker, etc.)
• a cooker is a large box-shaped object with an oven, grill and hob that cooks food by heating it.
pressure cooker
• pot that uses pressure and steam to cook food rapidly
• a pressure cooker is a large saucepan with a lid that fits tightly, in which you can cook food quickly using steam at high pressure.
slow cooker
• crock pot, electric pot used for slow cooking

cooker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Noora
فر یا خوراک پز
Sara
اجاق گاز . قابلمه .آرام پز. پلو پز . دیگ یا هر وسیله ای که در آن پختن صورت بگیرد مثل slow cooker یا rice cooker
يار دلواري
(You have food and cooking during my exams (we both know that your baking is delicious and great
موقع امتحاناتم غذا و اشپزی بر عهده ی شماست ( هر دومون هم خوب میدونیم دست پخت شما خیلی خوشمزه و عالی هست )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cooker
کلمه : cooker
املای فارسی : کوکر
اشتباه تایپی : زخخنثق
عکس cooker : در گوگل

آیا معنی cooker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )