برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1353 100 1

cop out


(خودمانی) 1- (نزد پلیس) اعتراف کردن (و دیگری را لو دادن) 2- قول شکنی کردن، زه زدن، شانه خالی کردن، (به وعده) وفا نکردن 3-تسلیم شدن یا کردن، ول کردن، دست کشیدن، لنگ انداختن، قول شکنی، خلف وعده، عهد شکنی، لنگ اندازی، جا زدن، اقرار به جرم (ولو دادن دیگری)

بررسی کلمه cop out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to avoid facing a responsibility or fulfilling a promise.
مشابه: renege
اسم ( noun )
حالات: cop-outs
• : تعریف: (informal) an instance or act of evading responsibility or not fulfilling a promise.

واژه cop out در جمله های نمونه

1. Lots of people said they'd help but they've all copped out.
[ترجمه داوود شفیعی] بسیاری از مردم اظهار داشتند که آنها کمک می‌کنند، اما همگی جا زدند.
|
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم گفتند که آن‌ها کمک خواهند کرد، اما همه آن‌ها اخراج شده‌اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم اظهار داشتند که آنها می توانند کمک کنند، اما آنها همه چیز را رفع کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You can't just cop out of difficult decisions.
[ترجمه افشین] تو نمی تونی از گرفتن تصمیمات سخت شونه خالی کنی.
|
[ترجمه ترگمان]تو نمی تونی فقط یه پلیس رو از تصمیمات سختی بکشی بیرون
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید فقط از تصمیمات دشوار استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We had a great plan,but George copped out at the last minute. ...

معنی کلمه cop out به انگلیسی

cop out
• evade a problem, avoid a difficult situation; renege on a commitment, neglect a duty
• you can refer to something as a cop-out when you think that it is a way for someone to avoid doing something that they should do; an informal word.

cop out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان حجتی
طفره رفتن، خودداری کردن،
سعید یار
سر باز زدن، انجام سرسری
میلاد علی پور
بهانه آوردن، پُشت کردن
سید محمود حسینی
رها آسانتر را انتخاب کردن
(خودمانی)�1-�(نزد�پلیس)�اعتراف�کردن�(و�دیگری�را�لو�دادن)�2-�قولشکنی�کردن،زه�زدن،شانه�خالی�کردن،(به�وعده)�وفا�نکردن�3-تسلیم�شدن�یا�کردن،ول�کردن،دست�کشیدن،لنگ�انداختن
Figure
بهانه، عذر تراشی، سرباز زدن, شانه خالی کردن
Choose not to do something out of fear failing

An excuse made in order to avoid performing a task or duty; a reason offered when someone cops out.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cop out
کلمه : cop out
املای فارسی : کآپ آوت
اشتباه تایپی : زخح خعف
عکس cop out : در گوگل

آیا معنی cop out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )