برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1351 100 1

corned

/kɔːrnd/ /kɔːnd/

(نگهداری شده در نمک یا آب نمک) نمک زده، نمک خوابانده، نمکی، نمکی corned beef گوشت گاو نمکی، گوشت گاو نمک زده

واژه corned در جمله های نمونه

1. corned beef
گوشت گاو نمک زده

2. corned beef
گوشت گاو نمکی،گوشت گاو نمک زده

3. They used to sell corned beef at 2p a quarter pound.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها سابقا گوشت گاو را در حدود یک چهارم پوند به فروش می‌رساندند
[ترجمه گوگل]آنها به فروش گوشت گاو تبدیل شده در 2 پوند در یک چهارم پوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. "It's corned beef and cabbage," said Malone. "Yuk," said Maureen.
[ترجمه ترگمان]دکتر مالون گفت: \" این گوشت گاو و کلم است
[ترجمه گوگل]Malone گفت: 'این گوشت گاو و کلم پیچیده است 'یوك،' مورین گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Corned beef is prepared by the curing of brisket, plate, and rump cuts from fairly high-grade beef carcasses in pickle.
[ترجمه ترگمان]گوشت گوساله به وسیله درمان گوشت سینه، بشقاب و گوشت گوسفند در ترشی درست شده است
[ترجمه گوگل]گوشت گاو تغذیه شده توسط ترشحات پستان، بشقاب، و ران از لاشه های گوشت گاو نسبتا بالا در ترشی تهیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه corned به انگلیسی

corned
• preserved or cured with salt
corned beef
• preserved beef, salted cattle meat, cured beef
• corned beef is beef which has been cooked and preserved in salt water.

corned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
نمک زده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی corned
کلمه : corned
املای فارسی : کرند
اشتباه تایپی : زخقدثی
عکس corned : در گوگل

آیا معنی corned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )