برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1351 100 1

counterfeit

/ˈkaʊntərˌfɪt/ /ˈkaʊntəfɪt/

معنی: قلب، بدلی، بدلی، جعلی، جعل کردن
معانی دیگر: تقلبی، وانمودین، تظاهری، متظاهرانه، ریاکارانه، جعل کردن یا شدن، وانمود کردن، تظاهر کردن، ریا کردن، (بسیار) شبیه بودن، همسان بودن، (مهجور) آدم متقلب، شیاد

بررسی کلمه counterfeit

صفت ( adjective )
(1) تعریف: made to resemble something genuine in order to defraud.
مترادف: bogus, fake, forged, fraudulent
متضاد: bona fide, genuine
مشابه: bad, phony, sham

- The hundred-dollar bills were found to be counterfeit.
[ترجمه ترگمان] یافت‌شده که اسکناس‌های صد دلاری تقلبی است
[ترجمه گوگل] اسناد صدها دلار جعلی محسوب می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Techniques for printing counterfeit money had improved dramatically.
[ترجمه ترگمان] روش‌های چاپ پول تقلبی به طور چشمگیری بهبود یافته بود
[ترجمه گوگل] تکنیک های چاپ پول تقلبی به طرز چشمگیری بهبود یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: feigned or insincere.
مترادف: fake, feigned, insincere, phony, pretended, put-on, sham, spurious
متضاد: genuine
مشابه: bogus, false, made-up

- He did not want her counterfeit affection.
[ترجمه ترگمان] از مهر ساختگی او خوشش نمی‌آمد
[ترجمه گوگل] او تمایلات تقلبی خود را نمی خواست
[ترجمه شما] ...

واژه counterfeit در جمله های نمونه

1. counterfeit coin
سکه‌ی قلب

2. counterfeit money
پول جعلی

3. a counterfeit smile
لبخند ساختگی

4. to counterfeit sorrow
تظاهر به حزن و اندوه کردن

5. she tried to pass a counterfeit ten-dollar bill
او کوشید یک اسکناس جعلی ده دلاری را قالب کند.

6. It is a crime to counterfeit money.
[ترجمه ترگمان]دزدی از پول جعلی است
[ترجمه گوگل]این یک جرم است برای تقلبی پول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He admitted possessing and delivering counterfeit currency.
[ترجمه ترگمان]او اعتراف کرد که تملک و تحویل ارز جعلی را می‌پذیرد
[ترجمه گوگل]او اعتراف کرد که پول نقد و تقلبی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This watch may be a counterfeit, but it looks just like the original.
[ترجمه ترگمان]این ساعت ممکن است جعلی باشد، اما درست شبیه نسخه اصلی است
[ترجمه گوگل]این س ...

مترادف counterfeit

قلب (اسم)
heart , anagram , midst , brassy , counterfeit
بدلی (اسم)
makeshift , counterfeit , imitation
بدلی (صفت)
artificial , spurious , counterfeit , imitative
جعلی (صفت)
feigned , bogus , spurious , fictitious , counterfeit , apocryphal , colorable , imitative , colourable , trumped-up
جعل کردن (فعل)
forge , feign , counterfeit , make up , mint , manufacture , invent , concoct , dream up

معنی counterfeit در دیکشنری تخصصی

counterfeit
[حقوق] جعل کردن، تقلب کردن، جعلی، تقلبی، ساختگی

معنی کلمه counterfeit به انگلیسی

counterfeit
• make a fraudulent replica, copy, forge (i.e. money or documents)
• forged, copied, fake, false
• forgery, fake, imitation, simulation
• something that is counterfeit is not genuine, but has been made to look genuine to deceive people.
• to counterfeit something means to make a version of it that is not genuine, but that has been made to look genuine to deceive people.
counterfeit bills
• forged money, falsified money
counterfeit money
• imitation money, fake currency, forged money
money counterfeit
• illegal production of coins and bank notes which resemble the legal currency

counterfeit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهناز همتی
جعلی- سرقت ادبی یا علمی شده
عباس نعمتی فر
تقلبی، جعلی
counterfeit watches
counterfeit money

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی counterfeit
کلمه : counterfeit
املای فارسی : کونترفیت
اشتباه تایپی : زخعدفثقبثهف
عکس counterfeit : در گوگل

آیا معنی counterfeit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )