انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه countryside

اسم ( noun )
• : تعریف: a rural area.
مشابه: country, land

واژه countryside در جمله های نمونه

1. the whole countryside gathered to welcome him
ترجمه همه‌ی روستاییان برای خوشامدگویی به او گرد آمدند.

2. in springtime, when the countryside is green and fresh
ترجمه در بهاران که دشت و صحرا سبز و خرم است

3. the police beat the countryside for the fugitive
ترجمه برای یافتن فراری پلیس دهات را گشت.

4. the personality of the english countryside
ترجمه ویژگی دهات انگلستان

5. The countryside was flat, dull and uninteresting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حومه شهر صاف، دلگیر و جالب توجه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حومه شهر مسطح، خسته و بی علاقه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We grew up in the countryside, surrounded by the beauties of nature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حومه شهر بزرگ شدیم و تحت‌تاثیر زیبایی طبیعت قرار گرفتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حومه رشد کردیم، که توسط زیبایی های طبیعت احاطه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The countryside looks its best in October.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حومه شهر در ماه اکتبر به بهترین شکل خود نگاه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ماه اکتبر، حومه شهر بهترین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The countryside has been denuded by war.
ترجمه کاربر [ترجمه سیروس] حومه شهر بوسیله جنگ نابود شده بود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حومه از جنگ تخلیه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حومه شهر جنگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Both poets drew their inspiration from the countryside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو شاعر الهامات خود را از ییلاقات بیرون کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو شاعر الهام بخش خود را از حومه شهر برداشته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The countryside around there is lovely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ییلاقات اطراف آنجا دوست‌داشتنی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حومه اطراف آن دوست داشتنی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I feel no attachment to the countryside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ علاقه‌ای به حومه شهر ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هیچ وابستگی به حومه را احساس نمی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There is a fine view of the countryside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منظره زیبایی در اطراف شهر دیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک منظره زیبا از حومه وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. As we travel south, the countryside begins to undulate as the rolling hills sweep down to the riverbanks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همانطور که ما به سمت جنوب سفر می‌کنیم، مناطق روستایی به تدریج شروع به نقل‌مکان می‌کنند، چرا که تپه‌های گردان به سمت سواحل رود می‌روند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که ما در حال سفر به جنوب، حومه شهر شروع به خم شدن به عنوان تپه های نورد در حال حرکت به بانک های رودخانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A prosperity never seen before appeared in the countryside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشرفتی که پیش از این در روستا دیده نشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشاپیش هرگز نمیتواند در حومه شهر ظاهر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف countryside

حومه شهر (اسم)
skirt , countryside , suburb , suburbia , exurbia
ییلاقات (اسم)
countryside

معنی کلمه countryside به انگلیسی

countryside
• area outside of the city, rural area
• the countryside is land that is away from towns and cities.

countryside را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی countryside

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٣:٤٤ - ١٣٩٦/١١/١٠
مرز و بوم
|

حسین ١٤:٣٦ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
مناطق روستایی
|

طاها تمسکی ١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٦/١٠
روستانشینان و مناطق روستایی
|

Zohre ١٨:٢٥ - ١٣٩٧/١٢/٢١
حومه و اطراف شهر
|

پیشنهاد شما درباره معنی countryside



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی countryside
کلمه : countryside
املای فارسی : کونتریسید
اشتباه تایپی : زخعدفقغسهیث
عکس countryside : در گوگل


آیا معنی countryside مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )