انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 897 100 1

واژه covered در جمله های نمونه

1. covered with confusion
ترجمه شرمسار،بسیار خجل

2. a covered way
ترجمه راه سر پوشیده

3. confections covered in green icing
ترجمه شیرینیجات دارای روکش (یا لعاب) سبز

4. he covered himself with glory
ترجمه خود را غرق در افتخار کرد.

5. he covered his face with his hands
ترجمه چهره‌اش را با دست‌های خود پوشاند.

6. he covered his member with both hands
ترجمه با هر دو دست ذکر خود را پوشاند.

7. he covered the injection mark with a patch and an adhesive tape
ترجمه جای آمپول را با یک تکه باند و نوار چسب پوشاند.

8. he covered the same ground he had covered yesterday
ترجمه همان مطلب دیروزی خود را تکرار کرد.

9. murals covered all the walls and ceiling
ترجمه نقوش زیادی تمام دیوارها و سقف را پوشانده بود.

10. we covered that distance in two hours
ترجمه آن مسافت را دو ساعته پیمودیم.

11. a field covered with ice and boulders
ترجمه بیابانی پوشیده از یخ و صخره

12. a sheet covered in doodles
ترجمه ورقه‌ی خطخطی شده

13. cow pats covered the pasture
ترجمه چراگاه پوشیده از تپاله‌ی گاو بود.

14. flood water covered the fields
ترجمه سیلاب مزارع را فراگرفته بود.

15. fog had covered the mountain's peak
ترجمه مه قله‌ی کوه را پوشانده بود.

16. he had covered his hatred under a smile
ترجمه او نفرت خود را زیر لبخندی پوشانده بود.

17. he was covered with mud cap-a-pie
ترجمه او سر تا پا از گل پوشیده بود.

18. his speech covered several important topics
ترجمه سخنرانی او حاوی چندین مطلب مهم بود.

19. ice had covered the pool
ترجمه لایه‌ای از یخ استخر را پوشانیده بود.

20. iran is covered by three main ranges of mountains
ترجمه ایران پوشیده از سه رشته کوه اصلی است.

21. snow has covered the road
ترجمه برف جاده را پوشانده است.

22. white feathers covered the small bird's body
ترجمه پر سپید،تن پرنده‌ی کوچک را پوشانده بود.

23. a half mask covered his eyes
ترجمه نیمه نقابی چشمانش را پوشانده بود.

24. a large cloud covered the sun
ترجمه ابر بزرگی خورشید را پوشانید.

25. beads of perspiration covered her forehead
ترجمه قطره‌های عرق پیشانی او ا پوشانده بود.

26. encrustations of moss covered the pool's walls
ترجمه پوششی از خزه دیواره‌های استخر را پوشانده بود.

27. her golden tresses covered her shoulders
ترجمه گیسوان زرین او شانه‌های او را می‌پوشاند.

28. her legs were covered with a golden down
ترجمه پاهای او از موهای نرم طلایی پوشیده شده بود.

29. her nose is covered by freckles
ترجمه بینی او پر از کک‌مک است.

30. his body was covered with sores
ترجمه بدنش از جراحت پوشیده بود.

31. his chest is covered with black hair
ترجمه سینه‌اش از موی سیاه پوشیده است.

32. his chest was covered with decorations
ترجمه سینه‌اش پر از مدال بود.

33. his face was covered with pockmarks
ترجمه صورت او پر از جای آبله بود.

34. his hands were covered in blood
ترجمه دستانش خون‌آلود بود.

35. his shoes were covered with cakes of mud
ترجمه لایه‌هایی از گل کفش‌هایش را پوشانده بود.

36. rusty tank carcasses covered the battlefield
ترجمه بدنه‌ی تانک‌های زنگ زده رزمگاه را پوشانده بود.

37. slanted roofs are covered with cement slates
ترجمه بام‌های شیب‌دار را با پهنک‌های سیمانی می‌پوشانند.

38. the dome is covered with gold leaf
ترجمه گنبد از ورق طلا پوشیده شده است.

39. the floor is covered with cement
ترجمه کف اتاق دارای پوشش سیمانی است.

40. the ground was covered with snow
ترجمه زمین از برف پوشیده بود.

41. the puppies were covered with a white, curly fur
ترجمه توله سگ‌ها با موی سپید و فرفری پوشیده شده بودند.

42. the room was covered with pictorial papers
ترجمه کاغذ دیواری مصور اتاق را پوشانده بود.

43. the sky was covered by clouds
ترجمه آسمان از ابر پوشیده شده بود.

44. the sky was covered by gray clouds promising rain
ترجمه آسمان پوشیده از ابرهای خاکستری بود که نوید باران را می‌داد

45. the table was covered in dust
ترجمه روی میز را گرد گرفته بود.

46. the wall was covered with dark specks
ترجمه دیوار از لکه‌های تیره پوشیده شده بود.

47. the windows were covered with green blinds
ترجمه پنجره‌ها را با پرده‌ی سبز پوشانده بودند.

48. an acre of rough covered with thistles
ترجمه یک جریب زمین ناهموار و پوشیده از خار

49. the boy's face was covered by pimples
ترجمه صورت آن پسر پر از جوش بود.

50. the boy's face was covered by rashes
ترجمه صورت پسر پر از جوش بود.

51. the boy's legs were covered with grime
ترجمه پاهای پسر از کثافت سیاه شده بود.

52. the child's shoes were covered with mud
ترجمه کفش‌های بچه از گل پوشیده بود.

53. the old table was covered by several layers of paint
ترجمه میز قدیمی از چندین لایه رنگ پوشیده شده بود.

54. the ruined walls were covered by vegetation
ترجمه دیوارهای مخروبه از رستنی‌ها پوشیده شده بود.

55. the ship's deck was covered by cargo
ترجمه عرشه‌ی کشتی از محموله پوشیده شده بود.

56. this animal's body is covered with horny plates
ترجمه تنه‌ی این جانور از پهنه‌های شاخی پوشیده است.

57. a film of dust had covered the table
ترجمه لایه‌ای از گرد و خاک میز را پوشانده بود.

58. a layer of pristine snow covered the ground
ترجمه برف تازه و دست نخورده‌ای زمین را پوشانده بود.

59. he lifted the hatch that covered the well
ترجمه او دریچه‌ای که روی چاه را پوشانده بود بلند کرد.

60. most of north africa is covered by a huge desert
ترجمه قسمت اعظم افریقای شمالی از صحرای عظیمی تشکیل شده است.

61. most of the earth is covered by water
ترجمه بیشتر سطح زمین از آب پوشیده شده است.

62. the loaf of bread was covered by mold
ترجمه قرص نان از کپک پوشیده شده بود.

63. the military operations will be covered by fighter planes
ترجمه عملیات نظامی زیر پوشش هواپیماهای جنگنده انجام خواهد شد.

64. the river overflowed and water covered the farms
ترجمه روخانه طغیان کرد و آب مزارع را فرا گرفت.

65. a part of the bread was covered by mildew
ترجمه بخشی از نان از کپک پوشیده شده بود.

66. after the storm, the sea was covered with foam
ترجمه پس از توفان دریا از کف پوشیده شده بود.

67. that creature has a short tail covered with bristles
ترجمه آن جاندار دمی کوتاه و پوشیده از موی زبر دارد.

68. the floor of the jail was covered in human excrement
ترجمه کف زندان از مدفوع انسان پوشیده شده بود.

69. the walls of the bathroom were covered with graffiti
ترجمه دیوارهای مستراح پراز دست نوشته بود.

70. the windows of the kitchen were covered with steam
ترجمه پنجره‌های آشپزخانه از بخار پوشیده شده بود.

مترادف covered

سرپوشیده (صفت)
secret , covered , lidded
مستور (صفت)
hidden , private , covered

معنی عبارات مرتبط با covered به فارسی

گاری سرپوشیده (که مهاجران آمریکا با آن سفر می کردند)
شرمسار، بسیار خجل
کلاه برسربگذارید

معنی کلمه covered به انگلیسی

covered
• topped with a covering, having a cover; insured; protected; hidden
covered parking
• roofed parking
covered pool
• indoor or roofed swimming pool
covered the distance
• traveled over the length of the area; made up for the distance lost before
covered the expenses
• paid the costs, paid the expenses
covered tracks
• hid a trail, concealed footprints
covered up for him
• hid his real activities for him
covered with
• spread all over with, full with
covered with sweat
• spread all over with perspiration
being covered
• having a covering, hidden from sight, wrapped up
chocolate covered
• covered or topped with chocolate
grass covered
• covered with grass
tree covered
• forested, filled with trees, woodsy

covered را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی covered

ebitaheri@gmail.com ٠٠:٠٨ - ١٣٩٦/١١/١٠
با پشتوانه ، پشتوانه‌دار ، پپشتیبانی شده
|

پیشنهاد شما درباره معنی covered



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی covered
کلمه : covered
املای فارسی : کورد
اشتباه تایپی : زخرثقثی
عکس covered : در گوگل


آیا معنی covered مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )