انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 984 100 1

cowboy

تلفظ cowboy
تلفظ cowboy به آمریکایی/ˈkaʊˈbɔɪ/ تلفظ cowboy به انگلیسی/ˈkaʊboɪ/

معنی: گاو چران
معانی دیگر: (غرب ایالات متحده) گاوچران (که سوار بر اسب از دام ها نگهداری می کند)، (در نمایش ها و فیلم های وسترن) کابوی (سواری که مسلح است و در تیراندازی و گاهی خوانندگی مهارت دارد)، (انگلیس - خودمانی) پیشه ور ناشی

بررسی کلمه cowboy

اسم ( noun )
(1) تعریف: a mounted cattle herdsman employed by ranches of the western United States.

(2) تعریف: a man who is skilled in riding horses and roping, esp. one who competes in rodeos.

(3) تعریف: (informal) a man who is arrogantly or foolishly heedless of danger, as in difficult or complex situations, and who enjoys demonstrating his masculinity.

واژه cowboy در جمله های نمونه

1. I've got a cowboy outfit for the fancy dress party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یه لباس کابوی برای مهمونی بالماسکه دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک لباس کابوی برای حزب لباس فانتزی کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Hip-hop, cowboy wind, and the wind wind wind, occupation, fur, all-match, hippie, ladies fashion, Korean, Japanese, what is it Fashion is the urban special logo, is a city in the vast city of special psychological needs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fashion - هاپ، باد گاوچران، و باد بادی، سرگرمی، خز، خز، لباس‌های زنانه، کره‌ای، ژاپنی، و ژاپنی، یک شهر در شهر بزرگ نیازهای روانشناسی خاص است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیپ هاپ، باد گاوچران، و باد باد باد، اشغال، خز، همه مسابقه، هیپی، خانم ها، کره ای، ژاپنی، مد روز لوگوی خاص شهری است، شهر در شهرستان بزرگ از روانی ویژه نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The cowboy was whipping his horse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاوچران اسبش را شلاق می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاوچران اسبش را شلاق زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I don't much like cowboy films/movies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فیلم‌های گاوچران \/ فیلم زیادی دوست ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من خیلی فیلم ها / فیلم های کابوی را دوست ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The cowboy splashed his way across the shallow stream with his cow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاوچران به همراه گاو روش خود را از میان رودخانه کم‌عمق پخش کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاوچران در طول جریان کم عمق با گاو خود پراکنده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He dressed up as a cowboy for the party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون به عنوان یه کابوی برای مهمونی لباس پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک گاوچران برای حزب لباس پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It was a spoof cowboy film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم یک کابوی گمراه‌کننده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک فیلم کابوی دروغین بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He had a cowboy costume on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون لباس کابویی پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک لباس کابوی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In the old cowboy films, the baddies always get beaten in the end.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در فیلم‌های کابویی کهنه، baddies همیشه مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در فیلم های گاوچران قدیمی، بدجنسان همیشه در نهایت مورد ضرب و شتم قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Those cowboy boots sure look like the genuine article.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن چکمه‌های گاوچران به طور حتم یک مقاله واقعی به نظر می‌رسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چکمه های گاوچران دقیقا شبیه مقاله واقعی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In his last film he starred as a cowboy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در آخرین فیلم خود به عنوان یک گاوچران بازی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آخرین فیلم او به عنوان یک گاوچران ستاره دار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He was wearing cowboy boots and a cowboy hat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چکمه کابویی پوشیده بود و کلاه کابوی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پوشیدن چکمه های گاوچران و کلاه گاوچران بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He wore frayed jeans and cowboy shirts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شلوار جین و بلوزهای بلند پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شلوار جین و پیراهن گاوچران را پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. What is it that keeps a cowboy looking strong, young and ready for another roundup?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این چه چیزی است که یک گاوچران قوی، جوان و آماده را برای جمع‌آوری دیگری نگه می‌دارد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه چیزی باعث می شود یک گاوچران به دنبال قوی، جوان و آماده برای یک دور بعدی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Meanwhile, the cowboy trader is free to carry on ripping off unwary customers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در همین حال، تاجر گاوچران آزاد است تا مشتریان بی‌احتیاط را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در همین حال، بازرگان گاوچران آزاد است که از مشتریان بی رحمانه پرهیز کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cowboy

گاو چران (اسم)
buckaroo , cowboy , cowherd , cowhand , cowpoke , grazier , cowman , cowpuncher , waddle

معنی کلمه cowboy به انگلیسی

cowboy
• man who works with cattle; rodeo rider
• a cowboy is a man employed to look after cattle in america.
• a cowboy is also a male character in a western.
• if you refer to workmen or a firm of contractors as cowboys, you mean that their method of working or the work they produce is unsatisfactory.
cowboy boots
• strong leather boots worn by cattle ranchers
midnight cowboy
• 1969 film starring dustin hoffman

cowboy را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی cowboy

یلدا ١٦:٠٣ - ١٣٩٧/٠٨/٠٦
گاوچران
|

Hossein ١٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
گاوچران
|

TahaAD001 ١٦:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
گاوچران
|

پیشنهاد شما درباره معنی cowboy



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

احمد > تورک
فرنیا > فرنیا
Artan > quality
ساینا نوری > ساینا
ایما محسنی > Stand somebody
M. R > Semester
mohammad.t > together
محدثه فرومدی > mechanization

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی cowboy
کلمه : cowboy
املای فارسی : کابوی
اشتباه تایپی : زخصذخغ
عکس cowboy : در گوگل


آیا معنی cowboy مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )