برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

crabs

واژه crabs در جمله های نمونه

1. marine and land crabs
خرچنگ‌های دریایی و خشکی

2. the disjunct distribution of king crabs
پراکندگی نامتعادل خرچنگ‌های بزرگ

3. We looked for crabs in the rock pools along the seashore.
[ترجمه ترگمان]ما دنبال خرچنگ در برکه‌های صخره در کنار ساحل دریا بودیم
[ترجمه گوگل]ما خرچنگ ها را در استخرهای سنگ در امتداد ساحل دریا جستجو کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We walked along the beach collecting small crabs in a bucket.
[ترجمه ترگمان]در کنار ساحل قدم زدیم و خرچنگ کوچکی در یک سطل جمع کردیم
[ترجمه گوگل]ما در کنار ساحل جمع آوری خرچنگ های کوچک در یک سطل راه می رفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The local people regard these crabs as a great delicacy.
[ترجمه ترگمان]مردم محلی این خرچنگ را خیلی لذیذ می‌دانند
[ترجمه گوگل]مردم محلی این خرچنگ ها را به عنوان یک ظرافت عالی مورد توجه قرار می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Crabs normally catch food with thei ...

معنی کلمه crabs به انگلیسی

crabs
• infestation of crab lice (informal)

crabs را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر صالح احمدی
خرچنگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی crabs مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )