برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1287 100 1

crammed

واژه crammed در جمله های نمونه

1. he crammed his mouth with food
دهان خود را از خوراک پر کرد.

2. he crammed so many letters in the envelope that it tore
او آنقدر نامه در پاکت چپاند که پاکت پاره شد.

3. they crammed seventy of us into an old bus
هفتاد نفر از ما را در یک اتوبوس قراضه چپاندند.

4. a shelf crammed with books
تاقچه‌ای پر از کتاب

5. The streets were crammed with gay, laughing crowd.
[ترجمه ترگمان]خیابان‌ها پر از جمعیت خندان و خندان بود
[ترجمه گوگل]خیابان ها با همجنسگرا، جمعیت خندیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Six of us crammed into Rob's Mini.
[ترجمه ترگمان]شش نفر از ما در جعبه کوچک راب فرو رفتند
[ترجمه گوگل]شش نفر از ما به ربات مینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Jill crammed her clothes into the bag.
[ترجمه ترگمان]جیل لباس‌هایش را در کیف فرو کرد
[ترجمه گوگل]جیل لباس هایش را به کیسه پرت کرد
[ترجمه شما] ترج ...

معنی crammed در دیکشنری تخصصی

[نساجی] فشرده - متراکم
[نساجی] نخ متراکم در پارچه - نخ فشرده در پارچه

معنی کلمه crammed به انگلیسی

crammed
• stuffed
• if a place is crammed with things or people, it is very full of them.

crammed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
چپانده، مچاله
عطیه
خیلی پر شده (از چیزی)

the stadium were crammed by so many people
کلی آدم ریخته بودن تو استادیوم

his bag was crammed by his cloths
کلی لباس چپونده بود تو کیفش
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
به این جمله از کتاب شازده کوچولو توجه کنید:
but the entire planet was crammed...by the king's magnificent ermine robe
اما تمام سیاره با شنل با شکوه پادشاه که از پوست قاقم بود پوشانده.... شده بود. محمدرضا ایوبی صانع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی crammed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )