انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 894 100 1

crater

تلفظ crater
تلفظ crater به آمریکایی/ˈkreɪtər/ تلفظ crater به انگلیسی/ˈkreɪtə/

معنی: دهانه اتش فشان، دهانه کوه های ماه
معانی دیگر: (گودی ایجاد شده توسط بمب یا سنگ آسمانی و غیره) چال، چاله، فنجانه، کاسچال، حفره ی کله قندی، بمباران کردن (و از این راه پر از کاسچال کردن به ویژه در مورد راه)، (یونان و روم باستان) پیاله، کاسه ی گود، قدح، (هر گودی کاسه مانند یا مخروطسان) دهانه ی آتشفشان، (در ماه) گودال، (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) پیاله، دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره

بررسی کلمه crater

اسم ( noun )
(1) تعریف: a bowl-shaped depression with a raised rim, such as the mouth of a volcano or geyser, or the circular depressions on the surface of the moon, usu. with a mountain at their center.

(2) تعریف: a similar depression in the surface of the earth or other heavenly bodies caused by the impact of falling meteorites or the explosion of a mine or bomb.
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: craters, cratering, cratered
مشتقات: craterlike (adj.)
• : تعریف: to make craters in or become filled or marked with craters.

واژه crater در جمله های نمونه

1. The blast blew a gaping crater in the road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این انفجار دهانه gaping در جاده را منفجر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انفجار یک دهانه خمیده در جاده ها را منفجر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Flames blazed out from the crater of the volcano.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شعله‌های آتش از دهانه آتشفشان شعله‌ور شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شعله های آتش از دهانه آتشفشان برافروخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Ash began to erupt from the crater.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اش از دهانه آتشفشان شروع به erupt کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خاکستر از دهانه فوران کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Lava boiled up from the crater of the volcano.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Lava از دهانه آتشفشان up
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گدازه از دهانه آتشفشان پخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They blasted a huge crater in the runway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها دهانه بزرگی را در باند فرودگاه منفجر کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک دره بزرگ را در باند فرود زدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The crater was two miles across and roughly circular.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دهانه آتشفشان دو مایل عرض و تقریبا مدور بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دهانه دو مایل دور و تقریبا دایره ای بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Flows of lava radiated out from the volcano's crater.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جریان گدازه از دهانه آتشفشان می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جریانهای گدازه از دهانه آتشفشان منتشر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They came to the lip of a dead crater.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لب دهانه یک دهانه مرده رسیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به لب یک دهانه مرده آمدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We peered over the lip of the crater into the volcano.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از دهانه آتشفشان به کوه آتشفشان نگاه کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما بیش از لب دهانه دهانه به آتشفشان نگاه کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A huge crater marks the spot where the explosion happened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک گودال بزرگ نقطه‌ای را نشان می‌دهد که در آن انفجار رخ داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دهانه بزرگ نشان دهنده نقطه ای است که انفجار رخ داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. With a telescope you can see the huge crater of Ve - suvius.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با تلسکوپی که می‌توانید دهانه عظیم of - suvius را ببینید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با یک تلسکوپ می توانید دهانه بزرگ Ve - suvius را ببینید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Meteor Crater is easily understood as the result of a surface impact of a body bearing about fifteen megatons of energy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Crater Crater به راحتی در نتیجه تاثیر سطحی بدن در حدود ۱۵ درجه انرژی درک می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دهانه شهاب سنگ به راحتی می تواند به عنوان نتیجه یک اثر سطحی از یک بدن که حدود پنجاه مگاوات انرژی دارد را درک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Sufficiently large impacts can hurl crater ejecta to any point on the lunar surface.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اثرات بزرگ می‌توانند دهانه آتشفشان را به هر نقطه‌ای در سطح ماه پرتاب کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاثیرات بزرگی می تواند به هر نقطه ای بر روی سطح ماه می افزاید: ejecta دهانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The absence of a crater is expected for an explosion at the optimum burst height.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که فقدان یک حفره در ارتفاع بهینه منفجر شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عدم وجود یک دهانه برای انفجار در ارتفاع پشت سر هم مطلوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The easiest explanation of crater duplicity is that the impacting body was an asteroid with a close satellite.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساده‌ترین توضیح گودال crater این است که بدن تاثیر گذار، یک خرده سیاره با ماهواره نزدیک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساده ترین توضیح درباره دوگانگی دهانه این است که بدن ضربه ای یک سیارک با ماهواره نزدیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف crater

دهانه اتش فشان (اسم)
crater
دهانه کوه های ماه (اسم)
crater

معنی عبارات مرتبط با crater به فارسی

پارک ملی کرایتر لیک (در جنوب غربی ایالت ارگان - دریاچه ی کرایترلیک در آن قرار دارد - 647 کیلومتر مربع)
کرایترماوند (عبارت است از گودال عظیمی به ژرفای 183 متر و قطر 1/2 کیلومتر که توسط شهاب ایجاد شده - در مرکز ایالت آریزونا)

معنی crater در دیکشنری تخصصی

crater
[عمران و معماری] دهانه آتشنشانی
[زمین شناسی] دهانه آتشفشان گودالی در راس قله کوه آتشفشان یا گودالی که از برخورد شهابسنگ به زمین ایجاد می شود.
[معدن] دهانه (سنگشناسی) - قیف آتشباری (آتشباری)
[نفت] چاله
[زمین شناسی] زنجیره دهانه ها یک زنجیره خطی از دهانه ها کوچک که اولین بار در بیشتر نواحی سطح کره ماه مشاهده گردید (مانند شرق دهانه کوپرنیک). این زنجیرها در ماه ممکن است تا 325 کیلومتر درازا داشته باشند. زنجیره ها بر روی مریخ و عطارد نیز یافت شده اند. نیز ببینید: دهانه زنجیره ای.
[زمین شناسی] پیش چالی مخروطی این نوع برش براساس انفجاریک چال وایجادحفره بناشده است.تغییرات ابعادچال خطی است یعنی اگرقطر،عمق وطول خرج چال دوبرابرشودحفره ای باعمق دوبرابربوجودمی اید.این نوع برش برای حفردویل بالاروباچال طویل مناسب است.
[زمین شناسی] عمق دهانه ای الف) در یک دهانه مصنوعی، حداکثر عمق اندازه گرفته شده از عمیق ترین نقطه تا سطح زمین اصلی (فلاندروسائر 1960). ب) در یک دهانه طبیعی که در آن سطح اصلی زمین ممکن است قطعی باشد، عمق اندازه گرفته شده از مرتفع ترین نقطه بر روی خط الراس حاشیه تا عمیق ترین نقطه گودال مشاهده ای.
[زمین شناسی] شعاع دهانه در یک دهانه مصنوعی، شعاع میانگین که در سطحی هم تراز با سطح اصلی زمین اندازه گرفته شده است. (فلاندروسائر 1960). در یک دهانه طبیعی، که در آن سطح اصلی زمین ممکن است قطعی نباشد، شعاع دهانه اندازه گیری شده نسبت به خط الراس حاشیه ای.
[زمین شناسی] حلقه دهانه ای یک حاشیه با برجستگی پائین از مواد آواری که یک مآر را احاطه کرده است.
[زمین شناسی] دهانه آتشفشانی ظاهری دهانه آتشفشانی ظاهری: فرورفتگی دهانه انفجاری یا انباشتگی همان طور که بعداز تغییر شکل به صورت اولیه دیده می شود و این تغییرشکل بوسیله فرآیندهای بعد از تشکیل، مانند لغزش و رسوب مواد خارج شده درحین تشکیل دهانه بوجود می آید؛ دهانه ای که بر روی سطح قابل دیدن است و قطرها و ابعاد آن در مورد ارتفاع اولیه زمین قابل اندازه گیری باشد. قطر ظاهری و عمق ظاهری بوسیله بالاترین نقاط بر روی حاشیه تاج و عمیق ترین بخش قابل دیدن گودال (فرورفتگی) اندازه گیری می شوند.مقایسه شود با: true crater odontology دندان شناسی مطالعه و بررسی دندانها شامل ساختار، تکامل و بیماریهای آنها.
[نفت] گود انفجار
[زمین شناسی] دهانه رمبشی یا ریزشی یک دهانه بزرگ (متعلق یا وابسته به کره ماه) که این باور در مورد آن وجود دارد که بوسیله فرونشینی سقف حفره های پر شده از گدازه تشکیل شده است. این نوع هنوز به خوبی ثابت نشده/ توصیف نشده است.
[زمین شناسی] کراتر هاله تیره یک کراتر یا دهانه کوچک در ماه که توسط موادی احاطه شده است که دارای آلبیدو( ضریب انعکاس نور) کمتری نسبت به بخش های مجاور هستند.
[زمین شناسی] کراتر گودالی یک عارضه کوچک تقریباً گرد کراتر مانند که به نواحی لکه ای سطح ماه محدود می شود و وابسته به فعالیت آتشفشانی است ( احتمالاً وابسته به خروج گدازه زیر سطحی مذاب می باشد ) . این دهانه فاقد حاشیه بالا آمده کراتر های ضربه ای ماه می باشد .
[زمین شناسی] کراتر انفجاری ، فنجانه انفجاری الف) یک دهانه یا کراتر نعلبکی شکل یا مخروطی که بطور تجربی بوسیله انفجار یک دستگاه هسته ای یا یک ماده منفجره شیمیایی حاصل می شود. ب) یک دهانه شخانه ای که توسط ضربه با سرعت فوق العاده زیاد تشکیل شده است. ج) دهانه آتشفشانی مانند یک دریاچه آتشفشانی(maar).
[زمین شناسی] دهانه های دریاچه مانند در آتشفشانهای نوع هاوایی دیده می شود.
[نفت] حفره ی گل
[زمین شناسی] دهانه چاله ای - یک حفره (آتشفشانی) یا یک دهانه کوچک.
[زمین شناسی] کراتر اولیه - الف)کراتر برخوردی که مستقیماً در نتیجه برخورد سریع سنگ آسمانی یا پرتابه دیگر ایجاد می شود؛ به عنوان مثال هر کراتر قمری تشکیل شده توسط برخورد ماه با اشیا از فضا . - ب) کراتر واقعی.

معنی کلمه crater به انگلیسی

crater
• bowl shaped pit (on the moon, at the mouth of a volcano, etc.); hole formed by the explosion of a mine or other explosive
• a crater is a large hole in the ground, caused by an explosion or by something large that hits it.
big crater
• valley shaped like a crater located in the negev between dimona and yerucham
ramon crater
• valley in the shape of a crater located in the negev region near mitzpeh ramon
small crater
• valley in the form of a crater in the negev region southeast of dimona

crater را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی crater

ebitaheri@gmail.com ١٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢١
کاسه آتشفشان ، کاسه آتشفشانی

گودال ، گودال برخورد(ی) ، گودال برخورد شهاب‌سنگ
|

آرمان ١٨:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٣
دهانه آتشفشان- بمب چاله
|

پیشنهاد شما درباره معنی crater



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crater
کلمه : crater
املای فارسی : کراتر
اشتباه تایپی : زقشفثق
عکس crater : در گوگل


آیا معنی crater مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )