انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1104 100 1

craw

تلفظ craw
تلفظ craw به آمریکایی/ˈkrɒ/ تلفظ craw به انگلیسی/krɔː/

(پرندگان و حشرات) چینه دان (crop هم می گویند)، ژاغر، (جانوران) معده، شکمبه، چینه دان ,حوصله ,معده جانور

بررسی کلمه craw

اسم ( noun )
عبارات: stick in one's craw
(1) تعریف: the pouch in the gullet of a bird or insect in which food is held and may be partially digested; crop.
مشابه: crop

(2) تعریف: the digestive organ of a lower animal.

واژه craw در جمله های نمونه

1. to stick in one's craw (or to stick in the craw)
ترجمه اکراه داشتن،پذیرا نبودن،مشمئز کننده بودن

2. Her criticism really stuck in my craw.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید پارساپور ] از ایراد اش واقعاٌ دلگیرم (نتونستم هضمش کنم)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] انتقادات روت واقعا رو اعصاب من گیر کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتقاد او واقعا در خم من گیر افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. This really sticks in my craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این واقعا داره رو اعصاب من کار می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این واقعا در خمیرم میچرخد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Jambalaya and craw fish pie and fillet gumbo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پای ماهی Jambalaya و craw و fillet gumbo
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جمبلایا و پای خمیر ماهی و گومبو فیله
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His slight still sticks in my craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون ریزه میزه هم داره اعصاب منو می ریزه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمی کمرنگ تر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Her constant complaining just sticks in my craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدام غر میزنه تو اعصاب من
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکایت دائمی او فقط در خم شدن من است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He and the son have a whole lot sticking in their craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون و پسر داشتن یه عالمه چرت و پرت میگن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او و پسر همه چیز را در چنگال خود می چسبانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was jammed up against something; there was something stuck in his craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه چیزی گیر کرده بود یه چیزی تو دماغش گیر کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در برابر چیزی چسبیده بود؛ چیزی بود که در خمیرش گیر کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Her failure to get a better grade than her brother stuck in her craw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست اون برای نمره بهتری از برادرش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست او برای به دست آوردن درجه بهتر از برادر او در خمیر او گیر کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The origin of cocoonase of silkmoth, Bombyx mori was likely midgut, maxilla, or craw. However, it was absent of direct evidences whether the craw could secret cocoonase .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرگ \"موری\" به احتمال زیاد \"midgut\"، \"Bombyx\" یا \"craw\" (silkmoth mori)می‌باشد با این حال، شواهد مستقیمی در مورد اینکه آیا craw می‌تواند cocoonase را مخفی کند وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منشا کوکوناز Silkmoth، Bombyx mori احتمالا میتوکند، فک بالا و یا خزنده بود با این حال، شواهد مستقیم وجود ندارد که آیا خمیر می تواند مخلوط مخلوط شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But Thomas Jefferson is the founder who sticks in the craw of the sanctimonious American right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما توماس جفرسون یکی از بنیانگذاران حزب craw of است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما توماس جفرسون، بنیانگذار است که در قدم زدن از حق حاکمیت آمریکایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه craw به انگلیسی

craw
• bird or insect's crop; stomach

craw را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی craw
کلمه : craw
املای فارسی : کرو
اشتباه تایپی : زقشص
عکس craw : در گوگل


آیا معنی craw مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )