انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 897 100 1

crew

تلفظ Crew
تلفظ Crew به آمریکایی/ˈkruː/ تلفظ Crew به انگلیسی/kruː/

معنی: خدمه، خدمه کشتی، کارکنان هواپیما و امثال ان
معانی دیگر: (مردم) دسته، گروه، جماعت، دارو دسته، باند، (گروهی که زیر دست یا تحت فرمان کسی کار کنند) خدمه، کارگران، (کشتی) ناویان (به استثنای افسران)، ملوانان، جاشویان، (قایق های پارویی مسابقه ای) پاروزنان (معمولا بین دو تا هشت نفر)، (این ورزش) پاروزنی، (هواپیمایی و فضانوردی و غیره) سرنشینان، ناوبران، (قدیمی) گروه مسلح، (انگیسی) یکی از دو زمان گذشته ی فعل: crow

بررسی کلمه crew

اسم ( noun )
(1) تعریف: a group of people working together to perform a joint function.
مشابه: gang, outfit, party, shift, staff, team

- The road crew finished putting a new surface on the highway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خدمه جاده‌ای یک سطح جدید را در بزرگراه به پایان رساندند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خدمه جاده پایان دادن به یک سطح جدید در بزرگراه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He'll be joining the welding crew for this project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او برای این پروژه به پرسنل جوشکاری ملحق خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برای این پروژه پیوستن به خدمه جوشکاری خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the personnel working aboard a ship or an airplane.
مشابه: outfit

- Many of the ship's crew survived the attack and were rescued, but the captain went down with the ship.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بسیاری از خدمه کشتی از این حمله جان سالم به در بردند و نجات یافتند، اما کاپیتان با کشتی پایین رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسیاری از خدمه کشتی جان سالم به در بردند و نجات یافتند اما کاپیتان با کشتی رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The pilot gave instructions to the crew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خلبان به خدمه دستور داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خلبان دستورالعمل به خدمه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a team of people who handle the oars in a racing shell, or the sport of racing in such shells.

- We loved to watch crew on the Charles River.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما دوست داشتیم خدمه روی رودخانه چارلز را تماشا کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما دوست داشتیم که خدمه را در رودخانه چارلز تماشا کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه crew در جمله های نمونه

1. air crew (or flight crew)
ترجمه ناوبران هواپیما

2. ground crew
ترجمه آمادگران (مکانیک‌ها و سایر خدمه‌ای که هواپیما و غیره را آماده می‌کنند ولی پرواز نمی‌کنند)،خدمه غیرپروازی

3. gun crew
ترجمه خدمه‌ی توپ،توپچیان

4. road crew
ترجمه کارگران راه (راهسازی)

5. salvage crew
ترجمه گروه بازیابی

6. a demolition crew
ترجمه گروه ویرانگر،گروه تخریب (که کار آن خراب کردن بناهای ناخواسته است)

7. a film crew
ترجمه گروه فیلمبرداری

8. a wrecking crew
ترجمه کارگران ویژه‌ی تخریب

9. the maintenance crew for the telephone lines
ترجمه ماموران حفظ و نگهداری خطوط تلفن

10. the obstreperous crew of that ship
ترجمه جاشویان گردن‌کش آن کشتی

11. the president and his crew
ترجمه رئیس جمهور و دارو دسته‌اش

12. the ship carried a crew of twenty and ninety passengers
ترجمه کشتی بیست ملوان و نود مسافر داشت.

13. he was only interested in wrestling and crew
ترجمه او فقط به کشتی‌گیری و پاروزنی علاقمند بود.

14. this boat can be manned by a small crew
ترجمه نفرات کمی می‌توانند این کشتی را به کار بیاندازند.

15. The crew lashed down the cargo on the fore deck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاشو ان بار کشتی را به عرشه کشتی انداختند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه محموله را بر روی عرشه جلو گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Cabin crew, please stand by for takeoff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کابین خلبان، لطفا آماده پرواز باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه کابین، لطفا برای خروج ایستادن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The crew hurried to hoist the flag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارکنان به شتاب پرچم را بالا کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه عجله کرد تا پرچم را بالا ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. The ship's crew was sluicing down the deck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خدمه کشتی از عرشه کشتی پایین آمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه کشتی به پایین عرشه افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The people she'd invited were a pretty motley crew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسانی که دعوت کرده بودند، گروه motley بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افرادی که او دعوت کرده بودند یک خدمه بسیار شیک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. The plane crashed, killing all its passengers and crew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما سقوط کرد و همه مسافران و خدمه آن را کشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیما سقوط کرد و تمام مسافران و خدمه آن را کشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. The Captain and crew welcome you aboard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاپیتان و خدمه به شما خوش‌آمد می گن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاپیتان و خدمه به شما خوش آمد می گوییم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The pumps were started and the crew began to douse the fire with water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پمپ آغاز شد و جاشو ان شروع به خاموش‌کردن آتش با آب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پمپ ها آغاز شد و خدمه شروع به آتش زدن با آب نمود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف crew

خدمه (اسم)
attendants , crew , auxiliaries
خدمه کشتی (اسم)
crew
کارکنان هواپیما و امثال ان (اسم)
crew

معنی عبارات مرتبط با crew به فارسی

(مردانه) موی کوتاه (اطراف سرتا ته ماشین می شود و وسط مانند ماهوت پاک کن شق است)، موی سربازی، اصلاح سربطوری که موها کوتاه شده وشبیه ماهوت پاک کن شود
(زیر پیراهنی و پیراهن پشمی مردانه) یقه گرد، یقه تنگ
(خدمه و خلبانان هواپیما) کارکنان هواپیما
(هواپیمایی) مکانیک ها و نظافتچیان هواپیما، خدمه ی زمینی (در مقابل هوایی)، آمادگران، کارکنان هواپیما، متخصصین فنی ومکانیک های هواپیما
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن

معنی crew در دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] خدمه
[سینما] گروه دوربین - گروه فیلمبرداری
[سینما] گروه فیلمبرداری
[نفت] گروه نگه داری
[عمران و معماری] خدمه هواپیما - کارکنان هواپیما
[سینما] گروه تولید
[نفت] گروه تولید
[عمران و معماری] گروه بالابر
[عمران و معماری] گروه اکتشافی - گروه شناسایی
[سینما] گروه صدا

معنی کلمه crew به انگلیسی

crew
• group of people working together on an air or watercraft; team of people working together (i.e. on a stage, construction site, etc.); group of people on a rowing team
• competitive sport of rowing in a racing shell
• the people who work on and operate a ship, aeroplane, or spacecraft are called the crew.
• you also use crew to refer to people with special technical skills who work together on a task or project.
• the people who crew a ship, aeroplane, or spacecraft are the people who work on it or operate it.
crew cut
• military haircut, very short men's haircut
• a crew cut is a hairstyle where the hair is cut very short.
crew member
• one who is part of a crew, one who is part of a work group
air crew
• crew manning an aircraft
emergency crew
• rescue team; group trained to handle emergency situations
film crew
• group of people that work together to film a movie
flight crew
• all employees working on an airplane (pilot, copilot, stewards and stewardesses)
ground crew
• group of people that condition and maintain aircraft (mechanics, etc.)
gun crew
• group in charge of a ship's guns
television crew
• team that works together at a television studio
wrecking crew
• crew that destroys structures

crew را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی crew

ebitaheri@gmail.com ١١:٢٠ - ١٣٩٦/٠٨/٢١
[شرکت،سازمان و ...]

نیرو ، نیروها ، نیروی کار/کاری
|

محمدرضا فیروزجایی ٠٧:٤٥ - ١٣٩٦/١٢/٠٤
تیم
|

امید ٢١:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٠١
خدمه پرواز
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٣١ - ١٣٩٧/١٢/١٢
سرنشین ، سرنشین‌دار
|

مسعود طلایی ١٨:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٣٠
کارکنان کشتی یا هواپیما
|

پیشنهاد شما درباره معنی crew



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crew
کلمه : Crew
املای فارسی : کرو
اشتباه تایپی : زقثص
عکس Crew : در گوگل


آیا معنی crew مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )