انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 952 100 1

cricket

تلفظ cricket
تلفظ cricket به آمریکایی/ˈkrɪkət/ تلفظ cricket به انگلیسی/ˈkrɪkɪt/

معنی: زنجره، جیرجیرک، یکجور گوی بازی
معانی دیگر: (جانورشناسی) جیرجیرک، زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند ـ به ویژه زنجره های تیره ی gryllidae)، (ورزش) بازی کریکت، کریکت بازی کردن، چهارپایه ی چوبی

بررسی کلمه cricket

اسم ( noun )
• : تعریف: any of various insects that are similar to grasshoppers in having long antennae and great leaping ability, the male of which produces a shrill chirp by rubbing its front wings together.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a game played outdoors with a ball, bats, and wickets at either end of the field, by two opposing teams of eleven members each.

(2) تعریف: good sportsmanship; fair play.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crickets, cricketing, cricketed
مشتقات: cricketer (n.)
• : تعریف: to play cricket.

واژه cricket در جمله های نمونه

1. a cricket pitch
ترجمه زمین بازی کریکت

2. Football, cricket and hockey are all team sports.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فوتبال، کریکت و هاکی همه ورزش‌های تیمی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فوتبال، کریکت و هاکی، همه ورزشهای تیمی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Football and cricket are outdoor games.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فوتبال و کریکت بازی‌های خارج از خانه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فوتبال و کریکت بازی های خیابانی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The crowd loves to watch attacking cricket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم عاشق تماشای حمله به کریکت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جمعیت دوست دارد به تماشای کریکت حمله کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Traditionally, white flannels are worn when playing cricket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور سنتی، لباس فلانل سفید هنگام بازی کریکت فرسوده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور سنتی، فلاون های سفید هنگام بازی در کریکت پوشیده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Jeremy does play cricket, but very infrequently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جرمی به ندرت کریکت بازی می‌کند، اما به ندرت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جری کریکت بازی می کند، اما خیلی کم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He felt he would never tire of international cricket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احساس می‌کرد که هرگز از کریکت بین‌المللی خسته نخواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس کرد که هرگز از کریکت بین المللی خسته نخواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He's been called the grand old man of cricket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پیرمرد کریکت نامیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بزرگسالی کریکت نامیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. John is skipper of the cricket team this year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جان امسال کاپیتان تیم کریکت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان کاپیتان تیم کرکت امسال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was battered on the head with a cricket bat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرش با چوب کریکت خرد شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با یک خفاش کریکت به سرش زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Cricket is the archetypal English game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کریکت بازی اصلی انگلیسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کریکت بازی زبان انگلیسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He played Sunday League cricket for years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سال‌ها کریکت اتحادیه را بازی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای سالها یک کریکت یک روزه بازی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The handle of a cricket bat protruded from under his arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته چوب کریکت از زیر بغلش بیرون‌زده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دسته از یک خفاش کریکت از زیر بازویش خارج شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We're praying for good weather for tomorrow's cricket match.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال دعا برای آب و هوای خوب برای مسابقه فردا کریکت هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما برای آب و هوای خوب برای مسابقه کریکت فردا دعا می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The only sound was a cricket chirping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها صدای جیر جیر جیر جیر جیر جیر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها صدا صدای کریکت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف cricket

زنجره (اسم)
cicada , cricket , cicala , grig
جیرجیرک (اسم)
cricket
یکجور گوی بازی (اسم)
cricket

معنی عبارات مرتبط با cricket به فارسی

(حشره شناسی) زنجره ی اورشلیم (تیره ی stenopelmatidae - بی بال و شاخدار - بومی نواحی خشک غرب امریکا)
(جانورشناسی) جیرجیرک کاوگر (تیره ی gryllotalpidae که ریشه ی گیاه می خورد)، آب دزدک

معنی cricket در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] جیرجیرک. سیرسیرک. حشرات جهنده راست بالان از خانواده ( gryllidae )

معنی کلمه cricket به انگلیسی

cricket
• leaping insect which is related to the grasshopper; outdoor sport played with ball and bat (popular in england)
• cricket is an outdoor game played between two teams who try to score points, called runs, by hitting a ball with a wooden bat.
• a cricket is a small jumping insect that produces sharp sounds by rubbing its wings together.
as merry as a cricket
• very happy, very cheerful
play cricket
• participate in a game of cricket

cricket را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی cricket

حسن امامی ٢٢:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/١٦
جیرجیرک - نوعی حشره که شب ها پیوسته جیر جیر می کنه
|

پیشنهاد شما درباره معنی cricket



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی cricket
کلمه : cricket
املای فارسی : کریکت
اشتباه تایپی : زقهزنثف
عکس cricket : در گوگل


آیا معنی cricket مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )