انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 939 100 1

cross stratification

تلفظ cross stratification
تلفظ cross stratification به آمریکایی تلفظ cross stratification به انگلیسی

معنی cross stratification در دیکشنری تخصصی

cross stratification
[خاک شناسی] لایه های متقاطع
[زمین شناسی] چینه بندی مورب آرایش چینه ها که دارای زاویه تند نسبت به چینه بندی اصلی است. در تعریف جدید به پیروی از مک کی و وایر (ص 382-1953) یک اصطلاح عمومی در نظر گرفته می شود و دارای دو تقسیم بندی است: طبقه بندی مورب، که در آن چینه های مورب ضخیم تر از 1 سانتی متر هستند و ورقه بندی مورب که در آن چینه های مقاطع باریک تر از 1 سانتی متر می باشند. گروه منفردی از چینه های مورب مرتبط یک دسته یا یک گروه از دسته های مشابه مرتبط در چینه بندی مورب یک مجموعه پیوسته می باشند. انواع بسیاری از چینه بندی مورب وجود دارد؛ آلن (1963) 15 تا تشخیص داد که به آن ها نام های حروف یونانی را الصاق نمود. احتمالاً بیشتر چینه بندی مورب بوسیله مهاجرت یا تبدیل اشکال بستری، خصوصاً ریپل ها (که تشکیل ورقه بندی مورب کوچک مقیاس می دهند) و تلماسه ها یا مگا ریپل ها (که تشکل متوسط مقیاس تا بزرگ مقیاس را می دهند) تولید می شوند. مترادف: چینه بندی کاذب.
[زمین شناسی] چینه بندی متقاطع ترکیبی یا مرکب یک نوع پیچیده چینه بندی متقاطع که اشکالی را با هم ترکیب می کند که بشدت در مقیاس و جهت یافتگی با هم متفاوت می باشند.

cross stratification را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی cross stratification



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی cross stratification مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )