برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

crush

/ˈkrəʃ/ /krʌʃ/

معنی: خرد شدن، شکست دادن، له شدن، پیروز شدن بر، فشردن، چلاندن، با صدا شکستن، فشار اوردن
معانی دیگر: له کردن یا شدن، خرد کردن یا شدن، آرد کردن، درهم کوفتن، سخت شکست دادن، شکردن، مورد تعدی قرار دادن، ظلم و جور کردن، آزار دادن، (با: against یا into یا to و غیره) فشردن، چپاندن، (عامیانه - معمولا با: on) خاطرخواهی، عشق زودگذر، دلدادگی، ازدحام، فشار جمعیت، تراکم (مردم یا اشیا یا حیوانات)

بررسی کلمه crush

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: crushes, crushing, crushed
(1) تعریف: to press or squeeze so as to flatten or cause to lose shape.
مترادف: crumple, flatten, mash, squash
مشابه: compress, scrunch, squelch, trample

- I crushed the cardboard box and put it in the recycling bin.
[ترجمه ترگمان] جعبه مقوایی را خرد کردم و در سطل بازیافت گذاشتم
[ترجمه گوگل] من جعبه مقوایی را خرد کرده و آن را در سطل بازیافت قرار دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The suitcase crushed his shirt and caused deep wrinkles in it.
[ترجمه مرجان سادات] چمدان به لباسش فشار آورد و باعث ایجاد چروک های عمیقی رو آن شد.
|
[ترجمه ترگمان] چمدان پیراهنش را خرد کرد و چین و چروک عمیقی در آن ایجاد کرد
[ترجمه گوگل] چمدانش پیراهنش را خرد کرده و باعث ایجاد چین و چروک های عمیق در آن می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to reduce forcefully to ...

واژه crush در جمله های نمونه

1. they crush grapes to make grape juice
برای گرفتن آب انگور،انگورها را می‌چلانند.

2. he had a crush on the neighbor's daughter
او از دختر همسایه خیلی خوشش می‌آمد.

3. to have a crush on someone
خاطرخواه کسی بودن

4. They crush the olives with a heavy wooden press.
[ترجمه ترگمان]ان‌ها زیتون را با یک فشار سنگین چوبی خرد می‌کنند
[ترجمه گوگل]زیتون ها را با یک فشار چوبی سنگین خرد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Don't crush the box; it has flowers in it.
[ترجمه ترگمان]جعبه را خرد نکن؛ در آن گل دارد
[ترجمه گوگل]جعبه را له نکنید گل در آن وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I have a crush on you.
[ترجمه مهتاب] من از تو خوشم میاد|
[ترجمه ترگمان] من عاشق تو هستم
[ترجمه ...

مترادف crush

خرد شدن (فعل)
abate , diminish , wane , dwindle , slacken , relent , pass off , shrink , crush , decrease , lessen , decline , remit , narrow , flag , lower , de-escalate , crack up , depopulate , relax , fall away , grow away , grow down , pink , shrink away
شکست دادن (فعل)
crush , smash , checkmate , floor , worst , drub , trounce , skunk , defeat , vanquish , outdo , smite
له شدن (فعل)
crush
پیروز شدن بر (فعل)
crush , vanquish , gain victory over
فشردن (فعل)
shrink , crush , wad , tighten , twitch , push , press , squeeze , wring
چلاندن (فعل)
crush , wrest , press , squeeze , wring
با صدا شکستن (فعل)
crush
فشار اوردن (فعل)
crush , press

معنی عبارات مرتبط با crush به فارسی

کلاه نمدی نرم که ازله شدن خراب نمیشود,کلاه بازیگرخانه
گردش گاه بازیگرخانه

معنی crush در دیکشنری تخصصی

crush
[عمران و معماری] لهیدن - شکستن
[مهندسی گاز] شکستن ، خردکردن
[نساجی] شکستن - خرد کردن
[زمین شناسی] کمربند خرد شده کمربندی از سنگهای خرد شده که توسط کاتاکلاسیت و میلونیتی شدن شدید تشخیص داده می شود.
[زمین شناسی] حاشیه خرد شده یک ساختار میکروسکوپی دانه ای دگرگونی که برخی اوقات تشریح کننده ذرات فلدسپاتی همجوار در گرانیت است که در حین یا بعد از تبلور با هم خرد شده اند. (ریل 1923).
[زمین شناسی] کنگلومرای خردایشی سنگی که اساساً در محل خود بوسیله تغییرشکل (چین خوردگی یا گسلش) سنگهای شکننده با درزه های نزدیک بهم تشکیل می شود و حاوی ذرات یا قطعات لوزی شکل می باشد و بشدت شبیه یک کنگلومرای معمولی (رسوبی) است. سنگی مشابه یک برش خردایشی که دارای قطعاتی گرد شده تر می باشند. این نوع کنگلومرا توسط شباهت در ترکیب (معمولاً یک نوع سنگ)، قطعات و خمیره تشخیص داده می شود. این اصطلاح توسط lamplugh (ص 563 – 1895) معرفی شده است. مترادف: کنگلومرای تکتونیکی، کنگلومرای کاتاکلاسیتی.
[نساجی] قطع شدن و پاره شدندر اثر خردگی
[ریاضیات] تیز کردن، خرد کردن
[نساجی] مواد تکمیلی ضد چروک - موادی که سبب مقاوم کردن پارچه های کرک دار در مقابل چروک شدن و نیز در مقابلاثرات فشار و اصطکاک و رطوبت می گردند
[زمین شناسی] منطقه خرد شده پهنه خردشدگی؛ ناحیه ای از برش ...

معنی کلمه crush به انگلیسی

crush
• great crowd; act of crushing; act of being crushed; intense infatuation
• smash, break into small pieces; squeeze hard; defeat, destroy
• if an object is crushed, it is pressed or squeezed very hard so that it is broken or its shape is destroyed.
• if you crush a substance, you make it into a powder by pressing and grinding it.
• if you crush an opponent or an enemy, you defeat them completely.
• if you are crushed against other people or things, you are pushed or pressed against them.
• a crush is a dense crowd of people.
• if you have a crush on someone, you are strongly attracted to them for a short time; an informal use.
crush after takeoff
• fall back to earth after taking off (of an aircraft)
crush barrier
• a crush barrier is a fence in the middle of a large crowd, for example at a football match, which divides the crowd and helps to prevent people from being pressed too closely together.

crush را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید عباسی
یک معنی دیگر crush یعنی کسی که شما خیلی دوستش دارین اما اون شخص مقابل نسبت به شما بی توجهه و اهمیت نمیده
Farimah shokri
crush یعنی کسی که شما دوسش دارین ولی اون شخص اصلا نمیدونه که بهش علاقه دارین . crush میتونه دو طرفه یا یک طرفه باشه ولی علاقه گفته نمیشه
محمد خ1
عاشق شدن
فاطمه
�کراش/Crush� ؛ به دلبر به‌دست نیامده اطلاق می‌شود. به دلبری که تو هر چقدر دوستش داری، او همانقدر یا خبر ندارد؛ یا دارد و دوستت ندارد. هر چقدر در خیال توست و با او حرف می‌زنی، همانقدر او بودنت را عین خیالش نیست و هیچ نیازی به حرف زدن با تو ندارد. به دلبری که هر چقدر عاشقش هستی و دوست داری با تو باشد، او همانقدر دوست دارد با کسی جز تو باشد!معانیِ دیگری هم دارد؛ له‌شدن، خرد شدن و با صدا شکستن. به‌نظرم عجیب هر سه‌تایش درست است؛ خصوصاً آخری!
محمد علیزاده
قهر کردن
ارزو
هول بودن=\
سارا
علاقه مند بودن
Invicta
له شدن ، پیروز شدن، خرد شدن ، فشردن،چلاندن، با صدا شکستن ، شکست دادن،فشار آوردن، روی کسی نظر داشتن
Bahar
اون که کسی که دوسش داری ولی اون نمیدونه و انکار می کنی که ازش متنفری ولی دوسش داری و نمیتونی اینو بهش بگی
Soha
کسی که یک فردی رو دوس داره ولی طرف مقابل نمیدونه ک اونو دوس داره
hana
عشق یک طرفه
Fatemeh
احساس شیفتگی معمولا کوتاه مدت ولی شدید به کسی مخصوصا بدست نیاوردنی
mina=)
کراش به معنای دوست داشتن کسی که اصلا از آن اطلاعی ندارد یا اطلاع دارد اما هیچ حس متقابلی وجود ندارد
فرشید طریقی کمساری
Crush on sbعاشق کسی بودن(کسی که تازه با او آشنا شدیم یا نمیشناسیم) in the university there was a boy .named jack who I was crushing on
r.k
نظر داشتن
Alimosavi
علاقه مند بودن
علیرضا
از کسی خوشت میاد که نمی تونی بهش بگی و نمی دونه
M
تصادف . مثل بازی کراش ماشینی
Sana sanan
کراش یعنی عاشق شدن، دل باختن بالای کسی و عشق یکطرفه
احمد ببر بنگال
crush یه اسلحه خودکار ساخت روسیه://خیخیخیخی
asal 😭
کراش داشتن روی یه نفر که اون نمیدونه یه حس حالی که به برا همه پیش میاد حتی خود من از اینکه جرئت اینو ندارم که بهش بگم خیلی ناراحتم میکنه
H
Crush یعنی شما به یکی علاقه داری ولی اون شخص خبر نداره مثلا شما عاشق یه پسر هستید ولی اون خبر نداره
Amir
یکی از انواع عاشق شدن
mahlam
crush به معنای عشق یک طرفه
محمد طالبی
معشوق بی خبر
Mehdi
دل باختن به کسی و اصطلاح Have a crush دارم
علی
از بین بردن،سرکوب کردن
پیام
زمانی که ممکنه کسی رو خوب نشناسید ولی فکر میکنید که بهش علاقه دارید
صبایی
crush sb: خرد کردن باور، اعتماد بنفس، شور و شوق و امید شخص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crush
کلمه : crush
املای فارسی : کراش
اشتباه تایپی : زقعسا
عکس crush : در گوگل

آیا معنی crush مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )