برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

cucumber

/ˈkjuːkəmbər/ /ˈkjuːkʌmbə/

معنی: خیار، هر بوته یا میوه خیاری شکل
معانی دیگر: (میوه ی این گیاه) خیار، (گیاه شناسی) بته ی خیار (cucumis sativus از خانواده ی gourd که گیاهی خزنده و آویزی است)

بررسی کلمه cucumber

اسم ( noun )
(1) تعریف: an edible fruit of a creeping vine, usu. long and cylindrical with a hard green skin and greenish white flesh.

(2) تعریف: the vine itself.

واژه cucumber در جمله های نمونه

1. cucumber seed can be sown in may
تخم خیار را می‌توان در ماه مه کاشت.

2. cucumber vine
نرم‌ساقه‌ی خیار

3. a cucumber patch
جالیز خیار

4. a giant cucumber
خیار بسیار بزرگ

5. you must pole cucumber plants
بایستی بته‌های خیار را با چوب نگهداری.

6. cool as a cucumber
1- خونسرد،مسلط به خود،آرام و متین 2- خنک و راحت،دنج

7. He gave me a huge cucumber.
[ترجمه ترگمان]او یک خیار بزرگ به من داد
[ترجمه گوگل]او به من یک خیار بزرگ داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It's as cool as a cucumber outdoors.
[ترجمه ترگمان]خیار به اندازه یک خیار در بیرون از منزل خنک است
[ترجمه گوگل]به عنوان یک خیار در فضای باز بسیار سرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Peel the cucumber and chop it into small cubes.
[ترجمه ترگمان]خیا ...

مترادف cucumber

خیار (اسم)
option , cucumber
هر بوته یا میوه خیاری شکل (اسم)
cucumber

معنی عبارات مرتبط با cucumber به فارسی

(گیاه شناسی) درخت خیار، خیار درخت (ماگنولیای امریکایی به نام لاتین cucumber-tree) (magnolia acuminata هم می نویسند)
1- خونسرد، مسلط به خود، آرام و متین 2- خنک و راحت، دنج، خوددار,خون سرد,متین
رجوع شود به: holothurian، راب دریایی، حلزون دریایی، از جنس راب دریایی
(گیاه شناسی) خیارخر، خیار دشتی، خیار آب پران (ecballium elaterium)

معنی کلمه cucumber به انگلیسی

cucumber
• green vegetable which grows on vines
• a cucumber is a long vegetable with a dark green skin and white flesh, usually eaten uncooked in salad.
cucumber like
• resembling a cucumber, long and thin
cool as a cucumber
• very composed, indifferent, apathetic
sea cucumber
• marine invertebrate with a long body shaped like a cucumber
snake cucumber
• species that is exceptional remarkable due to its long fruit that is shaped curiously
squirting cucumber
• wild plant that produces juicy fruit

cucumber را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا قریشی
با سلام و احترام.
برای خیار چنبر که در انگلیسی با عنوان armenian cucumber نامیده میشودسه عبارت دیگر که مترادف بوده و معنی خیار چنبر میدهند نیز استفاده میشود. لطفا در صورت امکان این سه ورودی برای کلمه خیار چنبر در دیکشنری (انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی) افزوده شود:

snake cucumber
yard-long cucumber
snake melon
امیر
خربازه..خیار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cucumber
کلمه : cucumber
املای فارسی : کوکومبر
اشتباه تایپی : زعزعئذثق
عکس cucumber : در گوگل

آیا معنی cucumber مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )