برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1221 100 1

cufflink

واژه cufflink در جمله های نمونه

1. He clipped his cufflinks neatly in place.
[ترجمه ترگمان]دگمه‌های پیراهنش را مرتب می‌کرد
[ترجمه گوگل]او دستبندهای خود را به صورت منظم در محل قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Cuff-links are only sold in pairs.
[ترجمه ترگمان]لینک‌ها فقط به صورت جفتی فروخته می‌شوند
[ترجمه گوگل]کاف لینک فقط در جفت فروخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I used to wear dinner suits with cufflinks and a top hat.
[ترجمه ترگمان]من قبلا کت و شلوار dinner و کلاه لگنی بر سر داشتم
[ترجمه گوگل]من لباس های شام با دستبند و کلاه پوشیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Silver cufflinks are £4 9 and a Waterman 100 fountain pen is £120.
[ترجمه ترگمان]نقره cufflinks ۴ \/ ۴ پوند و یک قلم ۱۰۰ Waterman ۱۰۰ fountain ۱۲۰ پوند است
[ترجمه گوگل]دکمه های نقره ای نقره ای £ 4 9 و قلم دستی Waterman 100 £ 120 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه cufflink به انگلیسی

cufflink
• cufflinks are small decorative objects used for holding together a shirt cuff.

cufflink را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شبنم حاتمی
دکمه سردست یا دکمه سرآستین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی cufflink مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )