برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1291 100 1

cult

/ˈkəlt/ /kʌlt/

معنی: ایین دینی، مکتب تفکر
معانی دیگر: فرقه (گروه شبه مذهبی که معمولا در یکجا با هم زندگی کرده و تحت نفوذ رهبر پرجذبه ای قرار دارند و از عقاید افراطی یا غیرسنتی پیروی می کنند)، مراسم مذهبی، آیین نیایش، پرستش، (پرستش شخص یا عقاید یا روش های بخصوصی به ویژه برای مدتی کوتاه) تب و تاب، سینه چاکی، آتش زود خاموش، موج، هوس وجنون برای تقلید از رسم یا طرز فکری

بررسی کلمه cult

اسم ( noun )
مشتقات: cultic (adj.), cultism (n.), cultist (n.)
(1) تعریف: the rituals and observances of a particular religion, esp. those pertaining to a single deity.

(2) تعریف: a group joined by exceptional regard or devotion for a person, thing, or idea.

- an Elvis Presley cult
[ترجمه ترگمان] مکتب الویس پریسلی
[ترجمه گوگل] فرقه الویس پریسلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a religion that most members of a society believe to be false, faddish, or unworthy of respect.

(4) تعریف: the members of a cult.
مشابه: sect

واژه cult در جمله های نمونه

1. the cult of art-for-art's sake
مکتب هنر برای هنر

2. the cult of money and success
پرستش پول و موفقیت

3. the cult of the virgin mary in medieval times
آیین نیایش مریم باکره در قرون وسطی

4. personality cult
کیش شخصیت،شخصیت پرستی،قهرمان پرستی

5. the leader of the cult was a charismatic man who enjoyed the complete obedience of his followers
رهبر آن فرقه مرد پرجذبه‌ای بود که از اطاعت کامل پیروانش برخوردار بود.

6. the love of the beatles became like a cult
شیفتگی نسبت به بیتل‌ها تبدیل به (نوعی) کیش شد.

7. An extraordinary personality cult had been created around the leader.
[ترجمه ترگمان]یک فرقه شخصیتی فوق‌العاده در اطراف این رهبر ایجاد شده بود
[ترجمه گوگل]یک فرقه شخصیت فوق العاده ای در اطراف رهبر ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They enjoy a cult following in the UK.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها از یک سنت پیروی می‌کنند که در انگلستان دنبال می‌شود
[ترجمه گوگل]آنها از یک فرقه زیر در انگلستان لذت می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف cult

ایین دینی (اسم)
cult , sacrament
مکتب تفکر (اسم)
cult

معنی عبارات مرتبط با cult به فارسی

کیش شخصیت، شخصیت پرستی، قهرمان پرستی

معنی کلمه cult به انگلیسی

cult
• system of religious rituals; extreme religious sect
• a cult is a religious group with special rituals, which is regarded by many people as extreme or dangerous.
• when a person, object, or activity becomes a cult, they become very popular or fashionable.
cult hero
• hero of culture
cult member
• adherent of a system of worship or belief, member of a group devoted to a person idea or thing
cult movie
• movie with a large following of devout fans
cult of personality
• government in which the leader is promoted as powerful and wise through aggressive propaganda campaigns (such as hanging portraits in public squares, schools, billboards, etc.)
freedom of cult
• freedom of religion, right to choose one's religion
mystic cult
• group of people who believe in particular spiritually significant symbols
personality cult
• worship of a personality, excessive awe and adoration of a person (usually famous, i.e actor, politician, or spiritual leader)

cult را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
مریدmorid
رضا شهبازی
آیینی ، دینی، فکری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cult
کلمه : cult
املای فارسی : کالت
اشتباه تایپی : زعمف
عکس cult : در گوگل

آیا معنی cult مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )