برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1187 100 1

culture

/ˈkʌltʃər/ /ˈkʌltʃə/

معنی: تمدن، فرهنگ، برز، کشت میکرب در ازمایشگاه
معانی دیگر: فرهنگ (مجموعه ی عقاید و رسوم و الگوهای رفتاری یک مردم)، فضل و کمال، ادب و آموختگی، تربیت، فرهیختگی، ویژگی های فرهنگی، (زمین) کشت، برزیدن، برزش، بسارش، کاشت، (بهسازی و فرآوری نوع خاصی از گیاه و جانور و کالا) بهپروری، بهسازگری، پرورش، آموزش (با دقت و خبرگی)، (باکتری و موجودات ذره بینی را) کشت دادن، (پرورش باکتری و موجودات ذره بینی و غیره در محیط مغذی و مناسب) کشت، (گروهی از باکتری و موجودات ذره بینی که از این راه پرورده شده باشند) کلنی، انبوه زی

بررسی کلمه culture

اسم ( noun )
(1) تعریف: the sum of the language, customs, beliefs, and art considered characteristic of a particular group of people.
مترادف: civilization
مشابه: customs, folkways, habits, lifestyle, mores

- The Catholic church has played a large role in the development of French culture.
[ترجمه ترگمان] کلیسای کاتولیک نقشی بزرگ در توسعه فرهنگ فرانسه ایفا کرده‌است
[ترجمه گوگل] کلیسای کاتولیک نقش مهمی در توسعه فرهنگ فرانسوی ایفا کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The drive-in movie was a part of American culture that seems lost now.
[ترجمه ترگمان] فیلم رانندگی بخشی از فرهنگ آمریکایی است که به نظر می‌رسد از دست رفته‌است
[ترجمه گوگل] فیلم درایو بخشی از فرهنگ آمریکایی است که به نظر می رسد از دست داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the artistic and intellectual endeavors of a society or social class, as in the areas of music, art, fashion, and literature, or the works that are produced from these endeavors, esp. those considered of good taste and high value.

- She feared that her children, growing up on this isolated farm, would never be exposed to culture.
...

واژه culture در جمله های نمونه

1. american culture is an offshoot of the european culture
فرهنگ امریکا شاخه‌ای از فرهنگ اروپایی است.

2. bee culture
پرورش زنبور

3. iranian culture had been diffused over a large part of asia
فرهنگ ایرانی در بخش بزرگی از آسیا پراکنده شده بود.

4. pop culture
فرهنگ عوام

5. the culture must incubate for five more days
این کشت باید پنج روز دیگر هم در محیط مناسب کشت قرار داده شود.

6. the culture of grapevine
پرورش درخت انگور

7. voice culture
پرورش صدا،بهسازی آواز

8. adults mediate culture to children
بزرگسالان فرهنگ را به بچه‌ها منتقل می‌کنند.

9. an androgynous culture
فرهنگی که در آن فقط جنس نر غالب نیست (فرهنگ نرینه ـ مادینه)

10. methods of culture and kinds of soil
روش‌های کشت و گونه‌های خاک

11. middle class culture
فرهنگ ویژه‌ی طبقه‌ی متوسط

12. despite everything, iranian culture will endure
علی‌رغم همه چیز،فرهنگ ایرانی باقی خواهد ماند.

13. the ancient iranian ...

مترادف culture

تمدن (اسم)
civilization , culture
فرهنگ (اسم)
civilization , culture , dictionary , lexicon
برز (اسم)
culture
کشت میکرب در ازمایشگاه (اسم)
culture

معنی عبارات مرتبط با culture به فارسی

(کشت ترکیزه و بافت و موجودات میکروسکوپی) محیط کشت، میانگیر کشت
پرورش یاتربیت زنبور
(روان شناسی - جامعه شناسی) ضربه ی فرهنگی، کوبه ی فرهنگی
(خودمانی - کسی که تظاهر به دوست داشتن فرهنگ و هنر می کند) خوره ی فرهنگ
آرایشگری
ماهی پروری، تربیت ماهی
پرورش نفس، تزکیه نفس، خودپروری
(زیست شناسی) کشت بافت

معنی culture در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] فرهنگ جزئیات یک نقشه که نشانگر کارهای انسان (مانند ماده ها، خطوط آهن، ساختمان ها، کانالها، کوره راه ها، شهرها و پل ها) می باشد که از جلوه های طبیعی قابل تشخیص باشد. این جزئیات معمولاً بر روی نقشه توپوگرافی به رنگ سیاه چاپ می شوند. این اصطلاح هم چنین شامل خطوط مرزهای سیاسی، نصف النهارها، مدار ها، اسامی مکان ها و راهنمای نقشه می باشد.
[بهداشت] کشت
[ریاضیات] فرهنگی، فرهنگ
[خاک شناسی] کشت میکروبی
[نساجی] کشت پنبه
[خاک شناسی] کشت بسته
[بهداشت] کشت خون
[پلیمر] کشت سلول
[خاک شناسی] محیط کشت غنی
[سینما] فرهنگ فیلم
[صنایع غذایی] کشت مادر : در صنایع تخمیری لبنیات به کشتهای لاکتیکی اولیه اطلاق می شود که میزان کل این کشت در ۷۰۰تا۱۰۰۰ میلی لیتر شیر استریل تهیه گردیده است
[خاک شناسی] کشت خالص

معنی کلمه culture به انگلیسی

culture
• civilization; refinement; cultivation (agriculture); bacteria or germs grown for scientific study (biology)
• expose to culture, cultivate; grow in a controlled environment for scientific study (bacteria, germs, etc.)
• culture consists of the ideas, customs, and art produced by a particular society.
• a culture is a particular society or civilization.
• in science, a culture is a group of bacteria or cells grown in a laboratory as part of an experiment.
culture analysis
• examination of a particular culture
culture area
• region dominated by one or several similar cultures
culture shock
• emotional shock which occurs when a person is adjusting to an unfamiliar culture
• culture shock is a feeling of anxiety, loneliness, and confusion that people sometimes experience when they first arrive in another country.
celtic culture
• way of life followed by the ancient peoples that inhabited the northwestern part of europe
corporate culture
• company's values and customs; professional atmosphere in large corporations and organizations reflected by dress codes or conduct and by the unique style and policies of the corporation or organization, organizational culture
education and culture
• two key aspects of governmental responsibility generally combined within one government ministry
hellenistic culture
• ancient greek civilization
minister of culture
• government official responsible for cultural matters
minister of education and culture
• government official responsible for education ...

culture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رسا قاسمی
در رشته گیاهپزشکی به معنی محیط کشت
Ayda
فرهنگ
فرزاد زارع
در کل، از کلمات اولیه ساختار زبان میباشد و اشاره به هر چیزی که به پایه و اساس مربوط میشود،زیر بنا،کاشتن،پروردن،نهادن،رسیدگی قبل از کشت کردن و یاساختن،ایجاد فرهنگ و پایه های چیزی را در ابتدا به درک رساندن،شروع تمدن و اجتماع کوچک را رقم زدن هم مربوط میشود.
مونیکا
synonym of civilization
فرهنگ . تمدن
F.h
فرهنگ_ نوروز
fatemeh832
محل(محیط)کشت و پرورش
Mohi
رسم و رسومات خاص قوم یا کشوری
عقاید بی دلیل و منطق
يكتا حبيبي
Is customs and ideas of a group of people
Nazanin
تمدن .فرهنگ
Nazanin
فرهنگ .تمدن
Faezeh
فرهنگ
فایز
فرهنگ تمدن
anahita
خانم یکتا حبیبی لطفا از کتاب supplementary کانون اسکی نرید :/

( 1. اگه میخوای اسکی بری پیست دیزین - شمشک هست :/ * 2. حداقل میخوای اسکی بری منبع هم بنویس :/ )
shiva_sisi‌
Is customs and ideas of a group of people
Y
فرهنگ_تمدن
Shirin
فرهنگ
پرورش و رشد
Matin
فرهنگ
eli
تمدن. فرهنگ
hamid
culture is customs and ideas of a group of people

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی culture
کلمه : culture
املای فارسی : کالچر
اشتباه تایپی : زعمفعقث
عکس culture : در گوگل

آیا معنی culture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )