انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 987 100 1

curtail

تلفظ curtail
تلفظ curtail به آمریکایی/kərˈteɪl/ تلفظ curtail به انگلیسی/kɜːˈteɪl/

معنی: خرد ساختن، کوتاه کردن، مختصر نمودن
معانی دیگر: کاستن از، خلاصه کردن، مختصر کردن، کوته ساختن، زدن (از چیزی)

بررسی کلمه curtail

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: curtails, curtailing, curtailed
مشتقات: curtailed (adj.), curtailment (n.)
• : تعریف: to make shorter; cut off part of.
مترادف: cut, shorten
متضاد: extend, lengthen, prolong, protract
مشابه: abbreviate, abridge, clip, curb, decrease, pare, prune, reduce, retrench, slash, trim, truncate

- As time was running short, the speaker curtailed her presentation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زمانی که زمان به پایان رسید، سخنگو سخنرانی خود را محدود کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] همانطور که زمان کوتاه بود، سخنران ارائهش را قطع کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- A limited budget forced them to curtail their spending.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک بودجه محدود آن‌ها را وادار به کاهش هزینه‌های آن‌ها کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بودجه محدود آنها را مجبور به محدود کردن هزینه های خود کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه curtail در جمله های نمونه

1. illness caused him to curtail his stay
ترجمه بیماری موجب شد که از مدت اقامت خود بکاهد.

2. The president has remained mute about plans to curtail the number of immigrants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور در مورد طرح‌هایی برای کم کردن تعداد مهاجران صحبت کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور در مورد برنامه هایی برای کاهش تعداد مهاجران نادیده گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The new law will curtail police powers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قانون جدید اختیارات پلیس را کاهش خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قانون جدید قدرت های پلیس را مختل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We must try to curtail our spending.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید سعی کنیم مخارج خود را کم کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید سعی کنیم هزینه هایمان را کاهش دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I don't want to curtail my daughter's freedom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نمی‌خواهم آزادی دخترم را از دست بدهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی خواهم آزادی دخترم را محدود کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. NATO plans to curtail the number of troops being sent to the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناتو در نظر دارد تعداد نیروهای اعزام نیرو به منطقه را کم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناتو قصد دارد تعدادی از نیروهای فرستاده شده به منطقه را کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Government also wants private firms to curtail wage rises, currently running at around six percent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت همچنین خواستار کاهش دست‌مزد شرکت‌های خصوصی است که در حال حاضر حدود شش درصد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت همچنین می خواهد شرکت های خصوصی را برای کاهش دستمزد کاهش دهد، که در حال حاضر حدود 6 درصد آن را اجرا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This would curtail the crisis within three weeks and regain Britain's foot and mouth-free status within three months.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر موجب کاهش بحران ظرف سه هفته خواهد شد و در عرض سه ماه وضعیت آزادی دهان و دهان بریتانیا را به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بحران را در عرض سه هفته کاهش می دهد و در عرض سه ماه وضعیت بریتانیا را از دست می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He must be prepared to curtail this new behaviour before it becomes a habit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او باید برای محدود کردن این رفتار جدید قبل از تبدیل شدن به یک عادت آماده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او باید آماده باشد تا این رفتار جدید را قبل از اینکه عادت شود، مختل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He did, however, curtail his withering critique.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، او انتقاد پژمرده او را قطع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، او انتقاد خود را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Secondary prevention attempts to curtail the spread of the disease and interrupt its course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش‌گیری از دومین تلاش‌ها برای کاهش شیوع بیماری و قطع کردن مسیر آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشگیری ثانویه تلاش برای فروپاشی گسترش بیماری و قطع دوره آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Budget cuts forced schools to curtail after-school programs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش بودجه مدارس را وادار به کاهش برنامه‌های پس از مدرسه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاهش بودجه مدارس مجبور به محدود کردن برنامه های پس از مدرسه می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It also includes other provisions to curtail the influence of money in politics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین شامل مواد دیگری برای کم کردن نفوذ پول در سیاست است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین شامل مقررات دیگر برای محدود کردن نفوذ پول در سیاست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It would be unfortunate if something occurred to curtail our partnership.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی بد میشه اگه اتفاقی برای شراکت ما بیفته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر مشکلی برای کاهش مشارکت ما وجود داشته باشد، مایه تاسف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Winters are wild enough to curtail many of the outdoor pursuits that attract in the first place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمستان‌ها به اندازه کافی وحشی هستند که بسیاری از اشتغالات خارج از فضای باز را که در وهله اول جذب می‌شوند، کم کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمستان به اندازه کافی وحشی است که برای محدود کردن بسیاری از تعطیلات در فضای باز که در وهله اول جذب می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف curtail

خرد ساختن (فعل)
abate , diminish , dwindle , mitigate , minify , reduce , decrease , lessen , turn down , bate , curtail , damp down , decompress , narrow , extenuate , de-escalate , impair
کوتاه کردن (فعل)
curtail , abbreviate , abridge , brief , shorten , truncate , dock , formulate , stag , clip
مختصر نمودن (فعل)
curtail

معنی عبارات مرتبط با curtail به فارسی

پایین ترین پله پلگان

معنی کلمه curtail به انگلیسی

curtail
• decrease, reduce, shorten, cut short
• if you curtail something, you reduce or restrict it; a formal word.

curtail را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی curtail

سعید صفاری مقدم ١٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
کاهش دادن، کوتاه کردن، محدود ساختن، کاستن،مختصر کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی curtail



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی curtail
کلمه : curtail
املای فارسی : کورتیل
اشتباه تایپی : زعقفشهم
عکس curtail : در گوگل


آیا معنی curtail مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )