برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1329 100 1

cut in

/ˈkətɪn/ /kʌtɪn/

1- (در صف مردم) خود را جا زدن، (بدون رعایت حق تقدم) در مسیر اتومبیل دیگر وارد شدن 2- توی حرف کسی دویدن 3-(موضوعی را) عنوان کردن 4- (خودمانی) سهیم کردن، چاک زده، چاک خورده، شکافته

بررسی کلمه cut in

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to move oneself abruptly in or between.
مشابه: barge in, butt in, enter, interpose, intrude

(2) تعریف: to interrupt.
مترادف: interrupt
مشابه: barge in, butt in, interpose, intrude

واژه cut in در جمله های نمونه

1. Using sharp scissors, make a small cut in the material.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از قیچی تیز، یک برش کوچک در مواد ایجاد کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از قیچی تیز، یک برش کوچک در مواد ایجاد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A cut in lending rates would give a fillip to the housing market.
[ترجمه ترگمان]کاهش نرخ وام، تلنگری به بازار مسکن خواهد زد
[ترجمه گوگل]کاهش نرخ وام دهی به بازار مسکن کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This girl likes to have her hair cut in a boyish style.
[ترجمه ترگمان]این دختر دوست داره موهاشو کوتاه کنه
[ترجمه گوگل]این دختر دوست دارد که موهایش را در یک سبک پسرانه بریزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This latest cut in government spending will affect income support recipients and their families.
[ترجمه ترگمان]این کاهش اخیر در هزینه‌های دولت بر حمایت کنندگان از درآمد و خانواده‌های آن‌ها تاثیر خواهد گذاشت
[ترجمه گوگل]این آخرین کاهش هزینه های دولت بر درآمد گیرندگان کمک مالی و خانواده های آنها تاثی ...

معنی cut in در دیکشنری تخصصی

cut in
[برق و الکترونیک] قطع
[سینما] برش ورودی - درون برش - کات مستقیم
[سینما] نمای درون برش
[برق و الکترونیک] ولتاژ برق

معنی کلمه cut in به انگلیسی

cut in
• interrupt someone when they are speaking; enter something without permission; come between; rapidly move in front of someone or something; mix in with sharp motions;
cut in half
• divide into two equal pieces, bisect
cut in prices
• lowering of prices, reduction of prices, making inexpensive

cut in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشید شریفی
this system with cut in when the volume reaches a certain level.
صدرا ناصری
سبقت گرفتن
سید محمود حسینی
شروع به کار کردن،عمل کردن مثلاً وقتی موتور داغ میکند فن ها شروع به کار میکنند عمل میکنند
میکس کردن آرد و مواد چربی مانند کره تا زمانی که یکدست شوند
مخلوط کردن
لنا
قطع كردن يا قطع شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cut in
کلمه : cut in
املای فارسی : کات این
اشتباه تایپی : زعف هد
عکس cut in : در گوگل

آیا معنی cut in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )